گزارشی از پشتصحنه برنامه چهلتیکه
شکوفنده: وقتی حرف میزنم، میگویند باز جودی ابوت شد
تهران (پانا) - زهره شکوفنده میگوید او برای مردم نوستالژی است. و وقتی این را میبیند حس خوبی میگیرد. و به همین علت است که صدایش به سنش نمیخورد. این صداپیشه اضافه میکند وقتی یک دختربچه ۱۳ ساله او را میبیند و گریه میکند، از مادرش میپرسد چرا این بچه گریه میکند، مادرش میگوید چون از دیدن شما خوشحال است گریه میکند و این حس را هیچطور نمیشود بیان کرد.»
توی مسیر تا رسیدن به استودیوی ضبط برنامه چهلتیکه مدام به تیترهای گزارشم فکر میکنم. ابتدا به نظرم رسید « صدای جودی ابوت را از گرمدره میشنوید! »تیتر مناسبی برای این گزارش است. معمولا موضوع گزارش مرا بیحوصله یا سرذوق میآورد و اینبار مود من روی مورد دوم میچرخد. وقتی به استودیو میرسم، ضبط برنامه در آستانه شروع شدن است.
زهره شکوفنده مهمان این قسمت برنامه است. برای بچههای دهه ۶۰ خانم شکوفنده با نام «جودی ابوت» عجین شده است. تقریبا هیچ بچه دهه شصتی وجود ندارد که کارتون «بابالنگدراز» یا همان جودی ابوت خودمان را ندیده باشد.
داریوش کاردان میگوید: صداست که به کلمات روح میدهد و برنامه امروز ما به صدا مربوط است. سپس مهمان برنامه را معرفی میکند و بعد از سلام و احوالپرسیهای روتین برنامه به بحث صدا و اثرات آن میپردازد.
زهره شکوفنده میگوید:«من برای مردم نوستالژی هستم. و وقتی این را میبینم حس خوبی میگیرم. و به همین علت است که صدایم به سنم نمیخورد. وقتی یک دختربچه ۱۳ ساله من را میبیند و گریه میکند، از مادرش میپرسم چرا این بچه گریه میکند، مادرش میگوید چون از دیدن شما خوشحال است گریه میکند. این حس را هیچطور نمیشود بیان کرد.»
کاردان خیلی زود مهمترین و جذابترین بخش مصاحبه را با سوال درباره جودی ابوت مطرح میکند. شکوفنده میگوید:« سال ۷۰ یا ۷۱ بود که مدیر دوبلاژی را شروع کردم. بعد از این بود که سریال «بابالنگدراز» را دادند به من که دوبله کنم. وقتی مدرسه میرفتم یک درس بهنام «طرحکاد» داشتیم؛ آن زمان هر کسی هر کاری که دوست داشت انجام میداد. من هم در آن زمان کتاب «بابالنگدراز» را میخواندم. وقتی پیشنهاد کردند که این سریال را دوبله کنم برای من تداعی دوران دبیرستانم بود. یک چیزی درباره جودی ابوت باید بگویم این است که من قبل از «بابا لنگدراز» به جای بچهها حرف میزدم، مثلا یک مدیر دوبلاژی لابهلای کاری از من میخواست که جای یک بچه حرف بزنم ولی بعد از دوبلاژ جودی ابوت وقتی میخواهم جای بچهای حرف بزنم همه میگویند باز جودی ابوت شد. انگار صدای من دیگه روی جودی ابوت ثبت شده.
کاردان که خود در مقوله دوبلاژ سالهاست که فعالیت میکند از زهره شکوفنده درباره چگونگی ورود به دنیای دوبله میپرسد. شکوفنده میگوید:« من اصلا نمیدانستم دوبله چی هست؟! آن زمان تعداد دوبلورها کم بود و خانمها جای بچهها حرف میزدند. یکی از اقواممان خانم بدری نورالهی که در کار دوبله بود یک روز تصمیم گرفت که دیگر جای بچهها حرف نزند. خانم نورالهی میگفت من دلم نمیخواهد جای بچهها حرف بزنم، ایشان آمد به من گفت میآیی تو فیلمهاحرف بزنی؟ من هم بچه بودم، ذوق میکردم و قبول کردم. حدود ۵ یا ۶ سالم بود و هنوز خواندن و نوشتن نمیدانستم. یادم میآید خانم نورالهی یک جوکی از توی روزنامه برای من گفت و من همان را اجرا کردم. این کار همان تست من بود. اوایل مدرسه رفتن من بود، شاید ۲ یا ۳ ماهی بود که مدرسه میرفتم. یک روز خانم بدری نورالهی آمد سراغ من و از مدرسه مرا به استودیو برد. من اصلا نمیدانستم که چکار دارم میکنم.»
کاردان درباره نخستین فیلمی که در آن کار دوبله را آغاز کرده میپرسد. شکوفنده میگوید: « کار گویندگی را از ۶ سالگی و با فیلم «دخترنمکزار» هوشنگ لطیفپور آغاز کردم. در همان روزهای نخست که کار دوبله را شروع کرده بودم یکی از خاطراتم این است که در فیلمی به نام «بچهنمکزار» جای بچهای حرف میزدم. توی این فیلم خواهره توی آب میافتد، برادره هم غیرتاش میگیرد و میپرد توی آب تا خواهر را نجات دهد اما قبل از پریدن میگفت ۱، ۲، ۵ و بعد میپرید. اما وقتی من همان ۱، ۲، ۵ را میگفتم، همه دوبلورها به من میخندیدند و این به من برخورد و ناراحت شدم، مدیر دوبلاژ به من گفت ما میدانیم که تو میدانی بعد از ۲ عدد بعدی ۳ میشود ولی آن بچه نمیداند و ما به آن بچه میخندیم. این خاطره اولین فیلم من بود.»
میدانید حدود چند فیلم حرف زدید؟ این سوال دیگر مجری برنامه است که برای هنرمندی که از ۶ سالگی کار خود را شروع کرده است پاسخ قطعی به آن کار سختی است . «به نظرم بیشتر از سههزار فیلم حرف زدم. الان ۷۰ ساله که من تو کار دوبله هستم.» شکوفنده پاسخی به قدمت ۷۰ ساله برای یک عمر فعالیت خود میدهد.
شکوفنده درباره سختیهای کار دوبله میگوید:« از نود میلیون ایرانی شاید هشتاد میلیون آن عاشق کار دوبله هستند و فکر میکنند که میتوانند این کار را انجام دهند، چون این کار را ساده میبینند در حالیکه اینطور نیست. از آنجایی که من کلاس آموزش دوبله دارم همیشه به هنرجوهایم میگویم که هیچ تضمینی برای ورود به این کار نیست اما باز میبینم که آنها به کارشان ادامه میدهند.»
کاردان از تجربه خود در کار دوبله مایه میگذارد و میگوید:« کار دوبله به یک نوع بازیگری مجدد است. اما زهره شکوفنده میگوید: به نظرم سختتر از کار بازیگری است.
کاردان میپرسد، به جای کدام بازیگران ایرانی حرف زدید؟ شکوفنده میگوید:«اکثر کارهای فریماه فرجامی را من حرف زدم و فیلم سرب را که به جای ایشان حرف زدم را دوست دارم. همچنین فریبا کوثری در فیلم دندان مار هم تجربه بسیار خوبی برای من بود. چون با لهجه حرف میزدم. از بین فیلمهای ایرانی، این دو فیلم را بیشتر از بقیه دوست دارم. از بین فیلمهای خارجی، آنجلینا جولی در فیلمی که بچهاش گم میشد را دوست دارم. من همچنین به جای کتی بیتز، کیت بلانشت، ساندرا بولاک، جولیا رابرتز حرف زدم و به خاطر دوبله نقشهای کیت بلانشت و کتی بیتز جایزه بهترین دوبلور زن را از وزارت ارشاد دریافت کردم.
کاردان که با صحبت خانم گوینده گویی در حال مرور نقشهایی است که شکوفنده به جای فریماه فرجامی حرف زده میگوید:« خیلی سخته آدم بفهمه که صدای خود خانم فریماه فرجامی نیست.»
شکوفنده در پاسخ میگوید:«من خیلی به تصویر نگاه میکنم، مثلا در فیلمهای خارجی وقتی شخصیت بگوید «با» من دنبال کلمهای میگردم که شخصیت به همان اندازه دهانش باز شود. من در نقشهایی که میگویم صدایم را عوض نمیکنم بجز جودی ابوت. آنوقت میگویند انگار خودش فارسی حرف زده.»
این دوبلور با سابقه درباره فیلم مادر میگوید:« من در اکثر کارهای علی حاتمی به عنوان دوبلور حضور داشتم. مثلا حاجی واشنگتن من نقش دختر حاجی واشنگتن را دوبله کردم. اما در فیلم مادر صحنهای که اکبر عبدی و فریماه فرجامی سوار بر ماشین میشوند و به خاطرات دوران کودکی برمیگردند. توی آن صحنه فریماه فرجامی با حس و حال کودکانه بازی میکند و باید صدای کودکانهای نیز داشته باشد. وقتی بار اول اجرا کردیم، علی حاتمی گفت: نه...خیلی بچه شد... خانم کاظمی گفت: شما چند ساله میخواهید؟ بگویید همان را برایتان اجرا کنیم.»
زهره شکوفنده لابهلای فیلمهایی که از پشتصحنه دوبله پخش میشود به خاطرهای از دوبله یک فیلم ترسناک در دوران کودکی اشاره میکند و میگوید:« آقای رسولزاده اولین فیلم ترسناک را دوبلاژ کردند و من که هنوز کم سن و سال بودم در دوبله این فیلم حضور داشتم. در آنجا هر صحنهای که من میگفتم و صحنه من تمام میشد، چون بچه بودم آقای رسولزاده فیلم را متوقف میکرد و میگفت چون صحنه بعد ترسناک است این بچه نباید این صحنه را ببیند.»
کاردان اصرار دارد که شکوفنده درباره اشتباهات فاحش در کار گویندگی صحبت کند. به قول خودمان سوتی دادن. اما مهمان برنامه جوابش منفی است و اظهار میکند که چیزی یادم نمیآید. اما کاردان که به این جواب قانع نشده است میگوید:« اما من یک خاطره از خودم دارم که یک اشتباه فاحشی مرتکب شدم. من وقتی آمدم توی کار دوبله شما بودید... یک روز من را بردند سر فیلم. یک صحنهای بود که پیرمردی رو به دوربین دیالوگی میگفت. کاغذ را به من دادند و وقتی نوبت به من رسید من گفتم:« قبایل مال جوج هستند»... یهو آمدند گفتند نه بابا...این نیست...باید بگویی قبیله ما لجوج هستند.
کاردان خاطره جذابی از اولین روزهای کار خودش در دوبله گفت به امید اینکه شکوفنده هم نرم شود و احتمالا یک سوتی از کارهایش را بازگو کند اما شکوفنده فقط به خاطره جذاب کاردان میخندد و کاردان نیز شاید ناامیدانه از تلاشش سوال بعدی خود را میپرسد.
دلتان برای چه کسانی تنگ میشود؟ و دوست داری به چه زمانی برگردی؟ این سوال بعدی کاردان است که شکوفنده اینگونه پاسخ میدهد:«
دلم برای همه همکاران از دست رفتهام تنگ میشود. من به تعداد همکاران عزیز از دست رفتهام پدر دارم. من به تعداد ژاله علوها مادر دارم. دوست دارم به دورهای که اوایل کارم بود و آقای لطیفپور همه چیز را توی دوبله به من یاد داد، به آن دوره برگردم. من اگر به دنیای دوبله وارد نمیشدم، یک زندگی عادی داشتم. ولی عالم دوبله حال خوبی برای من ایجاد کرد. الان هفتاد سال است که دارم رل میگویم و هفتاد سال است که دارم تشویق میشوم.
چیزی که انسان نمیتواند از آن فرار کند، همان اشتباهاتی است که همه به نوعی مرتکب میشوند. بعضی از آنها فراموش میشوند و برخی هرگز از خاطرات حذف نمیشوند. وقتی کاردان میپرسد اگر میتوانستی کدام کار اشتباه در زندگیت را انجام نمیدادی؟ جواب مهمان برنامه قاطع، صریح و کوتاه است :« اگر میتونستم، آن ازدواج سالها پیش را نمیکردم.» همیشه جوابها مطابق میل مجری پیش نمیروند و در این یکی سوال، غافلگیری دیده میشد که مجری سعی کرد بلافاصله با چرخش به سمت فرزندان خانم دوبلور از اثر جواب آن بکاهد. حال که برنامه تقریبا به دقایق پایانی نزدیک شده است، سوال و جوابهای کوتاه نقش پررنگتری یافتهاند. صدای کدام دوبلور را دوست داری؟ خانم شکوفنده میگوید: «من عاشق صدای ژاله کاظمی بودم.»
و حالا یک هنرمند با کولهباری از هفتاد سال تجربه به درخواست مجری برنامه توصیهای برای نسل جوان دارد؛ خانم شکوفنده میگوید:« بچههای الان حرف ماها را قبول ندارند. فکر میکنند این کاری که انجام میدهند درست است، وقتی به دخترانم میگویم این کار را بکنید، آنها به من میگویند: مامان این برای نسل شما بوده. در نهایت در جواب شما میتوانم بگویم که قدر همدیگر را بدانید.
این سخن پایانی همیشه خریدار دارد. خصوصیت چهلتیکه این است که آدمهای دورافتاده از یکدیگر را دوباره به یاد همدیگر میاندازد و طنین این جمله قدر همدیگر را بدانید، را بلندتر و گویاتر مینماید.
ارسال دیدگاه