زنگی که دیگر برای ۱۶۸ دانشآموز مینابی به صدا درنیامد ...
شهرری یک (پانا) ـ صبح، مثل همه روزهای مدرسه شروع شده بود؛ با کیفهایی که روی شانه افتاده بودند، با لقمههایی که مادرها با عجله آماده کرده بودند و با خداحافظیهای کوتاهی که هیچکس فکر نمیکرد آخرین باشد.
دانشآموزان مدرسه «شجره طیبه» میناب، قرار بود آن روز فقط سر کلاس درس بنشینند، مشق بنویسند و زنگ تفریح را در حیاط مدرسه بگذرانند؛ اما چند دقیقه بعد، صدای انفجار جای زنگ مدرسه را گرفت.
در حملهای که به مدرسه انجام شد، دهها دانشآموز بیگناه جان خود را از دست دادند؛ کودکانی که هرکدام رویایی برای آینده داشتند. یکی میخواست پزشک شود، دیگری معلم و یکی هم شاید خبرنگاری که روزی روایتگر درد مردم باشد.
حالا نیمکتهای کلاس، خالیتر از همیشهاند و دفترهایی که هنوز نام صاحبانشان روی آن نوشته شده، بیصاحب ماندهاند.
شهادت دانشآموزان میناب فقط یک خبر نیست؛ روایتی تلخ از کودکانی است که قربانی خشونت شدند، درحالیکه تنها جرمشان، دانشآموز بودن بود.
برای بعضی از مادرها، آن روز هنوز تمام نشده است؛ روزی که فرزندشان برای مدرسه رفت و دیگر برنگشت.
ارسال دیدگاه