کربلای ایران، موج زائران را در آستانه سال نو میپذیرد
لالجین(پانا) - با آغاز سال نو و ورود به فصل بهار، بارگاه ملکوتی امام رضا (ع) رنگ و بوی تازهای به خود گرفت و "کربلای ایران" مملو از جمعیتی بیشمار شد.
بابا رضا تنها دو کلمه که دنیایی از عشق، ارادت و معصومیت را در خود جای داده است.تصاویری که از ورودی حرم ثبت شده، گویای این حضور میلیونی بود؛ مردمی که با قرائت قرآن و اشکهای شوق، دلهای خود را به آستان مقدس حضرت رضا (ع) گره زده بودند.
عظمت جمعیت به حدی بود که در قاب تصویر نمیگنجید و خادمان با عشق و ایثار، فرشها را در صحنها پهن میکردند تا خیل عظیم مشتاقان، در فضایی معنوی به راز و نیاز بپردازند. صدای زیبای ساعت حرم، که به شکلی دلنشین نویدبخش اذان ظهر و برپایی نماز جماعت بود، بر این شکوه معنوی میافزود.
در میان این جمعیت پرشور، داستانهای کوچک و بزرگی از عشق، امید و ارادت روایت میشد. دو کودک که در حال صحبت و بازی بودند، نمادی از طراوت و آیندهای روشن در این سرزمین مقدس بودند. کودکی دیگر، کنار عکس رهبر شهید، با نگاهی پر از سوال و ارادت، عکسی به یادگار میگرفت.
زنی که برای شفای فرزندش، با بطری آبی متبرک از سقاخانه، از همه التماس دعا و خواندن حمد داشت، یا پیرزنی که با وجود کمردرد، صبورانه در صف زیارت پنجره فولاد ایستاده بود؛ همگی حکایت از تجلی معجزات و الطاف رضوی داشت.
دخترکی که با نوای دلنشین زیارتنامه میخواند و دخترکی دیگر که از آب حیاتبخش سقاخانه مینوشید، هر کدام قطرهای از دریای معرفت و عنایت این آستان مقدس بودند. مردی که با چهرهای ناراحت در برابر عکس رهبر شهید ایستاده بود، و کودکانی که با شیرینزبانی "بابا رضا" را صدا میزدند، همه نشان از پیوند عمیق مردم با این شخصیت ماندگار و عظیم و این حرم نورانی داشتند.
در دفتر خاطرات خود، این حرم را همواره مقصدی آرامشبخش و دعوتگاهی همیشگی از سوی "بابا رضا" میدانم، چه خواسته و چه ناخواسته. شکوه و عظمت حرم به قدری بود که حتی آسمان غروب نیز در برابرش کوچک مینمود و خورشید را محجوب میساخت.
در این "کربلای ایران"، جایی که هر نگاه، هر زمزمه و هر دعایی، رنگ و بوی عشق و ارادت داشت، مردم با قلبی رئوف، خواستههای خود را از امام رضا (ع) طلب میکردند، چرا که او را رئوفتر از تصورات میدانستند.
ارسال دیدگاه