دل تاریکی آرام و سنگین است

فردیس(پانا)_دل تاریکی، آرام و سنگین است. بوی اشک می‌آید، بوی خاک نجف، بوی فرق شکافته‌ی مردی که تمام زندگی‌اش را در راه خدا معنا کرد. شب‌های قدر، شب‌های تقدیرند، اما در دل این تقدیرها، اندوهی کهنه نهفته است؛ اندوهی از جنس غربت علی علیه‌السلام

کد مطلب: ۱۶۷۴۰۷۴
لینک کوتاه کپی شد
دل تاریکی آرام و سنگین است

مولایی که عدالت را زیست، نه فقط گفت. آن‌کس که نان خشک را به دست یتیمان سپرد و لبخند زد، در حالی‌که خودش گرسنه بود. آن‌کس که شمشیرش، جز برای دفاع از حق فرود نمی‌آمد و زبانش، جز در ذکر خدا نمی‌چرخید. و حال، همان مولا، همان صدای عدالت، در سجده‌ی نماز صبح خونین شد؛ در همان لحظه‌ای که جز معبود نمی‌دید.

شبی است که شمشیر جهل، بر فرق حقیقت فرود آمد. آسمان لرزید، زمین گریست، و تاریخ در اندوهی عمیق فرو رفت. از آن شب تا امروز، هر دل عاشقی که به ذکر علی می‌تپد، زخمی از همان ضربت در خود دارد.

شب‌های قدر… شب‌هایی که با ضجه‌ی فرشتگان و اشک مؤمنان آمیخته‌اند. شب‌هایی که آسمان باز می‌شود و فرشتگان به اذن پروردگار، تقدیر انسان را بر صفحه‌ی سرنوشت می‌نویسند. این شب‌ها، فرصتی‌اند برای بازگشت، برای توبه، برای پاک شدن از گرد گناه، و آغوشی دوباره یافتن در مهربانی خدا. ولی در پس اشک توبه‌کنندگان، صدای ناله‌ی علی هم هست… آه کش‌دار مردی که درد امت، زخم دلش بود.

کاش می‌دانستیم، قدر یعنی چه. کاش می‌فهمیدیم «لیلةالقدر» یعنی زمانی که خدا نزدیک‌تر است از هر لحظه، و در همان نزدیکی، مولا به نماز ایستاده بود، تا آخرین بار پیشانی‌اش را بر خاک بگذارد.

وقتی ابن ملجم شمشیر زهرآلودش را بالا برد، تاریخ در خود شکست. صدایی آمد که تا قیامت در گوش جهان می‌پیچد «فُزتُ‌ و ربُّ الکعبه» پیروز شدم، به خدای کعبه سوگند.

پیروزی او در مرگ نبود، در جاودانگی روحش بود. در آن‌که عدالت هرگز نمی‌میرد، و نام علی همچنان بر زبان دل‌ها جاری است.

 

 

 

خبرنگار : دانش‌آموز: هانیه ناظمی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار