ندا الماسیان طهرانی*

نگاهی به فیلم سینمایی نیم شب/ سینمای جنگ بدون شعار، با متنی که نیاز به پالایش دارد

تهران (پانا) - در میان فیلم‌هایی که به رویدادهای معاصر می‌پردازند، «نیم‌شب» جایگاه متفاوتی دارد. محمدحسین مهدویان این‌بار به‌جای بازسازی مستقیم صحنه‌های نبرد، جنگ ۱۲روزه ایران و رژیم صهیونیستی را از دل یک موقعیت بحرانی روایت می‌کند؛ موقعیتی که هم‌زمان امنیت ملی و حیات فردی را به چالش می‌کشد. همین انتخاب زاویه دید، فیلم را از بسیاری آثار مشابه متمایز می‌کند و به آن اعتباری جدی می‌بخشد.

کد مطلب: ۱۶۶۰۶۱۳
لینک کوتاه کپی شد
نگاهی به فیلم سینمایی نیم شب/ سینمای جنگ بدون شعار، با متنی که نیاز به پالایش دارد

فیلم با تمرکز بر بمبی عمل‌نکرده در بیمارستان، تعلیق خود را می‌سازد و آن را تا پایان حفظ می‌کند. این تعلیق نه پرهیجان و انفجاری، بلکه آرام، فرساینده و نگران‌کننده است. مهدویان به‌خوبی می‌داند که ترس واقعی، در انتظار و بلاتکلیفی شکل می‌گیرد. قاب‌های بسته، حرکت‌های محدود دوربین و حذف موسیقی پررنگ، همگی در خدمت ایجاد این حس قرار گرفته‌اند.

نیمه شب

نقطه قوت دیگر فیلم، پیوند دادن این بحران بیرونی با بحران شخصی قهرمان است. همسر در حال مرگ، نه صرفاً یک عنصر احساسی، بلکه آینه‌ای است که فشار تصمیم‌گیری را تشدید می‌کند. فیلم در این لحظات، موفق می‌شود مخاطب را درگیر کند و از سطح روایت صرفاً امنیتی فراتر برود. این همان جایی است که «نیم‌شب» به سینمای استراتژیک نزدیک می‌شود؛ جایی که سیاست و امنیت، از دل زندگی روزمره عبور می‌کنند.

کارگردانی مهدویان در «نیم‌شب» دقیق و مسلط است. او می‌داند کجا مکث کند، کجا اطلاعات را قطره‌چکانی بدهد و کجا از توضیح اضافه پرهیز کند. استفاده از بازیگران غیرچهره، انتخابی هوشمندانه است که به مستندگونگی فضا کمک کرده. این ویژگی، فیلم را در امتداد آثار قبلی کارگردان قرار می‌دهد و امضای شخصی او را حفظ می‌کند.

نیمه شب

اما فیلمنامه، همچنان پاشنه آشیل فیلم است. روایت از پراکندگی رنج می‌برد و شخصیت‌های متعددی وارد داستان می‌شوند که حضورشان ضرورتی دراماتیک ندارد. این تعدد، نه‌تنها به غنای روایت کمک نمی‌کند، بلکه باعث افت ریتم و کش‌آمدگی اثر می‌شود. «نیم‌شب» می‌توانست با حذف برخی خطوط فرعی و تمرکز بیشتر بر محور اصلی، به فیلمی فشرده‌تر و تأثیرگذارتر تبدیل شود.

نیمه شب

همچنین، پرداخت شخصیت‌ها در سطح باقی می‌ماند. ما با موقعیت‌ها آشنا می‌شویم، اما کمتر به لایه‌های درونی شخصیت‌ها نفوذ می‌کنیم. این کمبود، به‌ویژه در مورد قهرمان داستان، محسوس است. بحران او بیش از آنکه در کنش‌ها متبلور شود، در موقعیت توضیح داده می‌شود.

با این حال، نباید از اهمیت «نیم‌شب» غافل شد. فیلم نشان می‌دهد که سینمای ایران توانایی پرداختن به موضوعات امنیتی و جنگی را با نگاهی انسانی و غیرشعاری دارد. حتی اگر فیلمنامه به انسجام کامل نرسیده باشد، خودِ این تلاش ارزشمند است. «نیم‌شب» می‌تواند در ردیف فیلم‌های قابل توجه جنگ ۱۲روزه مطرح شود؛ فیلمی که مسیر را درست انتخاب کرده، هرچند هنوز به مقصد نهایی نرسیده است.

عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار