روشنایی‌ای که خاموش نمی‌شود؛

آذرگان در دل نسلی که هنوز ریشه‌هایش را فراموش نکرده است

شهریار(پانا)- آذرگان سال‌هاست که از میان هیاهوی شهر و گردوغبار روزمرگی عقب نشسته، اما نه آن‌قدر که به فراموشی سپرده شود. نسل امروز در میان شتاب زندگ هنوز رد این روشنایی هزارساله را دنبال می‌کند؛ روشنایی‌ای که امسال، حتی زیر آسمان خاکستری، دوباره زنده شد.

کد مطلب: ۱۶۴۱۲۳۰
لینک کوتاه کپی شد
 آذرگان در دل نسلی که هنوز ریشه‌هایش را فراموش نکرده است

آذرگان یکی از کهن‌ترین جشن‌های ایرانی است؛ روزی برای پاسداشت «آتش»، «روشنایی» و همان نیروی پاکی که ایرانیان هزاران سال با آن زندگی کرده‌اند. این جشن، تنها روشن کردن شعله‌ای بیرونی نبود؛ پیامی بود درباره روشن نگه‌داشتن درون آدم‌ها، حتی در روزهایی که همه‌چیز دوروبرشان تیره است.

در سال‌های اخیر، آذرگان مثل بسیاری از آیین‌های قدیمی، کم‌کم از متن زندگی روزمره مردم فاصله گرفته. شتاب گرفتاری‌ها، آلودگی هوا، مشغله‌های کاری و حتی تغییر سبک زندگی باعث شده خیلی‌ها اسم این جشن را فقط در تقویم ببینند و بی‌تفاوت از کنارش رد شوند. اما واقعیت این است که هنوز هم هستند کسانی که فارغ از شلوغی دنیا، به این ریشه‌های قدیمی توجه می‌کنند؛ کسانی که معتقدند اگر سنت‌ها کم‌رنگ شده‌اند، دلیل نمی‌شود فراموش شوند.

امروز که آذرگان دوباره در تقویم ظاهر شد، بیرون از خانه هیچ نشانی از جشن دیده نمی‌شد. نه آتشی روشن شد، نه جمعی شکل گرفت. شهر زیر لایه‌ای سنگین از دود بود و انگار هیچ‌کس فرصت یا حال و حوصله‌ای برای یادآوری یک رسم هزارساله نداشت.

اما در فضای مجازی، در پیام‌های کوتاه، در گفت‌وگوهای دوستانه و در دل آدم‌هایی که هنوز به این ریشه‌ها وصل‌اند، ردّ این روز زنده بود. همین نشانه‌های کوچک نشان داد که روشنایی همیشه از بیرون نمی‌آید؛ گاهی از پشت همان شیشه‌های بسته، از دل همان روزهای آلوده، از درون آدم شروع می‌شود.

به‌عنوان یک دانش‌آموز خبرنگار، برای من آذرگان امسال یک جشن بی‌صدا اما عمیق بود؛ فرصتی برای دیدن این حقیقت که سنت‌ها اگرچه از شلوغی خیابان‌ها عقب نشسته‌اند، اما از ذهن و حافظه مردم حذف نشده‌اند.

این روز یادآوری کرد که روشنایی و امید، هرچقدر کم‌فروغ، باز هم ارزش دیده‌شدن دارند.

هرچند آذرگان در تقویم شاید فقط یک نام باشد، اما برای کسانی که هنوز به ریشه‌ها احترام می‌گذارند، بهانه‌ای است برای نگه‌داشتن همان نور کوچکی که در میان تمام گرفتاری‌ها و دودهای زندگی خاموش نمی‌شود.

نویسنده : دانش‌آموزان زهرا سادات موسوی‌نژاد، ریحانه مردانی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار