وقتی شهر می‌خوابد، زندگی تازه شروع می‌شود

تیکمه‌داش (پانا) - نیمه‌شب است و خیابان‌ها آرام‌تر شده‌اند، پنجره‌ها یکی‌یکی خاموش می‌شوند و شهر انگار نفسش را آهسته‌تر می‌کشد. بیشتر مردم خوابیده‌اند؛ اما برای بعضی‌ها، درست همین ساعت، آغاز یک روز دیگر است.

کد مطلب: ۱۶۶۲۸۹۱
لینک کوتاه کپی شد
وقتی شهر می‌خوابد، زندگی تازه شروع می‌شود

کسانی که شب کار می‌کنند، سهم پنهانی از زندگی شهر دارند. راننده تاکسی اینترنتی که مسافر آخر را سوار می‌کند، نانوایی که بوی نان داغش سحر را خبر می‌دهد، پرستاری که بی‌وقفه از بیماران مراقبت می‌کند، پاکبانی که پیش از بیدار شدن شهر، خیابان‌ها را جارو می‌زند. شهر روی دوش آن‌ها ایستاده؛ حتی وقتی کسی آن‌ها را نمی‌بیند.

شب‌کاری؛ انتخاب یا اجبار؟

برای خیلی‌ها، شب‌کاری انتخاب دلخواه نیست. بیشتر شبیه راهی است که ناچار به آن افتاده‌اند. «روزها هرچه گشتم کار پیدا نشد. شیفت شب تنها چیزی بود که قبولم کردند.» این جمله را می‌شود از زبان خیلی از شب‌کارها شنید. گرانی، بی‌ثباتی شغل و رقابت سنگین، شب را به تنها فرصتِ ماندن تبدیل کرده است.

زندگی با ساعتی متفاوت

زندگی شبانه فقط بیدار ماندن نیست؛ زندگی کردن با ساعتی است که با بقیه جامعه نمی‌خواند. خواب روزانه، جا ماندن از مهمانی‌های خانوادگی، ندیدن دوستان و حسِ همیشگیِ عقب یا جلو بودن از دیگران. پرستاری که سال‌ها شیفت شب بوده می‌گوید: «خستگی بهش عادت می‌کنی، ولی این‌که انگار بیرون از زمان زندگی می‌کنی، نه.»

بدن و روانی که فرسوده می‌شود

پزشکان بارها هشدار داده‌اند که کار شبانه، اگر طولانی شود و حمایتی در کار نباشد، می‌تواند بدن و روان آدم را آرام‌آرام فرسوده کند. بی‌خوابی، اضطراب، تنهایی و خستگی مزمن، بخشی از واقعیت زندگی شب‌کارهاست. با این حال، خیلی از آن‌ها نه مزایای ویژه‌ای دارند، نه خدمات حمایتی و نه حتی دیده شدن.

شهر بیدار است، اما کارگرانش در سایه‌اند

شهرهای بزرگ کم‌کم ۲۴ ساعته شده‌اند. 

خدمات شبانه بیشتر شده، اقتصاد شب جان گرفته؛ اما هنوز آدم‌هایی که چرخ این زندگی را می‌چرخانند، در حاشیه مانده‌اند. انگار شهر روشن است، اما کسانی که این روشنایی را  ممکن کرده‌اند، در تاریکی‌اند.

دیده شدن، ساده‌ترین حق

شب‌کارها کمتر در آمارها دیده می‌شوند و کمتر در روایت‌های روزمره جایی دارند. اما کافی است یک شب نباشند؛ آن وقت شهر معنای واقعی سکوت را می‌فهمد.

شاید وقتش رسیده باشد که وقتی از «زندگی شبانه شهر» حرف می‌زنیم، فقط به چراغ‌ها و خیابان‌ها فکر نکنیم؛ به آدم‌هایی فکر کنیم که بیدار می‌مانند تا شهر بتواند بخوابد

 

نویسنده : دانش‌آموز: آیناز مسعودی نسب

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار