مثل ستارخان و باقرخان..
جلوی بیگانه سر خم نمیکنیم
تهران (پانا) – در تاریخ پر فراز و نشیب نهضت مشروطه، روایتهای متعددی از نگاههای مختلف به «استقلال» و «آزادی» وجود دارد. در حالی که برخی جریانات سیاسی در آن دوران، دستیابی به مشروطیت را در گرو اتکا به قدرتهای بیگانه، بهویژه بریتانیا میدانستند، تبریز کانون ظهور تفکری متفاوت بود.
خط قرمز: استقلال از بیگانه
ستارخان و باقرخان، سرداران مبارزِ تبریز، از همان آغازِ قیام، مرزبندی دقیق و صریحی با مداخلهجویان خارجی داشتند. مبنای مبارزهی آنها، دستیابی به استقلال در پرتو احکام دینی بود؛ چنانکه بارها تصریح کردند: «ما برای اجرای احکام دین از جان، مال و فرزندان خود صرفنظر کردهایم.» این موضعگیری، نقطهی تلاقی نگاهِ ملیگرایانه و دینمدارانهی آنها با قدرتهای استعمارگر بود.
مقاومت تا آخرین نفس
در دورانی که تبریز تحت محاصرهی نیروهای محمدعلیشاه و ارتش متجاوز روس قرار داشت، دشمن برای شکستن روحیه و مقاومت مردم، به استراتژیهای روانی متوسل شد. آنها اعلام کردند که اهالی شهر با برافراشتن «پرچم سفید» بر در خانههایشان، در امان خواهند بود.
بیرق اباالفضل (ع)؛ نمادِ تسلیمناپذیری
در اوجِ تنگنایِ محاصره، یکی از نمایندگان دولت روسیه برای ارعاب ستارخان نزد او رفت و پرچمی سفید به وی داد تا آن را بر سر درِ خانهاش نصب کند. اما پاسخ تاریخی ستارخان، خط بطلانی بر تمامی معادلات دشمن کشید: «شما میخواهید من زیر بیرق روس بروم؟ هرگز چنین کاری نخواهم کرد. من زیر بیرق اباالفضلالعبّاسم...»
این جمله، نه تنها شعارِ ستارخان، بلکه مانیفستِ مقاومتِ مردمی بود که هرگز حاضر نشدند برای امنیتِ شخصی، عزت و استقلالِ خود را زیر سایهی بیگانگان معامله کنند.

ارسال دیدگاه