تجربه‌ای از یک مدرسه دولتی در ناحیه دو شیراز (سال تحصیلی ۱۴۰۴ - ۱۴۰۳)

افق فکری، منطق و استدلال بچه‌های دهه ۹۰

شیراز (پانا) - در یکی از روزهای اردیبهشت ۱۴۰۴، گفت‌وگویی ساده با دانش‌آموزی ۱۰ ساله، ذهنم را تا روزها درگیر کرد. پرسش‌هایش درباره‌ «جنگ، صلح و درس خواندن» تنها گفت‌وگوی یک کودک نبود، بلکه نمایانگر افق فکری و منطق متفاوت نسلی است که با مفاهیمی چون صلح، عقلانیت و فایده‌مندی، دنیای خود را می‌سازد.

کد مطلب: ۱۷۰۰۷۰۷
لینک کوتاه کپی شد
افق فکری، منطق و استدلال بچه‌های دهه ۹۰

در دفتر مدرسه، آموزگار کلاس چهارم، دانش‌آموزی را به علت انجام ندادن تکالیف و بی‌نظمی آموزشی نزد من فرستاد. چون مشغول کاری بودم، به او گفتم بنشیند تا پس از اتمام کارم صحبت کنیم.

چند دقیقه‌ای گذشت. زیرچشمی نگاهش می‌کردم؛ پیداست که بی‌حوصله بود و منتظر فرصتی برای حرف زدن. اساساً بچه‌های دهه نود با مقوله «صبر و بردباری» چندان آشنا نیستند و هر چیزی را فوری می‌خواهند.

بالاخره طاقت نیاورد و قبل از تمام شدن کارم گفت:

- آقا، چه خبر؟ از مذاکرات چه خبر؟ بالاخره ایران و آمریکا صلح می‌کنن یا نه؟

یک‌باره برق از سرم پرید. با تعجب نگاهش کردم و گفتم: چی گفتی؟

با حالتی مردد گفت: آقا مگه سؤال بدی پرسیدم؟

گفتم نه، اتفاقاً سؤال خوبی است. خودت چی فکر می‌کنی؟ صلح بهتر است یا جنگ؟

برخلاف تصور رایج که فکر می‌کنند بچه‌های این سن عاشق هیجان‌اند، گفت:

«آقا، من فقط می‌دونم آخرش باید صلح کنیم، مثل سال‌های قبل که می‌گن ایران در جنگ با عراق آخرش مجبور شد بعد از اینکه خیلی آدم‌ها کشته شدند و خانه‌ها خراب شد، صلح کند. ای کاش همون اولش صلح می‌کردن، شاید دایی منم [دایی مادرش منظورش بود] کشته نمی‌شد. مامانم می‌گه تازه ۲۲ سالش بود.»

ساکت شدم. کودک ادامه داد: «خیلی دوست داشتم الان زنده بود و می‌دیدمش!»

خواستم موضوع را عوض کنم. حرف‌هایش را قطع کردم و گفتم: تو به این چیزها فکر نکن. خب حالا بگو ببینم چرا تکالیفت را کامل انجام ندادی؟

با اطمینان گفت: «آقا من این‌همه درس بخونم آخرش چی می‌شه؟ هیچ اتفاقی نمیوفته! عموم پزشکه، زن عموم هم پرستار، ولی مادربزرگم را بردن خانه سالمندان و همون‌جا مُرد! تازه این دکتر بوده و پدرم می‌گوید خیلی درس خوانده تا دکتر شده! پس درس به چه درد می‌خوره؟ من نمی‌خوام خیلی درس بخونم.»

همان‌جا مبهوت ماندم. فارغ از درستی یا نادرستی برداشتش، در ذهنم جرقه‌ای زد: این طرز تفکر دیگر شبیه نسل‌های قبل نیست!

این مورد و صدها موارد مشابه در مدارس از بچه‌های دهه ۸۰ و ۹۰، کار را برای متولیان امر تعلیم و تربیت به شدت سخت کرده است.

بچه‌های دهه ۹۰ (و حتی ۸۰) با افقی تازه به دنیا نگاه می‌کنند.

آن‌ها مفاهیمی چون رواداری، صلح، مدارا و فایده‌مندی علم را پیش از مفاهیم خشک آموزشی درک کرده‌اند و همین امر نشان می‌دهد گرایش ذهنی آنان به این ارزش‌ها، بیش از محتواها و کتاب‌های درسی و نیز طرح‌ها و برنامه‌های  حوزه آموزشی و پرورشی است که در برنامه‌ریزی درسی مدارس گنجانده شده است.

برای این نسل، سنجه و هر علمی، میزان کارآمدی و اثربخشی آن در زندگی است؛ آن‌ها دانشی را ارزشمند می‌دانند که در عمل، تغییری مثبت رقم بزند — همان تعریفی که یونسکو از «سواد» ارائه می‌دهد:

سواد یعنی آن‌چه بتواند تغییری در زندگی انسان ایجاد کند.

این نسل زبانی را می‌پذیرد که با عقلانیت او سازگار باشد و در برابر تعارض‌های گفتاری یا آموزشی، به‌سرعت واکنش تحلیلی نشان می‌دهد.

شاید بسیاری نگاه انتقادی یا حتی منفی به این نسل دارند، اما واقعیت این است که بچه‌های امروز در قدرت تحلیل، تفکر و استدلال از نسل‌های پیشین جلوترند.

و راستش… باید به احترامشان، کلاه از سر برداشت.

نویسنده : قاسم بانشی - رئیس اداره امورتربیتی، مشاوره و مراقیبت در برابر آسیب‌های اجتماعی آموزش‌وپرورش استان فارس خبرنگار : کوروش خضری مطلق

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار