تقدیم به گلهای پرپرشده مدرسهٔ شجره طیبه میناب
کرمان (پانا) - زنگ تفریح که نواخته شد، فرشتهها برای آخرین بار به آسمان پر کشیدند بیآنکه بدانند این پرواز بدون بازگشت است؛ یادشان گرامی باد.
به نام آنکه شهادت را برای بندگان خاصش نوشت
به نام خداوند دانش آموزان مدرسهٔ شجره طیبه، خداوند گل و لاله و لاله زار.
در میان تمام فصل های تقویم اسفند برای ما رنگ و بوی دیگری داشت. رنگ باروت و شقایق رنگ کودک هایی که بزرگ شدند و بزرگ هایی که برای همیشه کودک ماندند و تو ای مدرسهٔ شجره طیبه، ای درختی که قرار بود سایه ات بر سر دانش آموزان این دیار بماند، چگونه تبر بر ریشه ات زدند و نگذاشتند بهار را ببینی!
چگونه اجازه دادند شاخه های پر بارت یکی یکی، در طوفان جهالت بشکنند آن روز آسمان میناب ابری نبود.
آفتاب میتابید بر حیاط مدرسه بر نیمکت هایی که هنوز گرمای وجود دانش آموزان را برخود داشت.
زنگ تفریح که نواخته شد فرشته ها برای آخرین بار به آسمان پر کشیدند بی آنکه بدانند این پرواز بدون باز گشت است یادشان گرامی باد.
شما سفر کردید اما نه با چمدان و بلیط با کاور های مشکی و در میان فریاد و دود...
شما رفتید اما نه به مسافرت به مهمانی خدا...
ای وای بر ما که هنوز معنای شهادت را درک نکردیم...
شهادت یعنی یک صبح سادهٔ اسفندی معلم بگوید بچه ها مشق هایتان را بدهید و تو مشق شب گذشته را بدهی و اما خودت نمانی تا نمره اش را ببینی.
شهادت یعنی مادرها دست به دعا بردارند اما نه برای سلامتی، که برای صبر.
شهادت یعنی پدر ها جوانه های امیدشان را با دست خود بگذارند در دل خاک.
درود، درود بر شما فرشته های زمینی شما مادران عزیز آن نو گلانی که به آسمان ها پرکشیدند سلامی گرم به قهرمانان میناب.
این غمی که شما بر دوش دارید با هیچ دایره واژگانی توصیف نمیشود.
فرزندان شما نه تنها به دانش آموزان و دانشجویان، بلکه به همهٔ دنیا درس شجاعت، ایثار، وطن پرستی و از همه مهم تر اخلاص را یاد داده اند.
آنها به ما آموختند که بزرگی به سن و سال نیست.
می گویند مدرسه خانهٔ دوم ماست و چه مظلومانه در پناه گاهشان به شهادت رسیدند یاد این کودکان در سرخی این پرچم و نامشان در عرصه تاریخ این آب و خاک جاویدان می ماند. امیدوارم بتوانیم تسلای دل داغ دار شما مادران میناب باشیم.
فاصله دور است اما دلمان نزدیک شماست. چهل روز و چهل شب را با مردمان صبور و خون گرم و داغدار دخترکان و پسرکان بی گناه در میناب هستیم.
داغ جگر سوز کودکان میناب برای همیشه جانکاه است کسانی که برای شهید شدن خیلی کوچک بودند نمیگذاریم دشمن رویای روشن ما را تاریک کند.
یک دانش آموز برای تو مینویسد برای رفیقی که در میناب با خونش معنای درس وطن را تمام کرد.
تو در میناب شهید شدی اما نامت حالا میان همهٔ مدرسه های ایران زنده است.
بخوانید مردم، بخوانید
الا لعنته الله علی الضالمین
ارسال دیدگاه