شهیدانی از جنس مردم: وقتی سادگی، معنای والایی مییابد
نیم ور (پانا)-این روزها، با فرا رسیدن هفته دولت و یادبود شهیدان رجایی و باهنر، نامهایی که هر سال بر زبانها جاری میشوند، شاید فرصت خوبی باشد که یک بار دیگر، نه از منظر تاریخ و سیاست، بلکه از زاویهای انسانیتر به این دو بزرگوار نگاه کنیم.

این روزها، با فرا رسیدن هفته دولت و یادبود شهیدان رجایی و باهنر، نامهایی که هر سال بر زبانها جاری میشوند، شاید فرصت خوبی باشد که یک بار دیگر، نه از منظر تاریخ و سیاست، بلکه از زاویهای انسانیتر به این دو بزرگوار نگاه کنیم. به عنوان یک دانشآموز خبرنگار، همیشه برایم سوال بوده که چه چیزی شهیدانی را تا این حد ماندگار میکند؟ و فکر میکنم، پاسخ در سادگی آنها نهفته است؛ سادگیای که این روزها گمشدهی بسیاری از ماست.
رجایی، معلمی که رئیسجمهور شد و باهنر، روحانی متواضعی که رخت نخستوزیری پوشید. شاید تصور اینکه یک رئیسجمهور، برای مهمترین دیدارهای کاریاش، کیف دستیاش را خودش حمل کند، یا نخستوزیری آنقدر بیادعا باشد که کمتر کسی او را در میان مردم عادی تشخیص دهد، کمی سخت باشد. اما اینها، تنها گوشههایی از زندگی مردانی بود که عنوان «خادم ملت» را نه یک شعار، که یک سبک زندگی میدانستند.
جالب است که زندگی آنها، پر از جزئیاتی است که شاید در کتابهای تاریخ کمتر به چشم بخورد، اما در دل مردم زنده است: از زندگی سادهشان که هیچ شباهتی به مقام و منصب نداشت، تا خاکی بودن و مردمی بودنشان. آنها نه برج عاجی ساختند و نه فاصلهای با مردم گرفتند. در اوج قدرت، گویی هنوز همان معلم و روحانی دیروز بودند؛ متواضع، دلسوز و همیشه در دسترس.
اینجاست که فکر میکنم، راز ماندگاری این دو شهید بزرگوار در همین سادگی و صداقت در خدمت بود. در روزگاری که پیچیدگیها گاهی ما را از اصل دور میکند، یادآوری چنین الگوهایی، نه تنها الهامبخش است، بلکه نشان میدهد که راه رسیدن به قلههای انسانیت و خدمت، از مسیرهای پر زرق و برق نمیگذرد، بلکه از خاکی بودن و خود بودن میگذرد.
پیام آنها برای من، و شاید برای همه همنسلانم، این است که برای اثرگذار بودن و مفید بودن برای جامعه، نیازی به نقش بازی کردن نیست. کافی است خودت باشی، اما خودی که با تمام وجودش برای مردمش تلاش میکند. شهیدان رجایی و باهنر، نه با حرف، که با عملشان به ما آموختند که مسئولیتپذیری و عشق به میهن، با سادهزیستی و فروتنی، میتواند معنای واقعی پیدا کند. و این میراثی است که هیچگاه کهنه نخواهد شد.
ارسال دیدگاه