مجموعه عصر امتیازها | قسمت چهارم
«بوی نفت»؛ حراج طلای سیاه برای سفر فرنگ
تهران (پانا) - چهارمین روایت مصور از مجموعه نمایشگاهی «عصر امتیازها» با عنوان «بوی نفت»، به یکی از سرنوشتسازترین خیانتهای دوران قاجار میپردازد: قرارداد دارسی. این پوستر نشان میدهد که چگونه در سال ۱۲۸۰ خورشیدی (زمان مظفرالدینشاه)، ثروت ملی ایران برای ۶۰ سال آینده پیشفروش شد.
سفر اروپا، به قیمت نفت!
درست مانند الگوی دوران ناصرالدینشاه، در این دوره نیز «خزانهٔ خالی» و «میل شاه به سفر اروپا» موتور محرک امتیازدهی به بیگانگان بود. در حالی که مظفرالدینشاه نگران بازپرداخت وامهای قبلی روسیه بود و پولی برای سفر جدید نداشت، پیشنهاد ویلیام دارسی انگلیسی مانند فرشته نجات برای دربار (و نه مردم) از راه رسید.
معاملهای نابرابر: ۱۶ درصد در برابر کل منابع
طبق این روایت مصور، ویلیام دارسی با حمایت کامل سیاسی دولت بریتانیا پا پیش گذاشت. پیشنهاد او ساده اما استعماری بود: «تقبل سرمایه و تجهیزات از ما، انحصار جستجو و بهرهبرداری نفت و گاز و قیر در سراسر ایران (جز ۵ استان شمالی) به مدت ۶۰ سال برای ما، و تنها ۱۶ درصد از سود خالص برای ایران!»
ترس از افشای رشوهها
نکته قابل تأمل در این گزارش تاریخی، هراس درباریان از تکرار رسواییهای گذشته است. در هنگام امضای قرارداد در کاخ گلستان، مقامات قاجار به یکدیگر هشدار میدهند: «مراقب باشید کسی از رشوههای دارسی بویی نبرد؛ با سابقهای که از رشوههای رویتر و رژی وجود دارد، نباید بدنام شویم.» این نشاندهنده آگاهی کامل آنها از فساد موجود در قرارداد است.
نفت ایران برای بریتانیای کبیر!
هفت سال بعد، در سال ۱۲۸۷ خورشیدی، نفت در مسجدسلیمان فوران کرد. واکنش مقامات بریتانیایی در سفارت تهران جالبتوجه است. آنها بلافاصله پس از کشف نفت و شروع اعتراضات مردمی، استراتژی خود را تغییر دادند: «باید حواسمون بیشتر به مردم و دربار باشد؛ نفت ایران باید برای بریتانیای کبیر بماند.» جملهای که آغازگر دههها دخالت مستقیم انگلیس در سیاست ایران برای حفظ جریان نفت شد.

ارسال دیدگاه