دلنوشته؛
قابی میان عشق و دلتنگی
ناحیه یک یزد (پانا) - تصویری از رهبر عزیزمان در میان دختران، داستانی از عشق و پدری را روایت میکند؛ اما در پس این قاب، حسرتی عمیق نهفته است. این نوشته، شرحی است بر دلتنگیای که از دل این تصویر برمیخیزد.
آقاجانم
هربار که به این قاب مینگرم، از علاقهام نسبت به تو مطمئنتر میشوم.
از نگاهِ پر مهر و پدرانهات به دختران،
از حسِ امن بودنی که در دلشان نشاندی،
از وقت گذراندن با آنان با وجود دغدغههای بسیارت،
از اهمیتی که برای دخترانمان قائل بودی...
تمام اینها باعث شده که بیش از پیش دوستت بدارم.
اما آقاجانم
در میان این دوست داشتن،حسرتی در دلم خانه کرده است...
حسرت نشستن در محضر مهربانیات،
حسرت ندیدنِ آن چهرهی نورانی و آرامت،
حسرت هم کلام شدن با تو،
و حسرت نگاهی که بوی امنیت و آرامش میداد.
ای کاش من هم،مانند این دختران خوشحالیِ بودن در کنارت را لمس میکردم.
ای کاش من هم، با چادرِ گلگلیام پشت سرت نماز میخواندم...
اما اکنون تنها سهم من، گفتنِ ای کاش و دلی است که با دیدن این قاب، دلتنگتر و عاشقتر میشود.
ارسال دیدگاه