پنج‌شنبه آخر سال؛ زیارتی از جنسِ ایمان در سایه‌ مقاومت

تهران (پانا) - آخرین پنجشنبه سال ۱۴۰۴ شمسی است ؛ به رسم هر ساله زیارت اهل قبور و مزار شهدا در برنامه سالیانه خانواده‌های ایرانی قرار دارد اما امسال این زیارت با بوی خاک و خون آغشته شده است ، بویی که نشان از مقاومت دارد، مقاومتی عبرت آموز برای جهانیان.

کد مطلب: ۱۶۷۷۹۰۵
لینک کوتاه کپی شد
پنج‌شنبه آخر سال؛ زیارتی از جنسِ ایمان در سایه‌ مقاومت

ایران در آستانه‌ سال نو، همواره با شور و اشتیاق وصف ناشدنی همراه بوده است ، بوی گل سنبل و لاله ، سفره های رنگین هفت سین و اشتیاق نو شدن سالی کهنه ، شهر را شور و حرارتی وصف ناشدنی فرا می گیرد و آیین های پایان سال هر کدام به زیبایی هرچه تمام تر اجرا می شود ؛ اما امسال سالی بود متفاوت؛ به جای بوی سنبل و لاله ، بوی خاک و خون می‌آید و به جای سفره های هفت سین، کوله پشتی های خونین دختران مدرسه میناب رنگ و روی الهی به خانه ها داده است.

در این پنج‌شنبه، بوی خاک با عطرِ شهادت آمیخته و هر سنگ قبر، داستانی از ایستادگی دارد؛ داستانی که در سایه‌ جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی، تأثیرگذارتر شده است؛ این پنجشنبه روایتی است از قلب‌های تپنده‌ای که در میانِ خاک‌ها، زنده‌ترین امید را می‌سازند؛ امید به روزهایی که ایران، با سربلندی و با عزت، همچنان ایستاده است.

مردمان ایران زمین از کوچه‌های پر از گلاب تا خیابان‌های پر از اشک، را می‌پیمایند و خود را به مزار عزیزان می‌رسانند تا تجدید خاطره کنند با آنانی که روزی مهربان ترین بودند ، با مردان و مادرانی که نبودشان غم را در دلها نشاند و دیدارشان هر چند در قبور باشند ، طراوت و راحتی و آرامش را به همراه دارد.

ایرانیان امسال بیش از گذشته به زیارت اهل قبور می‌روند و برای تسلای دل خود و بازماندگان شهدای جنگ های ۱۲ روزه و تجاوز اخیر دعا می کنند و از خداوند سرنگونی دشمنان ایران زمین را طلب می کنند.

در مزار شهدا، سنگ قبرها نه برای یادآوری مرگ، که برای زندگی جاودانه است. هر سنگ، نامی دارد، هر نام، داستانی؛ داستانِ کسی که رفت، اما اثرش ماند. داستانِ کسی که جان داد، اما راهش ادامه یافت. داستانِ کسی که در آتش جنگ سوخت، اما در دل‌ها زنده ماند.

هر سنگ قبر، گواهی است بر این که ایران، در مقابل دشمن زانو نزد. هر شهید، پیامی است که می‌گوید: «ما می‌مانیم، حتی اگر جان‌هایمان را بدهیم.»

جنگی که بر ایران رفته، نه جنگی برای زوال، که جنگی برای مقاومت است و مزار این عزیزان و شهدا این روز حال و هوای دیگری دارد؛ مادر شهید دست بر سنگ مزار عزیز خود می‌کشد و می‌گوید: «پسرم، مادر آمد.» هرچند صدایش می‌لرزد اما این صدا غرور و افتخار را به دیگران منتقل می کند .

جوانی، به سنگ مزار شهید که می‌رسد می‌گوید: «استاد، راهت ادامه دارد»؛ او می‌داند که هر شهید، چراغی در تاریکی است؛ چراغی که دشمن نمی‌تواند آن را خاموش کند؛ چراغی که نسل به نسل، روشن‌تر می‌شود.

زن جوانی در حالیکه فرزند نوزاد خود را در بغل گرفته نیز به قبر شهیدی می‌رسد ، می‌گوید: «برادر جان ما آمدیم»، آمدیم تا فرزندم از شما راه آزادی و ایستادگی را بیاموزد ؛ آمدیم تا بابت فداکاری‌هایت از شما تشکر کنیم و از خداوند بخواهیم ‌بر خوان پر نعمت مولای شهیدمان امام حسین میهمان باشی.

کودکانی به مزار شهدا آمده اند که از خانواده می‌پرسند، «اینجا قبر کیست؟» مادر می‌گوید: «اینجا، قبر یک شهید است.» کودک، دست بر سنگ می‌گذارد و آن را می‌بوسد. او نام و شهرت شهید را نمی‌داند تنها این را می‌داند که این مرد، ایران را ساخت.هر ایرانی، با خود، عزمی راسخ و قلبی استوار دارد؛ پنجشنبه آخر سال را با حالی عجیب و قلبی شکسته و زانوانی استوار می‌گذراند؛ او می‌داند به یمن وجود شهدا ، ایران هیچ‌گاه تسلیم نشده و هیچ‌گاه از حق خود دست نکشیده است.

هر شهید، گواهی است بر این که ایران، برای خودش می‌جنگد؛ برای حفظ آزادی‌اش، برای استقلالش، برای شرافتش.

پنج‌شنبه آخر سال، آیینی است که امسال در تاریخ ایران جاودانه می شود. آیینِ یادآوری، آیینِ شکرگزاری، آیینِ امید؛ این روز، به ما یاداور می‌شود که هیچ‌کس ناپدید نمی‌شود، هیچ‌کس فراموش نمی‌شود، هیچ‌کس بی‌یاد نمی‌ماند.

در میانِ سنگ‌ها، دل‌ها صمیمی‌تر می‌شوند، چشم‌ها روشن‌تر می‌شوند، قلب‌ها قوی‌تر؛ این روز، به ما یادآوری می‌کند که ما یک خانواده‌ایم، با همه‌ فراق‌ها و با همه‌ پیوندها؛ یک ملت، با همه‌ رنج‌ها و با همه‌ پیروزی‌ها.

و این پنج‌شنبه آخر سال، یادآوری عشق به همه‌ عزیزانی است که رفتند؛ به یاد همه‌ آن‌هایی که ایران را ساختند؛ ایران با این یادها و نامها، همیشه می‌ماند و همیشه زنده است.

ایران، همیشه سربلند است، چون خون‌های ایرانیان، همیشه جاری است.

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار