مجموعه عصر امتیازها | قسمت سیزدهم
جدایی بحرین؛ وقتی استان چهاردهم فدای «مرواریدهای تمام شده» شد
تهران (پانا) - سیزدهمین و آخرین روایت مصور از مجموعه «عصر امتیازها» با عنوان «سازِ جدایی»، یکی از تلخترین حوادث دیپلماتیک و تمامیت ارضی ایران در دوران پهلوی دوم را روایت میکند: جدایی بحرین از ایران در سال ۱۳۵۰ خورشیدی. این روایت تصویری نشان میدهد چگونه فرصت طلایی خروج انگلیس از منطقه، با دیپلماسی ضعیف و توجیهات عجیب شاه، به تجزیه خاک ایران منجر شد.
عقبنشینی از رجزخوانی تا تسلیم
داستان از سال ۱۹۶۸ میلادی آغاز میشود؛ زمانی که بریتانیا تصمیم به خروج از خلیج فارس میگیرد. محمدرضا پهلوی ابتدا با ژستی ملیگرایانه دستور صدور بیانیههای تند برای بازپسگیری بحرین (استان چهاردهم ایران) را میدهد. اما اسناد و تصاویر نشان میدهند که در مذاکرات محرمانه، انگلیسیها با تهدید و تطمیع (معامله بحرین در ازای بازگرداندن جزایر سهگانه)، شاه را وادار به عقبنشینی میکنند.
توجیهات شاهانه: نفت ندارد، مرواریدش هم تمام شده!
نکته تکاندهنده در این پوستر، استدلالهای محمدرضا پهلوی برای توجیه افکار عمومی است. او در مصاحبهای اعلام میکند: «بحرین دیگر مروارید ندارد و نفت آن هم رو به اتمام است» و با این منطق که «نمیخواهم به زور سرنیزه سرزمینی را نگه دارم»، زمینه را برای جدایی فراهم میکند. مردم اما در کوچه و بازار این منطق را به تمسخر میگیرند و آن را نشانه ضعف در برابر انگلیس میدانند.
نقشه جغرافیایی آب میرود
در بخشی از تصویر، جوانانی بر روی نقشهای خم شدهاند که زخمهای تاریخی تجزیه ایران را نشان میدهد؛ از عهدنامههای گلستان و ترکمانچای تا قرارداد پاریس و آخال. جدایی بحرین نیز به عنوان آخرین قطعه از پازل «خاکفروشی» در دوران سلطنت قاجار و پهلوی به این نقشه اضافه میشود.
نمایش دموکراسی زیر سایه استعمار
پایان ماجرا، برگزاری یک نظرسنجی (رفراندوم) صوری تحت نظارت سازمان ملل و نفوذ انگلیس بود. در حالی که نمایندگان شجاعی در مجلس شورای ملی فریاد میزدند که «نمیتوان گوشهای از مملکت را بخشید»، دولت هویدا با تکیه بر گزارش ساختگی سازمان ملل، استقلال بحرین را به رسمیت شناخت تا موازنه قدرت در منطقه به نفع ایران تغییر نکند.

ارسال دیدگاه