گشتم، نبود؛ شما هم نگردید، که نیست
ملارد(پانا)- در آن هوای پرشور و میان حضور، لحظهای ایستادم و به اطراف نگاه کردم. پرچم ها بالا بود، صداها درهم آمیخته، و حس تعلقی بینظیر در فضا جریان داشت.
امروز برای نخستین بار در راهپیمایی ۲۲ بهمن شرکت کردم. تا پیش از این شاید در ذهنم نسبت به اقتدار و وحدت ملت ایران تردیدهایی داشتم، اما امروز با چشم خود دیدم که این مردم، هرچند ممکن است در تفکر و دیدگاههایشان تفاوتهایی داشته باشند، وقتی پای کشور و عزت ملی که در میان باشد، یکدل و یکصدا میشوند و هرگز پشت وطنشان را خالی نمیکنند.
من عادت به مطالعه و تحقیق درباره ملتها و تمدنهای مختلف دارم و در هیچکدام از پژوهشهایم مردمی مانند ایرانیان ندیدم؛ ملتی که هم ریشهدار است و هم در سختترین شرایط، ایستاده و با عشق از هویت خود دفاع میکند.حقیقتاً گشتم، نبود؛ شما هم نگردید، که نیست.
در آن هوای پرشور و میان آن غلغلهی حضور، لحظهای ایستادم و به اطراف نگاه کردم. پرچمها بالا بود، صداها درهم آمیخته، و حس تعلقی بینظیر در فضا جریان داشت. اما چیزی که بیش از همه مرا تحتتأثیر قرار داد، دیدن کودکان و نوجوانانی بود که با شور و هیجان درکنار خانوادههایشان آمده بودند. برق امید در چشمانشان، لبخندهایشان و دستهای کوچکی که پرچم ایران را در باد تکان میدادند، قلبم را گرم کرد.
دیدن آن نسل تازه، که با عشق و آگاهی پای آرمانهای کشورشان ایستادهاند، مرا به آینده امیدوارتر کرد. احساس میکردم که این ملت، نهتنها گذشتهای پرافتخار دارد بلکه آیندهای روشنتر در انتظارش است؛ آیندهای که با همین عشق، همین همبستگی و همین ایمان ساخته خواهد شد.
امروز نهتنها به ایرانی بودن خود، بلکه به آیندهی ایران نیز بیش از همیشه میبالم.
ارسال دیدگاه