دلنوشته؛

این رمضان به انتظارت می نشینم

ناحیه یک یزد (پانا) - آقایم فساد از این بیشتر، جنگ از این خونین‌تر، غم از این طوفانی‌تر، نمی خواهی بیایی؟ بیا! ما برای آمدنت آماده‌ایم.

کد مطلب: ۱۶۷۶۳۲۴
لینک کوتاه کپی شد
این رمضان به انتظارت می نشینم

این رمضان به انتظارت می نشینم 

آقای جان... 

امید جهان...

چشمه‌های خشکیده امید به آمدنت بسته‌اند و قلب‌های بی قرار قرارشان را در قرارت پیدا کرده‌اند. 

امسال درخت نارنج باغچه کوچک‌مان پر از شکوفه شده ؛ آن هم در زمستان . این یعنی همان بهانه‌ای که به دنبالش بودم تا به همه بگویم که می آیی...

تقویم رادوباره ورق می زنم. آری! 

این رمضان پنج جمعه دارد و جمعه آخر عید فطر است. 

چرا این را بهانه‌ی آمدنت نکنم...؟

این چند روز آمدنت را به چشمان بارانی و نگران وعده داده‌ام. روسیاهم نکن. بیا! 

وقتی غم دیوارهای قلبم را سیاه می کند و درختانش را به آتش می کشد باران یادت ، بر قلبم می بارد و عطر خدا را به آن هدیه می کند.

کودکان سرزمینم... نه...!

فرزندان مهدوی کشورم چندی پیش راهی آسمان شده‌اند و اندکی قبل ازآن عروج برایت جشن گرفته بودند. 

آقایم فساد از این بیشتر...

جنگ از این خونین‌تر...

غم از این طوفانی‌تر...

نمی‌خواهی بیایی؟

 بیا ! ما  برای آمدنت آماده‌ایم...

این رمضان به انتظارت می نشینم؛ خداکند که بیایی...

نویسنده : ریحانه بخشی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار