دانش آموز خبرنگار خبرگزاری پانا:

روایتِ پیمانِ حضور

ملارد (پانا) - ۲۲ بهمن برای من صرفاً یک روز در تقویم نیست؛ تجلی لحظه‌ای است که در آن، تاریخ و آگاهی در کنار یکدیگر معنا می‌یابند و مفهوم تعلق، از سطح واژه‌ها فراتر می‌رود. از نخستین ساعات صبح، احساسی آمیخته به تأمل و مسئولیت در وجودم جریان داشت؛ گویی این روز، دعوتی خاموش برای ایستادن در کنار مردمی بود که با گام‌های استوار خود، استمرار یک روایت مشترک را رقم می‌زنند. حضور در راهپیمایی، انتخابی برخاسته از فهم بود؛ فهم اینکه برخی روزها را باید زیست، نه صرفاً نظاره کرد.

کد مطلب: ۱۶۶۴۵۱۶
لینک کوتاه کپی شد
روایتِ پیمانِ حضور

در مسیر راهپیمایی، آنچه بیش از هر چیز در ذهنم نقش بست، شکوه همدلی بود. جمعیتی که با وجود همه تفاوت‌ها، در مقصدی واحد هم‌جهت شده بودند، تصویری روشن از هویت جمعی را پیش چشمم ترسیم می‌کرد. احساس می‌کردم در میان این خیل همراه، مرزهای فردیت کمرنگ می‌شود و «من» در معنای بزرگ‌تری به نام «ما» تعریف می‌شود. نگاه‌های مطمئن و گام‌های هماهنگ، نشان از اراده‌ای داشت که گذر زمان نه‌تنها از استواری آن نکاسته، بلکه بر صلابتش افزوده است.

برای من، این حضور فرصتی بود تا نسبت خود را با گذشته و آینده عمیق‌تر درک کنم. هر قدم، یادآور تلاش‌هایی بود که امروز ما بر امتداد آن ایستاده‌ایم و هر نگاه رو به جلو، نشانه مسئولیتی بود که در قبال فردا بر عهده داریم. تاریخ را می‌شد در همین همراهی‌ها لمس کرد؛ در مردمی که با حضور آگاهانه خود نشان می‌دهند پویایی یک جامعه، در گرو مشارکت و احساس مسئولیت شهروندان آن است.

در آن فضا، امید مفهومی انتزاعی نبود؛ حقیقتی جاری بود که در هم‌صدایی دل‌ها و هم‌جهتی گام‌ها تجلی می‌یافت. با خود اندیشیدم جامعه‌ای که در لحظات سرنوشت‌ساز چنین هم‌نوا می‌شود، از سرمایه‌ای ارزشمند برخوردار است؛ سرمایه‌ای به نام اعتماد، آگاهی و باور مشترک به آینده. این همدلی، بیش از هر سخنی، اطمینان می‌بخشید که مسیر پیش‌رو، با اتکا به همین پیوندهای انسانی روشن‌تر خواهد بود.

۲۲ بهمن برای من پایان یک حضور چندساعته نبود؛ تجربه‌ای بود که معنای مسئولیت اجتماعی را روشن‌تر از همیشه در ذهنم نشاند. این روز را نمادی از بیداری و مشارکت می‌دانم؛ روزی که یادآور می‌شود ساختن آینده، از دل همین حضورهای معنادار آغاز می‌شود. من در این راهپیمایی شرکت کردم تا پیمانی نانوشته را با خود تازه کنم؛ پیمانی برای بی‌تفاوت نماندن، برای آگاهانه همراه بودن و برای حفظ روایتی که تداوم آن، به اراده نسل امروز گره خورده است.

این حضور، برای من تنها همراهی با یک اجتماع گسترده نبود؛ لحظه‌ای برای درنگ و اندیشیدن بود. در میان هیاهوی گام‌ها و طنین صداهایی که از امید سخن می‌گفتند، بیش از هر زمان دیگری دریافتم که آینده، مفهومی دوردست و دست‌نیافتنی نیست، بلکه در همین انتخاب‌های آگاهانه شکل می‌گیرد. هر انسانی که در این مسیر قدم برمی‌دارد، در حقیقت سطری تازه به دفتر فردای جامعه می‌افزاید؛ سطری که با جوهر مسئولیت و تعهد نوشته می‌شود.

در طول مسیر، بارها به این اندیشیدم که راز ماندگاری یک ملت را باید در همین لحظه‌های همدلی جست‌وجو کرد؛ لحظه‌هایی که انسان‌ها فراتر از دغدغه‌های فردی، به افقی مشترک می‌اندیشند. این هم‌نگری، نشانه بلوغ اجتماعی مردمی است که آموخته‌اند برای صیانت از داشته‌های خود، حضور را به سکوت ترجیح دهند. من نیز در میان آنان، معنای عمیق‌تری از اثرگذاری را فهمیدم؛ اینکه گاه بودن، خود بزرگ‌ترین کنش است.

آن روز، خیابان‌ها صرفاً گذرگاه نبودند؛ به صحنه‌ای تبدیل شده بودند که در آن، اعتماد اجتماعی بازتولید می‌شد و امید، چهره‌ای ملموس می‌یافت. حس می‌کردم این هم‌گامی، نوعی گفت‌وگوی بی‌واژه میان نسل‌هاست؛ گفت‌وگویی که پیام آن، ضرورت حفظ انسجام و حرکت پیوسته به سوی فردایی روشن‌تر است. چنین تجربه‌ای به من آموخت که سرمایه‌های واقعی یک جامعه، نه در داشته‌های مادی، بلکه در پیوندهای انسانی و باورهای مشترک آن نهفته است.

اکنون که از آن فضا فاصله گرفته‌ام، اطمینان دارم ۲۲ بهمن برای من به خاطره‌ای گذرا تبدیل نخواهد شد؛ بلکه به نقطه‌ای مرجع در ذهنم بدل شده است که هر بار مرا به یاد مسئولیتی بزرگ‌تر می‌اندازد. مسئولیت اندیشیدن، ساختن و سهم داشتن در مسیری که مقصد آن، تعالی و پیشرفت است. این روز، بار دیگر این حقیقت را برایم روشن ساخت که آینده، متعلق به کسانی است که با امید می‌اندیشند، با آگاهی انتخاب می‌کنند و با اراده، در صحنه می‌مانند.

خبرنگار : دانش‌آموز نرگس زندیه

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار