آموزش و پرورش در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب؛
آموزش و پرورش پیشران حکمرانی، هویتسازی و تمدنسازی
تهران (پانا) - همزمان با آیین بدرقه و تشییع پیکر مطهر رهبر شهید، حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی حسینی خامنهای (رضوانالله تعالی علیه)، این مرکز مجموعهای از یادداشتها، دلنوشتهها و خاطرات اعضای شورای معاونان وزارت آموزش و پرورش را با عنوان «آموزش و پرورش در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب» منتشر میکند.
در ادامه، یادداشت حیدر تورانی، عضو هیئت علمی پژوهشگاه مطالعات آموزش و پرورش را میخوانید.
درآمدی بر: آموزش و پرورش پیشران حکمرانی، هویتسازی و تمدنسازی(در منظومه اندیشه های رهبر شهید، رضوان الله تعالی علیه)
در منظومه فکری رهبر شهید حضرت آیتالله العظمی سید علی خامنهای (رضوان آلله تعالی علیه)، آموزش و پرورش صرفاً یک وزارتخانه یا دستگاه اجرایی نیست، بلکه بنیادیترین نهاد حاکمیتی و راهبردی برای تربیت انسان، تولید سرمایه انسانی، تضمین امنیت فرهنگی، تحقق عدالت اجتماعی و ساخت آینده ایران اسلامی است. از این منظر اقتدار، استقلال، پیشرفت و تمدنسازی هر ملت، پیش از آنکه در عرصه سیاست، اقتصاد یا فناوری شکل گیرد، در مدرسه، کلاس درس و فرایند تعلیم و تربیت رقم میخورد. ازاینرو، آموزش و پرورش مهمترین سرمایهگذاری راهبردی هر نظام حکمرانی به شمار میآید.
نخستین اصل در این منظومه، تربیت انسان بر پایه «علم نافع» است؛ علمی که علاوه بر افزایش دانش، توان حل مسائل جامعه، ارتقای کیفیت زندگی، تقویت قدرت ملی و رشد اخلاقی و معنوی انسان را فراهم آورد. بر این اساس، نظام آموزشی باید از حافظهمحوری، آزمونزدگی و مدرکگرایی فاصله گرفته و به سوی آموزشهای کاربردی، مهارتآموزی، پژوهش، نوآوری، کارآفرینی، تفکر نقادانه و حل مسائل واقعی جامعه حرکت کند؛ زیرا مدرسه محل تربیت انسانهای توانمند برای زندگی، خدمت و پیشرفت کشور است، نه صرفاً محلی برای انتقال محفوظات.در این نگاه، «عدالت و کیفیت آموزشی» دو اصل جداییناپذیرند. عدالت تنها به معنای دسترسی همگانی به آموزش نیست، بلکه به معنای نصیب و بهرهمندی همه کودکان و نوجوانان، فارغ از محل زندگی، شرایط اقتصادی یا موقعیت اجتماعی، از فرصتهای برابر برای یادگیری باکیفیت است. کیفیت نیز تنها در موفقیت تحصیلی خلاصه نمیشود، بلکه به تربیت متوازن علمی، اخلاقی، فرهنگی، اجتماعی و مهارتی دانشآموزان اشاره دارد. جامعهای که عدالت آموزشی را با کیفیت آموزشی همراه سازد، سرمایه انسانی خود را به بهترین شکل شکوفا خواهد کرد.
از منظر رهبری شهید انقلاب، «آموزش و پرورش نهادی کاملاً "حاکمیتی» است؛ زیرا مأموریت آن، تربیت نسلی است که آینده کشور را در عرصههای علم، فرهنگ، اقتصاد، سیاست و مدیریت رقم خواهد زد. بنابراین، دولت و حاکمیت موظفاند با سیاستگذاری هوشمندانه، تأمین منابع، ارتقای منزلت معلمان و اصلاح مستمر نظام تعلیم و تربیت، از این نهاد راهبردی پشتیبانی کنند. هیچ سرمایهگذاری برای آینده کشور، سودمندتر از سرمایهگذاری در آموزش و پرورش نیست.
در منظومه تفکر آقای شهید ایران، «مدرسه کانون شکلگیری هویت ایرانی و اسلامی» است. دانشآموز باید ضمن شناخت تاریخ، فرهنگ، زبان فارسی، میراث تمدنی و ارزشهای دینی، احساس عزت، اعتماد به نفس و تعلق به میهن را در وجود خود پرورش دهد. این هویت، او را در برابر خودباختگی فرهنگی مصون میسازد و در عین حال، زمینه گفتوگوی سازنده، تعامل و بهرهگیری از دستاوردهای علمی و فرهنگی جهان را فراهم میآورد.تعلیم و تربیت مطلوب، تنها به انتقال دانش محدود نمیشود، بلکه باید «احساس مسئولیت اجتماعی» را در دانشآموزان نهادینه کند. احترام به قانون، رعایت حقوق دیگران، احترام به همنوع، امانتداری، نظم، مشارکت اجتماعی، نوعدوستی، کار گروهی، حفظ اموال عمومی و مسئولیتپذیری در برابر خانواده، مدرسه و جامعه، از مهمترین اهداف تربیتی است. در همین چارچوب، حفظ «محیط زیست» نیز وظیفهای اخلاقی، دینی و ملی است. مدرسه باید نسلی را تربیت کند که طبیعت را سرمایه نسلهای آینده بداند، در مصرف منابع اعتدال داشته باشد و حفاظت از آب، خاک، هوا و تنوع زیستی را بخشی از مسئولیت شهروندی خود تلقی کند.
از دیگر مؤلفههای این منظومه، «تربیت انسانهای آزاداندیش، نقاد و در عین حال انتقادپذیر» است. آزاداندیشی به معنای رهایی از تعصب، جمود فکری و تقلید کورکورانه و فراهم ساختن زمینه تفکر، گفتوگو و نوآوری در چارچوب ارزشهای الهی و منافع ملی است. چنین فضایی، روحیه پرسشگری، استدلال، تحمل نظر مخالف، انعطافپذیری و اصلاح مستمر را تقویت میکند. جامعهای که فرهنگ گفتوگو، نقد منصفانه و پذیرش دیدگاههای متفاوت را در مدرسه تمرین کند، در آینده از سرمایه اجتماعی بیشتری برخوردار خواهد بود.
همچنین، نظام تعلیم و تربیت باید «زمینهساز پرورش نسلی تابآور» باشد؛ نسلی که در برابر مشکلات، ناکامیها، بحرانها و فشارهای اجتماعی، امید، اراده و قدرت تصمیمگیری خود را از دست ندهد و با صبر، عقلانیت و تلاش، مسیر پیشرفت را ادامه دهد. این تابآوری، سرمایهای ارزشمند برای پیشرفت فردی و اقتدار ملی است.
در منظومه فکری رهبر معظم و شهید، «دشمنستیزی، ظلمستیزی و مقاومت در برابر ظلم و ظالم» نیز از عناصر هویتساز تربیت اسلامی است. مقصود از این آموزه، ترویج خشونت یا نفی تعامل با ملتها نیست، بلکه تربیت انسانهایی عدالتخواه، عزتمند، استقلالطلب و مقاوم در برابر سلطه، تبعیض و بیعدالتی است. در کنار این روحیه، دانشآموز باید توانایی تعامل سازنده، همکاری و گفتوگوی مؤثر را در سطوح محلی، ملی و جهانی بیاموزد؛ زیرا جامعهای پیشرفته است که ضمن حفظ هویت و استقلال خود، با دیگر ملتها بر پایه احترام متقابل، عدالت و منافع مشترک ارتباط برقرار کند.
برآیند این منظومه آن است که:
«آموزش و پرورش، کارخانه تولید مدرک نیست، بلکه مدرسه انسانسازی، جامعهسازی و تمدنسازی است. اگر نظام تعلیم و تربیت بتواند علم نافع، عدالت و کیفیت آموزشی، آموزشهای کاربردی، هویت ایرانی و اسلامی، قانونمداری، احترام به انسان، مسئولیت اجتماعی، حفظ محیط زیست، آزاداندیشی، تابآوری، انتقادپذیری، تعاملگرایی، ظلمستیزی و روحیه مقاومت را بهصورت متوازن در شخصیت دانشآموزان نهادینه کند، بیتردید نسل آینده ایران، نسلی دانا، اخلاقمدار، خلاق، مسئول، مقاوم و تمدنساز خواهد بود؛ نسلی که میتواند آیندهای شایسته، مقتدر و الهامبخش برای ایران اسلامی و جهان رقم بزند».
در مجموع می توان، منظومه فکری آقای شهید ایران در حوزه آموزش و پرورش را بر «دوازده رکن بنیادین» استوار دانست:
۱. علم نافع و تولید دانش مسئلهمحور.
۲. عدالت و کیفیت آموزشی بهعنوان دو روی یک سکه.
۳. حاکمیتی بودن آموزش و پرورش و مسئولیت دولت در راهبری آن.
۴. آموزشهای کاربردی، مهارتآموزی و کارآفرینی.
۵. هویت ایرانی، اسلامی و تمدنی.
۶. قانونمداری، اخلاقمداری و مسئولیتپذیری اجتماعی.
۷. حفظ محیط زیست و توسعه پایدار بهعنوان یک وظیفه دینی، ملی و انسانی.
۸. آزاداندیشی، تفکر نقاد، انتقادپذیری و تحمل نظر مخالف در چارچوب اخلاق و قانون.
۹. تابآوری، امید، خودباوری و روحیه حل مسئله.
۱۰. تعامل سازنده در سطوح محلی، ملی و جهانی همراه با حفظ عزت، حکمت و مصلحت.
۱۱. ظلمستیزی، مقاومت در برابر سلطه و دفاع از مظلوم بهعنوان یک اصل انسانی و اسلامی.
۱۲. تمدنسازی و آیندهنگری؛ یعنی تربیت نسلی که بتواند ایران را به قلههای علمی، فرهنگی و اخلاقی برساند.
نکته مهمی که به نظر باید بر آن تاکید داشت، این است که «این مؤلفهها جدا از هم نیستند»، بلکه یک منظومه بههمپیوسته را تشکیل میدهند». برای مثال، علم نافع بدون عدالت آموزشی به انحصار میانجامد؛ آزاداندیشی بدون اخلاق و قانونمداری به هرجومرج فکری تبدیل میشود؛ تعامل جهانی بدون هویت ایرانی و اسلامی به خودباختگی فرهنگی میانجامد و مقاومت در برابر ظلم بدون عقلانیت، گفتوگو و تعامل سازنده نمیتواند به صلحی پایدار و عادلانه منتهی شود. «هنر نظام تعلیم و تربیت، ایجاد توازن میان این اصول است».
سخن پایانی:
«در منظومه فکری رهبر معظم و شهید انقلاب اسلامی، آموزش و پرورش نه صرفاً نهادی برای آموزش، بلکه کانون انسانسازی، هویتسازی، جامعهپردازی و تمدنسازی است. هر اندازه این نهاد بتواند علم نافع، عدالت، اخلاق، قانونمداری، مسئولیت اجتماعی، آزاداندیشی، تابآوری، تعامل سازنده، حفظ محیط زیست و ظلمستیزی را در وجود نسل آینده نهادینه کند، به همان میزان ایران به سوی حکمرانی کارآمد، پیشرفت پایدار و تمدنسازی نوین اسلامی گام برخواهد داشت».
ارسال دیدگاه