در گفت وگوی پانا با یک کارشناس اقتصادی مطرح شد
خرید هیجانی طلا و ارز، مسیری پرریسک برای حفظ دارایی
تهران (پانا) - در دورههای بیثباتی اقتصادی، هجوم مردم به بازار طلا و ارز معمولاً با هدف حفظ ارزش دارایی انجام میشود، اما شواهد نشان میدهد این رفتار هیجانی بیش از آنکه نقش حفاظتی داشته باشد، به تشدید نوسان و افزایش ریسک برای خریداران منجر میشود. با یک کارشناس اقتصادی دراین باره گفت وگو کرده ایم.
محمد میرزایی، کارشناس اقتصادی با تأکید بر اینکه خریدهای هیجانی طلا و ارز معمولاً در زمان اوج قیمت انجام میشود، گفت: این رفتارها نهتنها نقش مؤثری در حفظ ارزش دارایی ندارند، بلکه به افزایش ریسک خانوارها و تشدید نوسانات اقتصادی منجر میشوند.
این کارشناس اقتصادی با اشاره به افزایش تقاضای عمومی برای طلا و ارز در دورههای بیثباتی اقتصادی گفت: در چنین مقاطعی، نگرانی از آینده باعث میشود بخشی از جامعه بدون تحلیل دقیق وارد بازار شود و تصور کند که صرف خرید طلا یا ارز میتواند دارایی او را در برابر تورم حفظ کند.
وی گفت: تجربههای گذشته نشان میدهد این نوع ورود به بازار اغلب هیجانی و شتابزده است و معمولاً در زمانی رخ میدهد که قیمتها بخش عمدهای از مسیر صعودی خود را طی کردهاند؛ در نتیجه، ریسک خرید در بالاترین سطح قرار دارد.
در این میان، نقش فضای رسانهای و شبکههای اجتماعی را نمیتوان نادیده گرفت. انتشار اخبار ناقص، تحلیلهای شتابزده و پیشبینیهای اغراقآمیز، عملاً به سوخت این هیجان تبدیل میشود. بسیاری از این محتواها نه بر پایه داده، بلکه برای جلب توجه یا اثرگذاری روانی تولید میشوند. نتیجه، تصمیمهایی است که بیش از آنکه اقتصادی باشند، احساسی هستند.
میرزایی تصریح کرد: راهحل، نه انفعال و نه نادیده گرفتن ریسکهاست. راهحل، بازگشت به عقلانیت اقتصادی است؛ یعنی پذیرش این واقعیت که هیچ دارایی بدون ریسک نیست، هیچ بازاری همیشه صعودی نیست و هیچ تصمیم عجولانهای، ضامن حفظ ارزش نیست. متنوعسازی دارایی، داشتن افق زمانی مشخص و پرهیز از پیروی کورکورانه از موجهای خبری، حداقلهایی است که میتواند از زیانهای گسترده جلوگیری کند.
به گفته او خرید هیجانی طلا و ارز، برخلاف تصور رایج، نه سپر تورمی مطمئن است و نه راهبردی هوشمندانه برای حفظ دارایی. این رفتار، اغلب مردم را در نقطه اوج قیمت وارد بازار میکند، ریسک را از بازیگران حرفهای به خانوارها، منتقل و در سطح کلان، نوسانات اقتصادی را تشدید میکند. تجربه نشان داده است که در شرایط بیثبات، آنچه بیش از هر چیز دارایی را حفظ میکند، نه سرعت واکنش، بلکه کیفیت تصمیم است.
اگر قرار باشد از ارزش داراییها محافظت شود، نخست باید از تصمیمها در برابر هیجان محافظت کرد.
اقتصاد، عرصه رفتار انسانها
اقتصاد، پیش از آنکه مجموعهای از اعداد و شاخصها باشد، عرصه رفتار انسانهاست. هر جا نااطمینانی افزایش مییابد، واکنشهای احساسی جای تحلیل عقلانی را میگیرد. در اقتصاد ایران، که سالها با تورم بالا، شوکهای سیاسی و تغییرات ناگهانی سیاستی مواجه بوده، این واکنشها شکل حادتری به خود گرفته است. کوچکترین خبر منفی یا سیگنال مبهم از آینده، میتواند موجی از نگرانی را در جامعه ایجاد کند؛ یک حس نگرانی که خیلی زود به رفتار اقتصادی ترجمه میشود.
در چنین فضایی، طلا و ارز بهعنوان «پناهگاه ذهنی» معرفی میشوند. نه به این دلیل که همه مردم تحلیل دقیقی از بازار جهانی طلا یا تراز ارزی کشور دارند، بلکه چون حافظه جمعی جامعه به آنها بهعنوان داراییهای «کمریسک» خو گرفته است. همین ذهنیت باعث میشود که بسیاری از افراد، بدون بررسی قیمت، روند یا حتی نیاز واقعی خود، صرفاً برای عقب نماندن از موج، وارد بازار شوند.
این نقطه، آغاز رفتار هیجانی است؛ جایی که ترس از آینده، جایگزین تحلیل آینده میشود. تصمیم اقتصادی دیگر بر پایه مقایسه هزینه و فایده نیست، بلکه بر مبنای اضطراب شکل میگیرد. افراد نه به این فکر میکنند که آیا قیمت فعلی منطقی است یا نه، بلکه فقط میخواهند «جا نمانند».
نکته کلیدی آن است که این ترس، بهندرت در زمان مناسب فعال میشود. زمانی که قیمتها پایین یا متعادلند، بازار جذابیتی برای عموم ندارد؛ اما وقتی قیمتها جهش میکند و نمودارها صعودی میشوند، ناگهان تقاضای عمومی فعال میشود. به بیان ساده، مردم زمانی وارد بازار میشوند که بخش زیادی از مسیر صعودی طی شده و ریسک در بالاترین سطح قرار دارد.
خرید در اوج؛ سازوکاری که زیان را بازتوزیع میکند
بازار طلا و ارز، مانند هر بازار دیگری از کنش بازیگران مختلف شکل میگیرد؛ از سرمایهگذاران حرفهای و نهادهای بزرگ گرفته تا خانوارهای عادی. تفاوت این بازیگران نه در نیت، بلکه در ابزار و زمانبندی است. بازیگران حرفهای معمولاً زودتر وارد میشوند، زودتر تحلیل میکنند و زودتر هم از بازار خارج میشوند. در مقابل، سرمایهگذار خرد اغلب زمانی وارد میشود که نشانههای ظاهری رشد، برای همه قابل مشاهده شده است.
در این نقطه، یک انتقال نامرئی اما مهم رخ میدهد: ریسک از بازیگران آگاهتر به مردم عادی منتقل میشود. کسانی که در قیمتهای پایینتر خریدهاند، در فاز هیجانی بازار فرصت فروش پیدا میکنند و کسانی که تازه وارد میشوند، عملاً خریدار ریسک هستند. این سازوکار، نه استثنا، بلکه قاعده بازارهای هیجانی است.
تجربه سالهای اخیر بهوضوح نشان داده که بخش قابل توجهی از خریداران طلا و ارز، پس از فروکش کردن هیجان اولیه، با دورههای طولانی رکود یا اصلاح قیمتی مواجه شدهاند. در این دورهها، نهتنها بازدهی خاصی حاصل نمیشود، بلکه دارایی عملاً قفل میشود. این همان نقطهای است که «حفظ ارزش» به «حبس سرمایه» تبدیل میشود.
باید توجه داشت که حتی اگر در بلندمدت قیمت اسمی طلا یا ارز افزایش یابد، این بهمعنای سود واقعی نیست. وقتی تورم، هزینه فرصت و زمان خواب سرمایه را در نظر بگیریم، بسیاری از این خریدهای هیجانی، در عمل بازدهی واقعی ناچیز یا حتی منفی داشتهاند. این واقعیت، معمولاً در هیاهوی قیمتهای اسمی دیده نمیشود.
ارسال دیدگاه