گزارش پانا به مناسبت دومین سالگرد شهادت سیدحسن نصرالله؛
نصرالله؛ سیاست، قدرت و مقاومت
تهران (پانا) - سیدحسن نصرالله، سومین دبیرکل حزبالله لبنان، تنها فرمانده یک جنبش مقاومت مسلحانه نبود؛ او معمار نسلی از معادلات نوین ژئوپلیتیک، استاد جنگ روانی و نماد پیوند دیپلماسی سیاسی با قدرت میدانی در جهان عرب به شمار میرفت.
شخصیتی که بیش از سه دهه رهبری حزبالله را برعهده داشت، توانست این تشکل را از یک هسته مقاومت محلی در جنوب لبنان به بازیگری راهبردی، صاحبنفوذ و تعیینکننده در پهنه معادلات منطقهای تبدیل کند. آنچه تمایز فکری و رفتاری نصرالله را رقم میزد، درهمتنیدگی «ایمان انقلابی»، «سنجش دقیق توازن قوا»، «گفتمانسازی رسانهای» و «فهم عمیق از روانشناسی دشمن» بود. این گزارش اختصاصی، با نگاهی تحلیلی به منظومه فکری، راهبردهای میدانی، جایگاه گفتمانی در نگاه رهبر معظم انقلاب و ایستگاه پایانی حیات پرفرازونشیب این رهبر لبنانی میپردازد.
معماری گفتمان و اندیشه: از تکلیف دینی تا عقلانیت ژئوپلیتیک
منظومه فکری سیدحسن نصرالله بر پایه سه ستون اصلی استوار بود: «هویت اسلامی-عاشورایی»، «وطندوستی لبنانی و دفاع از حاکمیت ملی»، و «محوریت آرمان قدس و فلسطین».
برخلاف جریانهای سلفی تکفیری یا انزواطلب، قرائت نصرالله از اسلام سیاسی، بر پایه عقلانیت تشکیلاتی و درک واقعگرایانه از تحولات بینالمللی بنا شد. او ولایت فقیه را به عنوان مبنای نظری و مشروعیتبخش مقاومت میدانست و در تمامی مراحل حیات سیاسیاش، ارتباط معرفتی و استراتژیک خود را با امام خمینی (ره) و حضرت آیتالله خامنهای به عنوان عمق راهبردی و پشتوانه معنوی پنهان نمیکرد؛ اما در عین حال، این التزام فکری را با بافت چندوجهی، پیچیده و طائفهای لبنان تطبیق داد.
نصرالله همواره تأکید میکرد که مقاومت اسلامی، نه به دنبال تحمیل مذهب بر دیگران است و نه خواستار تأسیس حکومت ایدئولوژیک بر خلاف اراده مردم لبنان، بلکه مأموریت بنیادین آن، حفاظت از مرزهای کشور، مقابله با اشغالگری صهیونیستی و دفاع از مظلومیت ملت فلسطین است. این انعطاف راهبردی باعث شد مقاومت در ساختار متکثر لبنان—که شامل شیعیان، اهلسنت، دروزیها و جریانهای گوناگون مسیحی از جمله جریان ملی آزاد است—به عنوان یک وزنه ثباتبخش و مدافع منافع ملی شناخته شود.
قدرت نرم و بازدارندگی روانی؛ نبرد کلمات و اصالت تصویر
یکی از وجوه برجسته و نادر شخصیت نصرالله، تسلط خارقالعاده بر فن خطابه، ارتباطات رسانهای و مدیریت افکار عمومی بود. پژوهشگران حوزه ارتباطات سیاسی اذعان دارند که سخنرانیهای دبیرکل حزبالله صرفاً اظهارات سیاسی نبودند، بلکه خود «بخش مهمی از میدان نبرد» و متغیر تعیینکننده در «توازن بازدارندگی» محسوب میشدند.
روایت معروف «بیتالعنکبوت» (مه ۲۰۰۰): پس از آزادسازی تاریخی جنوب لبنان و فرار نیروهای اشغالگر، نصرالله در بنتجبیل عبارتی را ثبت کرد که به کلیدواژه تحلیلی منازعه اعراب و اسرائیل بدل شد: «اسرائیل با وجود داشتن تسلیحات پیشرفته هستهای و نظامی، از خانه عنکبوت سستتر است.» این سخن ضربهای بنیادین به افسانه شکستناپذیری ارتش اسرائیل وارد ساخت.
صداقت کلام (الصدق فی المعرکه): در ساختار جنگ روانی، نصرالله جایگاهی را کسب کرده بود که طبق نظرسنجیهای متعدد مراکز مطالعاتی در سرزمینهای اشغالی، افکار عمومی و رسانههای اسرائیلی سخنان او را دقیقتر، صادقانهتر و موثقتر از بیانیههای سران نظامی و سیاسی تلآویو میدانستند. او هیچگاه عملیاتی را فراتر از واقعیت اعلام نمیکرد و اصالت میدانی را بر هیاهوی تبلیغاتی مقدم میشمرد.
هدایت زنده صحنه نبرد (جنگ ۳۳ روزه ۲۰۰۶): جمله تاریخی او در پیام رادیویی حین جنگ ژوئیه ۲۰۰۶، نماد مدیریت ارتباطی بحران است؛ هنگامی که رو به مخاطبان اعلام کرد: «شگفتیهایی را که وعدهتان داده بودم آغاز شد… اکنون در دریا به آن ناوچه جنگی اسرائیل که به بیروت شلیک میکرد بنگرید، هماکنون در آتش میسوزد و غرق میشود.» این لحظه، توازن روانی جنگ را در لحظه دگرگون ساخت.
دگردیسی تاریخی حزبالله؛ از هسته چریکی تا قدرت متعادلکننده منطقهای
دوران ۳۲ ساله دبیرکلی نصرالله (از زمان ترور سیدعباس موسوی در سال ۱۹۹۲) مصادف با سه تحول استراتژیک در حزبالله شد:
نهادسازی و ورود به سازوکار دولت و جامعه مدنی: تحت هدایت او، حزبالله وارد ساختار پارلمان و دولت لبنان شد، اما همزمان ساختارهای آموزشی، خدمات درمانی، امداد اجتماعی و نهادهای رسانهای مستقل را گسترش داد؛ بهگونهای که جامعه حامی مقاومت، دارای پشتوانه اقتصادی-اجتماعی تابآور در برابر فشارهای تحریمی شد.
جهش از جنگ نامتقارن محدود به جنگ ترکیبی موشکی و پهپادی: نصرالله ارتش کلاسیک و چریکهای آموزشدیده را ترکیب کرد. دسترسی به تسلیحات نقطهزن، پهپادهای شناسایی و تهاجمی و شبکه پیچیده پدافند زیرزمینی، توان بازدارندگی حزبالله را از یک تهدید مرزی به چالش مرگوزندگی برای مراکز حیاتی، اقتصادی و صنعتی دشمن تبدیل نمود.
نقشآفرینی در ثبات منطقهای و مقابله با تکفیر: در بحران سوریه و ظهور داعش، حضور مستشاری و عملیاتی رزمندگان مقاومت با هدایت او، مانع از سقوط دمشق و تسلط گروههای تکفیری بر مرزهای شرقی لبنان و لبنان مرکزی شد؛ رویکردی که حفاظت از اقلیتها، کلیساها و مساجد را در عمل تثبیت کرد.
همپیمانی استراتژیک با ایران و نگاه حضرت آیتالله خامنهای
پیوند میان حزبالله و جمهوری اسلامی ایران در دوران سیدحسن نصرالله، الگویی تمامعیار از یک رابطه استراتژیک، ایدئولوژیک و برادرانه بود؛ رابطهای که نه از سر تبعیت ابزاری، بلکه مبتنی بر همپوشانی اهداف، اخلاص دینی و درک مشترک از تهدیدات جهانی رقم خورد. همکاری تنگاتنگ میدانی او با فرماندهان بزرگی چون شهید حاج قاسم سلیمانی، شبکه مقاومت را به سطحی بیسابقه از هماهنگی عملیاتی رساند.
در دیدگاه حضرت آیتالله خامنهای، سیدحسن نصرالله جایگاهی بس رفیع، استثنایی و کمنظیر داشت. رهبر معظم انقلاب او را با صفات برجستهای چون:
«مجاهد کبیر»
«پرچمدار مقاومت در منطقه»
«عالم بافضیلت دینی»
و «رهبر مدبر سیاسی» توصیف فرمودند.
اوج این دیدگاه در تعبیر تاریخی ایشان متبلور شد:
«سید مقاومت یک شخص نبود، یک راه و یک مکتب بود و این راه همچنان ادامه خواهد داشت.»
رهبر معظم انقلاب بارها بر این واقعیت پای فشردند که ساختار حزبالله قائم به فرد نیست؛ چرا که بذری که نصرالله با سلوک، مدیریت و تدبیر چند دهساله خود در خاک لبنان و منطقه کاشت، چنان ریشهدار و مستحکم است که با فقدان فرماندهان، جوهره و جهتگیری بازدارنده و اصیل آن از بین نمیرود. این مکتب بر اساس تکثیر مسئولیت، کادرسازی علمی و نظامی و تکیه بر آرمانهای غیرقابلمعامله پایهریزی شده است.
مکتب تربیتی و اخلاقی؛ رهبری از جنس فداکاری شخصی
تأثیرگذاری پایدار نصرالله در قلوب مردم منطقه، ریشه در اخلاص، تواضع و صداقت رفتاری او داشت. در سال ۱۹۹۷، هنگامی که فرزند جوانش «سید هادی نصرالله» در درگیری مستقیم با نیروهای اشغالگر در منطقه جبلالرفیع به شهادت رسید، او حاضر نشد پیکر فرزندش در اولویت تبادل با اجساد سایر شهدای مقاومت قرار گیرد و گفت: «او نیز مانند همه جوانان رشید این وطن بود و تفاوتی با فرزندان دیگر این ملت ندارد.» این واقعه، مهر ابطالی بود بر تبلیغات سوئی که رهبران جنبشها را متهم به عافیتطلبی و قربانی کردن فرزندان مردم میکردند. نصرالله ثابت کرد رهبری در مکتب مقاومت، هزینه دادن از خون عزیزترین افراد خانواده را نیز در بر میگیرد.
فرجام خونین؛ شهادت در قلب ضاحیه
سرانجام پس از حدود ۳۲ سال جهاد بیوقفه و پس از ماهها پشتیبانی مستقیم از مردم مظلوم غزه در برابر تهاجم همهجانبه ارتش صهیونیستی، لحظه عروج سید مقاومت فرا رسید:
عصر روز جمعه، ۶ مهر ۱۴۰۳ (مطابق با ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۴).
این ترور جنایتکارانه در جریان حمله وحشیانه و سنگین جنگندههای رژیم اشغالگر قدس به مقر مرکزی و فرماندهی حزبالله در عمق منطقه مسکونی «حاره حریک» در ضاحیه جنوبی بیروت به وقوع پیوست. در این عملیات تهاجمی هوایی، با پرتاب دهها بمب سنگرشکن چندتنی اهدایی ایالات متحده، ساختمانهای مسکونی تخریب و سید مقاومت به همراه تنی چند از همرزمان و فرماندهان از جمله سردار شهید عباس نیلفروشان به فیض شهادت نائل آمدند.
میراثی فراتر از مرزها
سیدحسن نصرالله در شبی تاریک در ضاحیه بیروت به آرزوی دیرینه خود رسید، اما میراث او زنده است. او به جهان اسلام و ملل تحت ستم ثابت کرد که اتکا به اراده ملی و ایمان درونی میتواند مدرنترین ماشینهای جنگی استکبار را زمینگیر کند. نصرالله نه فقط یک فرمانده نظامی، بلکه یک آموزگار سیاست، فرهنگ پایداری، شجاعت دیپلماتیک و کرامت انسانی بود؛ مکتبی زنده که نامش همواره به عنوان خار چشم استکبار و الهامبخش نسلهای آینده مقاومت در تاریخ ثبت خواهد ماند.
ارسال دیدگاه