ونوس بهنود*

«زندگی کوچک کوچک» سوژه‌ای جدی در نماهای شاعرانه

تهران (پانا) - امیرحسین ثقفی در تمام فیلم‌هایش از انتخاب عنوان تا ساختار به دنبال نوآوری است، روندی که در فیلم تازه‌اش «زندگی کوچک، کوچک» ادامه یافته است.

کد مطلب: ۱۶۶۲۹۹۰
لینک کوتاه کپی شد
«زندگی کوچک کوچک» سوژه‌ای جدی در نماهای شاعرانه

«زندگی کوچکِ کوچک» در چهل و چهارمین جشنواره بین المللی فیلم فجر در وضعیتی حضور خود را اعلام کرد که موضوع خشونت یکی از دغدغه‌های جدی جامعه محسوب می‌‌شود.

خشونت کلامی ‌‌و رفتاری بیشترین قربانیان را از بین زنان و کودکان برمی‌‌گزیند. موضوعی که ثقفی تلاش کرده در فیلم خود بیان کند، اما خشونت حاکم بر ماجرای زندگی «توماج» با وجود هراس آلود بودن آن در این فیلم چندان قلب ما را فشرده نمی‌‌کند.

زندگی کوچک کوچک

نمادپردازی افراطی در کادرهای دوربین

ثقفی در آثار دیگر خود مانند «همه چیز برای فروش»، «مردی که اسب شد» و «مرگ کسب و کار من است»، خود را به عنوان یک کارگردان با توجه به مسائل اجتماعی، فقر، خشونت و مشکلات زنان نشان دهد. در فیلم تازه او می‌‌توان ردپای آن نگاه و حساسیت را مشاهده کرد. او در نشست خبری فیلم نیز به این مسئله اذعان کرد و جامعه را نیازمند عطوفت و مهربانی دانست.

اما خشونت افراطی و فورانی که ثقفی در فیلم خود می‌خواهد بیان می‌‌کند در کادرهای زیبای دوربین لمس نمی‌‌شود. مخاطب در فیلم به حدی آسمان ابری و بیابان فراخ با آفتاب دلنشین می‌‌بیند که این خشونت را گم می‌‌کند. گویی هست اما پنهان، کم رنگ و چون ریگی در بیابان.صحنه‌ها مرتب از بیداری به رویای توماج پسری که قربانی خشونت پدر است تغییر می‌‌کند.

بعد از چندبار تکرارخواب دیدن است که تازه مخاطب به تفکیک خواب و بیداری می‌‌پردازد. 

زندگی کوچک کوچک

بازی قوی کودکان نسبت به بزرگسالان

فیلم در بیابان‌ها و کوره آجرپزی و در لوکیشن‌های کمتر دیده شده، اتفاق می‌‌افتد. این دور از دسترس بودن به خودی خود دلهره‌آور است. هیچ نشانه‌ای از زندگی دیده نمی‌‌شود. چاه‌های آب محل بازی بچه‌ها هستند اما هیچ آبی در آن‌ها وجود ندارد. خانه توماج اتاقکی است که حتی در مناسبی ندارد و باد در داخل آن زوزه می‌‌کشد. کوره آجرپزی محل کار کارگری است که پسر او دوست توماج است. این دو کودک نه دوست هم سن دیگری دارند و نه کمترین امکاناتی مانند یک اسباب بازی. بازی این دو کودک در اثر جدید ثقفی به مراتب بهتر از بزرگسالان است. هر چند پیاده‌روی‌های طولانی، خیره شدن‌های طولانی‌تر در سکوت و دیالوگ‌های حداقلی بازیگران ریتم کل فیلم را کند کرده است.

شخصیت اصلی داستان یعنی توماج، کودکی است تشنه محبت. پدر پیر او هیچ کس را دوست ندارد. بداخلاق است و او را از مدرسه محروم کرده است. حتی اجازه نمی‌‌دهد به خانه یعنی همان اتاقکی که باد در آن زوزه می‌‌کشد برود. توماج در بیابان می‌‌خوابد. تنها پناهش رویاهایش است. در رویاهایش پدر او را در آغوش می‌‌کشد و به او توجه می‌‌کند.

ثقفی توانسته یکی از بحران‌های اخلاقی در جامعه یعنی خشونت‌های افراطی را در فیلم خود بیان کند. او حتی به زنی که پدر توماج به همسری گرفته اشاره می‌‌کند. این زن حتی یک کلمه صحبت نمی‌‌کند. نقش او صرفاً خیره شدن در افق‌ها است. پیرمرد او را به خانه‌اش می‌‌آورد و بعد از گم شدن توماج با پای خودش می‌‌رود. 

زندگی کوچک کوچک

مخاطب بخشی از زندگی یک کودک را در این فیلم به تماشا می‌‌نشیند. شاهد حسرت‌ها، بی‌مهری‌های رفته و در نهایت مرگ کودک است. آرزوی دیدن دریا به دل توماج می‌‌ماند. همچون آرزوهای بسیاری که بر دل قربانیان خشونت در جامعه مانده است. شاید اگر ثقفی کمی ‌‌حس و حال تاریک سوژه را در قاب خود می‌‌افزود، این فیلم ماندگارتر می‌شد. 

«زندگی کوچک، کوچک» با مشارکت مرکز گسترش سینمای مستند، تجربی و پویانمایی ساخته شده است.

کارشناس و منتقد سینما

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار