مدرس کشوری سازمان دانشآموزی:
مهارتها در سازمان دانشآموزی جان میگیرند
سازمان دانشآموزی یک میدان عمل برای تربیت واقعی است
مراغه (پانا) - مربی ارشد سازمان دانشآموزی گفت: سازمان دانشآموزی را نه یک ساختار اداری، بلکه یک میدان عمل میبینم و باورم این است که تربیت واقعی در فضایی رخ میدهد که اشتباه کردن در آن بخشی از مسیر یادگیری باشد، نه دلیلی برای تنبیه.
در دنیای امروز که تفاوت میان «آموزش» و «تربیت» بیش از هر زمان دیگری آشکار شده است، یافتن فضایی برای رشد مهارتهای نرم و اجتماعی نوجوانان به یک ضرورت ملی تبدیل شده است. سازمان دانشآموزی به عنوان یکی از اصلیترین بسترهای تربیت غیررسمی، نقش بیبدیلی در این مسیر ایفا میکند.
امروز در گفتوگو با آیلار نصرتی، مربی ارشد سازمان دانشآموزی، پژوهشگر ورزشی و فعال حوزه آموزش و پرورش به دنبال کشف این معنا هستیم که «چگونه میتوان با نگاهی نو، نسل آینده را برای زندگی واقعی آماده کرد؟»
نصرتی با تجربهای که از تدریس در مناطق دورافتاده تا فعالیتهای پژوهشی در سطح بینالمللی را در بر میگیرد، نگاهی بسیار دقیق و ساختاریافته به این حوزه دارد که در ادامه این گفتوگو را مطالعه میکنید.
با توجه به پیشینه درخشان شما در آموزش و پرورش و ورزش، چه انگیزهای باعث شد که به حوزه مربیگری در سازمان دانشآموزی ورود کنید؟
دلیل اصلی من، یک نیاز درونی برای تغییر فضای رسمیِ آموزش بود. من همواره بر این باور بودهام که کلاسهای درس، هرچقدر هم غنی باشند، همچنان تشنهی یک فضای رها، پویا و تمرینمحور هستند. آنچه مرا به سازمان دانشآموزی جذب کرد، دقیقاً تفاوت ساختار تشکیلاتی با فضای آموزشیِ خشک بود. سازمان دانشآموزی برای من نه یک نهاد اداری، بلکه یک «میدان عمل» است؛ جایی که دانشآموز به جای اینکه فقط گیرنده اطلاعات باشد، خودش به یک «کنشگر» تبدیل میشود. وقتی میبینم در تشکیلات، بچهها یاد میگیرند چگونه با مدیریت یک تعارض یا انجام یک کار تیمی، مهارتهای حیاتی را تجربه کنند، شیفته این مدل تربیتی میشوم؛ مدلی که در آن اشتباه کردن بخشی از مسیر یادگیری است، نه دلیلی برای نمره کم گرفتن. هدف من در این مسیر، کمک به رشد فکری، اجتماعی و مهارتی نوجوانان در فضایی است که در آن، شکوفایی استعدادها از دلِ تجربه بیرون میآید.
از نگاه تخصصی شما، سازمان دانشآموزی چه نقش کلیدی و متمایزی در تربیت اجتماعی دانشآموزان ایفا میکند؟
من سازمان دانشآموزی را به عنوان «میدان تمرین مهارتهای اجتماعی» تعریف میکنم. در آموزش رسمی، دانشآموز عمدتاً در نقش شنونده است، اما در سازمان دانشآموزی، او در فعالیتهای گروهی، اردوها، مجامع و برنامههای تشکیلاتی، فرصت پیدا میکند تا مهارتهایی چون کار تیمی، مذاکره، حل مسئله در جمع، مدیریت تعارض، همکاری و مسئولیتپذیری را به صورت عملی و زیسته تمرین کند. این تجربهها، زیربنای توانمندیهای اجتماعی آنها در آینده خواهد بود. در واقع، ما در اینجا به دنبال ساختنِ شخصیتِ اجتماعی دانشآموز هستیم، نه فقط افزایش سطح دانشِ آکادمیک او.
مربیگری، بهویژه با نسل نوجوان، میتواند بسیار دشوار باشد. شما در مسیر خود با چه چالشهایی روبهرو شدید و چگونه آنها را مدیریت کردید؟
در آغاز مسیر، چالشهای گوناگونی وجود داشت که هر کدام برای من یک تجربه ارزشمند بود. نخستین چالش، ایجاد اعتماد و ارتباط مؤثر با دانشآموزان بود؛ جایی که فاصله سنی یا تفاوت دنیای ذهنی ممکن بود مانعی شود. من با تمرکز بر «شنیدن بیشتر از گفتن»، همدلی و احترام به نظراتشان، توانستم این اعتماد را جلب کنم. چالش دوم، مدیریت انتظارات متفاوت بود؛ دانشآموزان به دنبال هیجان، اولیا به دنبال پیشرفت، و سازمان به دنبال اهداف تشکیلاتی بودند. راهکار من، شفافسازی مداوم نقش مربی به عنوان یک «تسهیلگر» بود.
همچنین مدیریت پویایی گروههایی با شخصیتهای بسیار متفاوت، چالش دیگری بود که با استفاده از تکنیکهای متنوع فعالیت و واگذاری مسئولیتهای مشخص به افراد، توانستم آن را مدیریت کنم. در نهایت، برای غلبه بر خستگیهای ناشی از مسئولیت سنگین، همیشه «چرایی» انتخاب این مسیر و موفقیتهای کوچک دانشآموزان را به عنوان سوختِ انگیزشی خود در نظر میگرفتم.
با توجه به تغییرات سریع اجتماعی، مربی امروز برای برقراری ارتباط مؤثر با دانشآموزان به چه مهارتهایی نیاز دارد؟
مربی امروز باید فراتر از یک مدرس سنتی باشد. مهارتهای کلیدی مثل گوشدادن فعال بدون پیشداوری، همدلی عمیق با ویژگیهای روحی نسل جدید و توانایی برقراری گفتگوی محترمانه و صمیمی، برای او ضروری است. علاوه بر این، مربی باید انعطافپذیری بالایی داشته باشد تا بتواند روش خود را متناسب با نیازهای متفاوت دانشآموزان تنظیم کند. یک نکته بسیار حیاتی نیز، آگاهی از فضای مجازی و رسانه است؛ چرا که بخش بزرگی از ذهنیت و سبک زندگی امروزِ نوجوانان در این فضا شکل میگیرد و مربی باید بتواند از این فضا به درستی برای اهداف تربیتی استفاده کند.
اگر بخواهید چشمانداز آینده را برای سازمان دانشآموزی ترسیم کنید، چه انتظاراتی از این سازمان دارید و چه نوع فعالیتهایی را بیش از همه کارآمد میدانید؟
من فعالیتهایی مانند اردوهای تربیتی، برنامههای هنری-فرهنگی، کارگاههای مهارتآموزی و پروژههای داوطلبانه را بسیار جذاب و اثرگذار میدانم. اما انتظار من از سازمان دانشآموزی این است که از یک نهاد فعالیتهای مقطعی، به یک «بستر جامع و نظاممند برای پرورش مستمر مهارتهای زندگی» تبدیل شود. سازمان باید از تمرکز بر «انجام فعالیت» به سمت «رشد ناشی از فعالیت» حرکت کند؛ یعنی هر فعالیت باید با هدف پرورش مهارتهای شناختی، اجتماعی، عاطفی و زیستی طراحی شود.
تصویر من از آینده، یک ساختار «چابک، هدفمحور و دادهمحور» است؛ ساختاری که در آن به جای کنترل افراطی، اصل بر اعتماد و شفافیت باشد. آیندهی مطلوب، آیندهای است که در آن سازمان، نه تنها مکانی برای گذراندن اوقات فراغت، بلکه «دانشگاهِ زندگیِ عملی» باشد که با رویکردی انسانساز، نسلی توانمند، مسئولیتپذیر و خودشکوفا را برای جامعه تربیت کند.
ارسال دیدگاه