معلم نمونه کشوری در گفتوگو با پانا:
نسل جدید نیازمند گوش شنواست/ معلم کارخانه انسانسازی است
تهران (پانا) - معلم نمونه کشوری استان مازندران با بیان اینکه معلم کارخانه انسانسازی است، گفت: دانشآموزان امروز و نسل جدید، نیاز بیشتری به گوشی شنوا دارند.
معصومه شکوری، معلم نمونه کشوری و معاون آموزش متوسطه شهرستان تنکابن، در گفتوگو با پانا درباره ارتباط با نسل جدید و شیوههای آموزشی، گفت: «همه میدانیم که دانشآموزان امروز با دانشآموزان گذشته، متفاوت هستند اما یک ویژگی مشترک در بین تمام نسلهایی که من تدریس کردهام وجود دارد؛ دانشآموزان مانند آیینه زلال و پاک هستند.»
شکوری ادامه داد: «معلم میتواند آینده یک دانشآموز را تغییر دهد. حتی در دنیای امروز که میگویند «نسل آلفا و زد»، من معتقدم معلم هنوز کارخانه انسانسازی است. معلم میتواند آینده یک دانشآموز را طور دیگری رقم بزند، آن گونه که خودش میخواهد. به شرط اینکه معلم این توانمندی را در خود ببیند و باور داشته باشد که میتواند.»
وی افزود: «روش تدریس من در کلاس همیشه این بوده که هرگز آموزش مستقیم به دانشآموز ندادم. چون هیچکس از نصیحت خوشش نمیآید. آموزش مستقیم را دوست ندارند.»
این معلم نمونه اظهار کرد: «زمانی که فضای اینترنت و محتواهای الکترونیکی وجود نداشت، تمام مسائل اخلاقی و ادبی را در کلاس با داستانهای ادبیات کهن به صورت غیرمستقیم تعریف میکردم، تا دانشآموز به نتیجهای که میخواستم برسد.»
وی ادامه داد: «امروزه، با فناوریهای دیجیتال که به وجود آمده و تحول ایجاد کردهاند، در تدریس امروزی از فیلمهای آموزشی و کلیپ استفاده میکنم و اجازه میدهم خود دانشآموز برای من تحلیل کند، از ظن خودش، از نگرشی که دارد.»
شکوری افزود: «متوجه شدم که دانشآموزان امروز نیاز بیشتری به گوش شنوا دارند. خیلی دوست دارند که حرفهایشان را بشنویم. خانواده نمیشنود، معلم نمیشنود، جامعه نمیشنود. این میشود که برخی دانشآموزان به سمتی حرکت میکنند که متاسفانه برای آینده آنها، ناخوشایند است، به خاطر شنیده نشدن، به خاطر اینکه بستر را در کلاسها فراهم نکردیم.»
معاون آموزش متوسطه شهرستان تنکابن تصریح کرد: «یک نقدی که من دارم، این است که ما کتابهایی داریم، که این کتابها بیشتر کتابهای بازی هستند؛ کتاب باز یعنی معلم در این کلاسها زمان بیشتری دارد که گوش کند.»
شکوری ادامه داد: «اما در این خصوص چه اتفاقی افتاده است؟ کتاب «تفکر و سبک زندگی» را به جای اینکه به یک فرد متخصص؛ مانند روانشناس، جامعهشناس، یا عالم علوم ادبی بسپاریم، به جای اینکه این درس را به افرادی بسپاریم که جامعه و علوم را میدانند، به اضافه وقت معلمان دیگر درسها سپرده شد. هنر را چه کردیم؟ هنر درسی بسیار مهمی است. در تمام علوم کهن، هنر را یکی از علوم مهم میدانستند. اما ما آن را هر جا کم آوردیم، هنر را هم به اوقات اضافی معلم درسهای دیگر سپردیم.»
وی افزود: «مهمتر از همه، درس نگارش است. چون رشته من است، میتوانم مفصلتر توضیح دهم. دنیای امروز به نویسندگی و نوشتن به عنوان یک دارو نگاه میکند. بسیاری از درمانها در نویسندگی است. دانشآموزان ما نمینویسند. ساعت نگارش را به معلم ریاضی یا سایر معلمان دادیم، تا ساعت تدریسشان تکمیل شود. اینها همه آسیبهایی هستند که متاسفانه ایجاد کردیم.»
این معلم نمونه گفت: «در ساعت نگارش من، تمام دانشآموزان را روانکاوی میکردم. ایدههاشان، افکارشان را میخواندم و برای من مینوشتند. اکنون در تمام دنیا کلینیکهای نویسندگی وجود دارد. یعنی بیمارانی که از نظر روحی و روانی مشکل دارند، به کلینیک نویسندگی میروند، چون با نوشتن، دردها کم و مشکلات مرتفع میشود.»
وی افزود: «آقای گاردنر در یک مقاله میگوید که اگر بتوانیم انسان قرن بیستم را در دنیای امروز ببینیم، ببینیم چقدر تحول ایجاد شده، چقدر دگرگونی، چقدر هوش مصنوعی، فناوری و... وارد این عرصه شده است، اگر همین شخص با همین نگرش را وارد کلاسهای ما کنند، چیز عجیب و غریبی نمیبیند. او برای ما آشنا است. یعنی چه؟ یعنی هنوز کلاسهای درس و معماری مدارس ما به سبک چند صد سال قبل هستند. در حالی که نوجوان امروز در دنیایی زندگی میکند که پر از جلوههای بصری است، پر از چیزهایی است که در کلاس درس نمیبیند.»
ارسال دیدگاه