مثل امیرکبیر..
به زور بازوی خودمان تکیه میکنیم؛ نه عصای بیگانگان
تهران (پانا) – در تاریخ سیاسی ایران، نام «امیرکبیر» نه تنها به عنوان یک اصلاحگر، بلکه به مثابه نماد استقلالطلبی و ایستادگی در برابر نفوذ بیگانگان حک شده است. او با درک عمیق از ظرفیتهای داخلی، راهبرد «تکیه بر توان بومی» را جایگزین وابستگیهای ذلتبار کرد؛ راهبردی که سرانجام به بهای جانش تمام شد اما چراغی برای آیندگان روشن گذاشت که مسیر عزت ملی تنها از دروازه استقلال میگذرد.»
امیرکبیر؛ نماد استقلال و اصلاحگری در تاریخ ایران
امیرکبیر را همه به خدمات چشمگیرش میشناسند؛ مردی که در دورهای کوتاه توانست ایران را چند گام رو به جلو ببرد. اما آنچه بیش از اقدامات و اصلاحاتش اهمیت دارد، روش اداره کشور و باور او به استقلال ملی بود.
برخلاف بسیاری از رجال پیش و پس از خود، امیرکبیر معتقد بود که ایران باید بر توان داخلی و نیروی فرزندان خود تکیه کند، نه بر قدرتهای بیگانه. او از همان آغاز کار، مسئولانی را که وابسته و دلبسته غرب بودند کنار گذاشت و دست آنها را از تصمیمگیریهای کلان کشور کوتاه کرد.
در دوران صدارت امیرکبیر، نفوذ انگلیس و روسیه در ایران با مانع جدی روبهرو شد. قدرتهای خارجی دریافتند که دیگر نمیتوانند آزادانه در امور داخلی کشور دخالت کنند و عوامل داخلیشان نیز بهتدریج از میدان حذف شدند.
بهدستور مستقیم امیرکبیر، همه سفارتخانههای کشورهای خارجی موظف شدند پرچم ایران را در ساختمانهای خود برافراشته کنند؛ اقدامی نمادین برای یادآوری این نکته که روابط خارجی ایران تنها از موضع برابر انجام خواهد شد، نه از جایگاه پایینتر.
یکی از گامهای مهم امیرکبیر، تأسیس دارالفنون بود؛ نخستین مرکز علمی ایران با هدف تربیت نیروهای متخصص در داخل کشور تا نیازهای ایران بدون اتکا به بیگانگان برطرف شود.
اما ایستادگی او در برابر دخالتهای خارجی، خشم سفارت انگلیس را برانگیخت. آنان با فشار بر ناصرالدینشاه، ابتدا امیرکبیر را از مقام صدراعظمی عزل و سپس او را به شهادت رساندند.
امیرکبیر، نماد عزت و خوداتکایی ایرانیان ماند؛ الگویی از تدبیر و استقلال که با زور بازوی خودِ ایرانیان کشور را ساخت، نه با تکیه بر بیگانه.

ارسال دیدگاه