استاد سخن ، ابوالقاسم فردوسی ، افتخار ایران

شهرری یک (پانا) ـ کلمه به کلمه لغت‌نامه پارسی ، نشانه‌ای از دلیرانی‌ست که در زمان هجوم بیگانگان به میهنمان ، پایبند به فرهنگمان ماندند و اجازه ندادند آنان بر ما غلبه کند. نمونه‌ای از این دلیران ، فردوسی است که برای پاسداری از زبان میهنش تلاش های بسیاری کرد.

کد مطلب: ۱۶۹۸۹۷۸
لینک کوتاه کپی شد
استاد سخن ، ابوالقاسم فردوسی ، افتخار ایران

قلم من به سمت هر نقطه و آیینی روانه شد و این بار قلم از استاد خود سپاس گوید و ما شاهد آن خواهیم بود.

«ابوالقاسم حسن پور علی توسی»، معروف به ابوالقاسم فردوسی، حماسه‌سرای بزرگ سرزمین ایران است. 

فردوسی در سال ۳۱۹ هجری شمسی، مصادف با ۳۲۹ هجری قمری و ۹۴۰ میلادی در روستای پاژ توس به دنیا آمد.

و از آثار مهم آن می‌توان به شاهنامه فردوسی اشاره کرد.

راجع به   افراد و اشعار بسیاری نوشته‌ام ، اما این بار نوبت به استاد سخن، ابوالقاسم فردوسی می‌رسد. کسی که با افعال و اشعار از زبان پرسی پاسداری کرد ، کسی که از نقطه به نقطه و از حروف به کلمه‌های این میهن همچون پاسداری دلسوز مراقبت کرد.

کلمه به کلمه‌ای که از نژاد و تبار و فرهنگم‌ به کار می‌برم به خود و ایرانی بودن خود افتخار میکنم. همچون انسانی که ایران را دوست دارد ، فرهنگ آثار هنری او را نیز دوست می‌دارم.

فردوسی جزئی از شاعرانی است که خواهان پاسداری از اشعار پارسی بود ، در دنیایی که مردمان به دنبال فرهنگ غرب روانه می‌شوند ، مردم ایران ۲۵ اردیبهشت را روز پاسداری از ابوالقاسم فردوسی خطاب کردند.

ما ایرانیان برای اثبات تمدن خود از فردوسی ها و شاهنامه ها نام می‌بریم. شاعری که با افتخار از ایران سرود.

ندانی که ایران نشست منست

جهان سر به سر زیر دست منست

هنر نزد ایرانیان است و بس

ندادند شیر ژیان را بکس

همه یک دلانند یزدان شناس

به نیکی ندارند از بد هراس

چنین گفت موبد که مرد بنام

به از زنده دشمن بر او شاد کام

اگر کشت خواهد تو را روزگار

چه نیکو تر از مرگ در کار زار

همه روی یکسر بجنگ آوریم

جهان بر بد اندیش تنگ آوریم

کلمه به کلمه‌  لغتنامه پارسی ، نشانه‌ای از دلیرانی‌ست که در زمان هجوم بیگانگان به میهن ، پایبند به فرهنگشان ماندند و اجازه ندادند فرهنگ آنان بر ما غلبه‌  کاذب کند.

شنیده‌ایم که با حمله اعراب، دلیرانی همچون فردوسی، تلاشگر این خاک و بوم بودند.

و چه زیباست دست به قلمان معاصری که او را با نام " استاد سخن " خطاب می‌کنند. 

این است ایران من ، ایرانی که کودکانش را با عزت و اقتدار می‌پروراند تا به رگ و ریشه خود افتخار کنند.

چو ایران مباشد تن من مباد

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

اگر سر به سر تن به کشتن دهیم

از آن به که کشور به دشمن دهیم

نویسنده : دانش آموز : نرگس احمدپور

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار