پانا از ترسِ جاماندن گزارش میدهد:
ترس از جا ماندن؛ پشت پرده حضور همیشگی در شبکههای اجتماعی
تهران (پانا) - شاید بارها فقط برای چند دقیقه وارد شبکههای اجتماعی شده باشیم، اما چندین دقیقه یا حتی ساعت بعد همچنان در حال مرور محتوا باشیم؛ با این تصور که ممکن است خبر، اتفاق، تجربه یا موضوعی را از دست داده باشیم. این احساس که در روانشناسی «فومو» نامیده میشود، میتواند افراد را به حضور و بررسی مداوم شبکههای اجتماعی سوق دهد؛ پژوهشها نیز از ارتباط میان فومو، میزان استفاده از شبکههای اجتماعی و الگوهای استفاده مسئلهساز از این فضا حکایت دارند.
به گزارش پانا، «فومو» یا Fear of Missing Out، در سادهترین تعریف به «ترس از دست دادن» یا «ترس از جا ماندن» ترجمه میشود، اما مفهوم علمی آن پیچیدهتر از نگرانی درباره از دست دادن یک تخفیف، مهمانی یا اتفاق خاص است. در پژوهشهای روانشناختی، فومو به نگرانی فرد از این اشاره دارد که دیگران ممکن است در حال تجربه کردن موقعیتها و تجربههای لذتبخشی باشند که او از آنها بیخبر یا دور مانده است. در مرکز این پدیده، نوعی احساس نیاز به آگاه ماندن از آنچه دیگران انجام میدهند و تمایل به حفظ ارتباط دائمی با جریان اجتماعی قرار دارد.
فومو دقیقاً چه پدیدهای است؟
فومو را نمیتوان صرفاً به استفاده زیاد از تلفن همراه یا شبکههای اجتماعی نسبت داد. این پدیده بیشتر یک حالت انگیزشی و هیجانی است که در آن فرد تصور میکند فرصتها، اطلاعات یا تجربههای ارزشمندی در اختیار دیگران قرار دارد، اما خودش از آنها محروم مانده است.
به همین دلیل، استفاده مکرر از شبکههای اجتماعی میتواند یکی از نمودهای رفتاری فومو باشد، اما هر استفاده زیاد از اینترنت یا تلفن همراه الزاماً به معنای تجربه فومو نیست.
پژوهشهای اولیه درباره این مفهوم نیز آن را با نیازهای روانشناختی و احساس رضایت افراد از زندگی و روابط اجتماعی مرتبط دانستهاند. بر اساس یافتههای این مطالعات، افرادی که رضایت کمتری از برخی نیازهای روانشناختی خود دارند، ممکن است بیشتر در معرض تجربه فومو قرار بگیرند و این احساس نیز با میزان بالاتر درگیری با شبکههای اجتماعی ارتباط داشته باشد.
در چنین شرایطی، فومو تنها به این معنا نیست که فرد نمیخواهد از یک ترند عقب بماند؛ بلکه ممکن است نگرانی عمیقتری درباره بیرون ماندن از یک جمع یا جریان اجتماعی وجود داشته باشد. فرد ممکن است نگران باشد که دیگران درباره موضوعی صحبت میکنند، تجربهای مشترک دارند یا در رویدادی حضور داشتهاند و او از این جریان عقب مانده است.
از ترس جا ماندن تا نیاز به آنلاین ماندن
شبکههای اجتماعی امکان مشاهده زندگی، فعالیتها و انتخابهای دیگران را بیش از هر زمان دیگری فراهم کردهاند. کاربر امروز میتواند در چند دقیقه تصاویر سفر دوستان، حضور افراد در یک رویداد، خرید یک محصول، واکنشها به یک خبر یا دهها تجربه دیگر را ببیند.
این دسترسی دائمی میتواند سازوکار فومو را تقویت کند؛ زیرا فرد همواره با این احتمال مواجه است که «شاید اتفاق مهمی در حال رخ دادن باشد». در نتیجه، بررسی تلفن همراه از یک رفتار ساده میتواند به عادتی برای کاهش موقت نگرانی از جا ماندن تبدیل شود.
مشکل اینجاست که جریان محتوای دیجیتال پایانی ندارد. پس از دیدن یک مطلب، محتوای دیگری ظاهر میشود و پس از پایان یک ترند، موج تازهای شکل میگیرد. بنابراین تلاش برای اینکه فرد همیشه در جریان همه اتفاقات باشد، عملاً پایانی ندارد.
یک فراتحلیل علمی که ۶۵ مطالعه و ۷۰ اندازه اثر مستقل را بررسی کرده، ارتباط مثبت معناداری میان استفاده از شبکههای اجتماعی و فومو گزارش کرده است. در این پژوهش، میزان همبستگی میان استفاده از شبکههای اجتماعی و فومو ۰٫۳۸ به دست آمده است. این رقم نشاندهنده رابطه قابل توجه میان این دو متغیر است، اما به معنای آن نیست که استفاده از شبکههای اجتماعی بهتنهایی علت ایجاد فومو است.
رابطهای که یکطرفه نیست
یکی از نکات مهم در بررسی فومو، پرهیز از این تصور است که شبکههای اجتماعی بهتنهایی باعث ایجاد این احساس میشوند. رابطه میان فومو و استفاده از فضای مجازی پیچیدهتر از یک رابطه علت و معلولی ساده است.
فردی که از ابتدا نگرانی بیشتری درباره عقب ماندن از دیگران دارد، ممکن است بیشتر شبکههای اجتماعی را بررسی کند. از سوی دیگر، مواجهه مداوم با تصاویر و تجربههای دیگران نیز میتواند همین نگرانی را افزایش دهد.
یک مرور نظاممند و فراتحلیل با بررسی دادههای بیش از ۵۵ هزار شرکتکننده، ارتباط قابل توجهی میان فومو و استفاده از اینترنت نشان داده است. با این حال، درباره جهت دقیق این رابطه و اینکه آیا استفاده بیشتر از اینترنت باعث افزایش فومو میشود یا فومو به استفاده بیشتر منجر میشود، نمیتوان با قطعیت قضاوت کرد.
پژوهشگران در این زمینه بر نقش عوامل مختلف فردی و اجتماعی تأکید کردهاند و انجام مطالعات طولی بیشتر را برای شناخت دقیقتر این رابطه ضروری دانستهاند.
بنابراین، نه همه کاربران شبکههای اجتماعی فومو را تجربه میکنند و نه همه افرادی که فومو دارند، به یک شکل از فضای مجازی استفاده میکنند. ویژگیهای فردی، کیفیت روابط اجتماعی، نیاز به تعلق، شیوه استفاده از رسانهها و محیط اجتماعی میتوانند در شدت و شکل این احساس نقش داشته باشند.
الگوریتمها و اقتصاد توجه؛ چرا همیشه چیزی برای دیدن وجود دارد؟
در کنار ویژگیهای فردی، ساختار شبکههای اجتماعی نیز در شکلگیری این چرخه قابل توجه است. بسیاری از پلتفرمهای دیجیتال بر عرضه مداوم محتوای تازه استوارند و کاربر تقریباً همیشه با مطلبی جدید برای دیدن مواجه میشود.
در چنین محیطی، حتی فاصله کوتاه از شبکه اجتماعی ممکن است برای کاربر این تصور را ایجاد کند که چیزی را از دست داده است. ترندها نیز این احساس را تشدید میکنند؛ یک آهنگ، ویدئو، چالش، اصطلاح یا محصول میتواند در مدت کوتاهی به موضوعی فراگیر تبدیل شود و بعد جای خود را به موج دیگری بدهد.
کوتاه بودن عمر ترندها، احساس فوریت ایجاد میکند؛ اینکه اگر موضوعی را همین حالا نبینیم یا درباره آن ندانیم، ممکن است از جریان عمومی عقب بمانیم. در نتیجه، فومو از ترس از دست دادن یک اتفاق مشخص، به نگرانی از جا ماندن از مجموعهای مداوم از اتفاقات کوچک تبدیل میشود.
ممکن است هرکدام از این اتفاقها بهتنهایی اهمیت زیادی نداشته باشند، اما کنار هم قرار گرفتن آنها این احساس را ایجاد میکند که همیشه چیزی در جریان است و کاربر باید برای عقب نماندن، آنلاین بماند.
ترندها چگونه فومو را تشدید میکنند؟
ترند شدن یک موضوع فقط به معنای دیده شدن بیشتر آن نیست؛ بلکه میتواند نوعی فشار اجتماعی نیز ایجاد کند. وقتی یک محصول، مقصد سفر، سبک زندگی یا تجربه خاص بارها در فضای مجازی تکرار میشود، ممکن است از یک انتخاب شخصی به موضوعی تبدیل شود که تصور میشود «همه» درباره آن صحبت میکنند.
در این شرایط، کاربر ممکن است احساس کند برای همراه ماندن با جمع باید آن موضوع را بشناسد، درباره آن صحبت کند یا حتی آن را تجربه کند.
این مسئله با «مقایسه اجتماعی» نیز ارتباط دارد. کاربران شبکههای اجتماعی معمولاً همه ابعاد زندگی خود را منتشر نمیکنند و بیشتر بخشهایی از زندگی که جذابتر و قابل نمایشتر است، در معرض دید قرار میگیرد. تصاویر سفر، موفقیت، خرید، مهمانی و تجربههای خاص سهم بیشتری از محتوای منتشرشده دارند.
در نتیجه، ممکن است فرد زندگی روزمره خود را با مجموعهای از لحظههای انتخابشده و برجسته دیگران مقایسه کند و به این نتیجه برسد که دیگران تجربههای بیشتری دارند یا زندگی فعالتری را دنبال میکنند.
فومو در همین نقطه میتواند تقویت شود؛ زمانی که فرد یک تصویر یا تجربه را صرفاً یک محتوای مجازی نمیبیند، بلکه آن را نشانهای از چیزی تلقی میکند که خودش از آن محروم مانده است.
وقتی فومو وارد تصمیمهای خرید میشود
فومو تنها به حضور در شبکههای اجتماعی محدود نمیشود و میتواند بر رفتار مصرفی نیز اثر بگذارد. فضای مجازی امروز یکی از مهمترین محیطهای معرفی و ترویج محصولات و سبکهای زندگی است و ترندها میتوانند بر تصمیمهای خرید کاربران تأثیر بگذارند.
دیدن مکرر یک محصول، تجربه مثبت دیگر کاربران و پیامهایی مانند «موجودی محدود» یا «آخرین فرصت» میتواند احساس فوریت ایجاد کند. در این شرایط، فرد ممکن است تصمیم خرید را نه فقط بر اساس نیاز واقعی، بلکه تحت تأثیر نگرانی از دست دادن یک فرصت بگیرد.
محصولی که پیش از آن جایی در فهرست نیازهای فرد نداشته، ممکن است ناگهان به کالایی تبدیل شود که تصور میکند باید آن را پیش از پایان تخفیف یا تمام شدن موجودی خریداری کند.
البته فومو با خرید تکانشی یکسان نیست و هر خرید ناگهانی را نمیتوان به این پدیده نسبت داد. با این حال، پژوهشهای حوزه رفتار مصرفکننده نشان دادهاند که فومو میتواند یکی از عوامل روانشناختی مؤثر بر تصمیمهای فوری و تحت تأثیر فشار اجتماعی باشد؛ بهویژه زمانی که فرد تصور میکند دیگران در حال استفاده از یک فرصت یا محصول هستند و او ممکن است تنها کسی باشد که آن را از دست میدهد.
وقتی تجربه دیگران معیار تصمیمگیری میشود
یکی دیگر از شکلهای فومو، ترس از دست دادن تجربههاست. تصاویر سفر، کافه، کنسرت، جشن یا رویدادهای مختلف میتواند این تصور را ایجاد کند که حضور نداشتن در یک تجربه به معنای عقب ماندن از دیگران است.
این احساس گاهی در تصمیمهای روزمره نیز دیده میشود. فرد ممکن است در برنامهای شرکت کند که علاقه چندانی به آن ندارد، فقط به این دلیل که نمیخواهد از دوستان یا گروه اجتماعی خود عقب بماند.
در چنین شرایطی، سؤال اصلی ممکن است از «آیا من واقعاً این تجربه را میخواهم؟» به «اگر در آن حضور نداشته باشم، چه چیزی را از دست میدهم؟» تغییر کند.
این تغییر در شیوه تصمیمگیری، یکی از وجوه قابل توجه فومو است؛ زمانی که ترس از بیرون ماندن از یک تجربه، بر علاقه یا نیاز واقعی فرد غلبه میکند.
فومو اختلال روانی نیست
یکی از برداشتهای نادرست درباره فومو، تلقی کردن آن به عنوان یک بیماری یا اختلال روانی مستقل است. در ادبیات علمی، فومو بیشتر به عنوان یک سازه یا پدیده روانشناختی مورد بررسی قرار میگیرد و تشخیص بالینی مستقلی محسوب نمیشود.
بنابراین، احساس نگرانی از عقب ماندن از یک اتفاق بهتنهایی به معنای وجود اختلال روانی نیست. آنچه اهمیت دارد، شدت این احساس و تأثیری است که میتواند بر رفتار و زندگی روزمره فرد داشته باشد.
پژوهشها در عین حال ارتباط فومو با برخی الگوهای استفاده مسئلهساز از شبکههای اجتماعی را مورد بررسی قرار دادهاند. یک فراتحلیل بر اساس ۳۳ نمونه مستقل و بیش از ۲۱ هزار شرکتکننده، ارتباط مثبت و نسبتاً پایدار میان سطح فومو، میزان استفاده از شبکههای اجتماعی و استفاده مسئلهساز از آنها را گزارش کرده است.
این یافتهها نشان نمیدهد فومو بهتنهایی علت مشکلات روانشناختی است؛ بلکه بیانگر آن است که این پدیده میتواند در کنار عوامل دیگر با الگوهای ناسالمتر استفاده از فضای دیجیتال ارتباط داشته باشد.
یک مرور نظاممند از پژوهشهای فومو نیز بر ضرورت بررسی انگیزههای درگیری بیش از اندازه با شبکههای اجتماعی و پیامدهای احتمالی آن تأکید کرده است. در این مطالعات، موضوعاتی مانند کیفیت خواب و عملکرد روزمره نیز مورد توجه قرار گرفتهاند.
چرا همیشه آنلاین بودن راهحل فومو نیست؟
ممکن است فرد برای کاهش ترس از جا ماندن، زمان بیشتری را در شبکههای اجتماعی سپری کند؛ اما این رفتار الزاماً نتیجه مطلوبی ندارد. هرچه کاربر بیشتر در معرض جریان محتوا قرار بگیرد، با اتفاقات بیشتری مواجه میشود که ممکن است تصور کند نباید آنها را از دست بدهد.
به این ترتیب، فومو میتواند چرخهای ایجاد کند که در آن نگرانی از جا ماندن، فرد را به بررسی بیشتر شبکههای اجتماعی سوق میدهد و مواجهه بیشتر با تجربههای دیگران نیز زمینه نگرانیهای تازه را فراهم میکند.
البته شدت این چرخه در همه افراد یکسان نیست و عوامل مختلفی در شکلگیری آن نقش دارند. به همین دلیل، نمیتوان برای همه کاربران یک نسخه واحد ارائه کرد یا صرفاً میزان استفاده از شبکههای اجتماعی را معیار وجود فومو دانست.
شاید مسئله، ناتوانی در انتخاب باشد
در فضای دیجیتال امروز، هیچ فردی نمیتواند همه محتواها، ترندها و تجربههای موجود را دنبال کند. با این حال، سرعت انتشار اطلاعات گاهی این تصور را ایجاد میکند که باید همیشه در جریان همه چیز باشیم.
فومو میتواند از همین تصور تغذیه کند؛ اینکه عقب ماندن از یک موضوع یا موج به معنای از دست دادن چیزی ضروری است. در حالی که بسیاری از ترندها و موضوعات وایرال، عمر کوتاهی دارند و پس از مدتی جای خود را به موضوعات جدید میدهند.
در چنین شرایطی، مدیریت استفاده از شبکههای اجتماعی لزوماً به معنای کنار گذاشتن آنها نیست؛ بلکه میتواند به معنای انتخاب آگاهانهتر محتوایی باشد که واقعاً برای فرد اهمیت دارد.
شاید پرسش مهم این نباشد که «چه چیزی را از دست دادهام؟» بلکه این باشد که «چه چیزی واقعاً ارزش دنبال کردن دارد؟»
در عصر «همیشه آنلاین»، آگاه بودن از اتفاقات مهم با دنبال کردن همه چیز یکسان نیست. پذیرفتن اینکه نمیتوان از همه ترندها، تجربهها و اتفاقات باخبر بود، میتواند به فرد کمک کند استفاده خود از فضای دیجیتال را آگاهانهتر مدیریت کند و تصمیمهایش را بیشتر بر اساس نیازها و اولویتهای واقعی خود بگیرد.
ارسال دیدگاه