سرزمینی که فرماندهانش پیشگامان صف اول شهادتند
کرج(پانا) –در سرزمینی که فرماندهانش پیشگامان صف اول شهادتند، داغ فراق رهبر و یاران شهیدش نه پایان راه که آغازی بر یک انتقام سخت است. این نوشتار مروری است بر سلسله الذهب شهدای انقلاب؛ از رجایی و باهنر تا سلیمانی و رئیسی، که حالا علم انقلاب را به دستان وفاداران این مسیر سپردهاند.
آقاجان، اکنون که قلم خبرنگاری را به دست گرفتهام تا برایتان بنویسم، انگار بغضی که ماههاست در گلویم خانه کرده، دست و پایم را بسته است. این بغض، معمولی نیست؛ بغض انتقام است. بغض انتقام رهبری فرزانه، بغض نوه چهارده ماهتان، بغض انتقام آن ۱۶۸ دانشآموز بیگناه میناب که در حسرت آغوش مادرشان سوختند، و بغض انتقام آن شهدای جوان هوا فضا که ستارههای آسمان ایران شدند.
آقاجان، باور نمی کنم... یعنی واقعا تهران را ترک کردید؟ یعنی رفتید و ما را در این شهر بیچراغ تنها گذاشتید؟ حتما دلتان برای یاران با وفایتان تنگ شده بود که این طور عاشقانه پر کشیدید. الان حتما در کنار فرمانده عزیزتان، حاج قاسم سلیمانی، و دیگر یاران، حاجیزاده، سلامی، باقری، موسوی و شهید رئیسی نشستهاید و ما از اینجا به جای خالی نگاهتان خیره ماندهایم.
رهبر عزیز من، تا ابد دوستتان دارم. اما این «صدحیف» همیشه در دلم می ماند که چرا قسمت نشد از نزدیک، آن مهر پدری را در نگاهتان ببینم. تمام سالهای عمرم، شما را از پشت قاب سرد تلویزیون دیدم و حالا که نیستید، حسرت یک دیدار حضوری، مثل خنجری در قلبم است.
این انقلاب، نهال نوپایی بود که از همان روزهای اول، با خون پاک مردان بزرگ آبیاری شد. از شهید رجایی و باهنر که اسطورههای اخلاص بودند، تا شهید طهرانیمقدم که کابوس دشمنان بود. از سردار دلها، سلیمانی، تا شهید رئیسی که جانش را در راه خدمت داد. از فرماندهان جنگ رمضان، شهید سلامی، حاجیزاده و باقری، تا شهید موسوی و شهید لاریجانی که همراه با پسر جوانش پرواز کرد. و در نهایت، داغ بزرگ شما؛ عالیترین مقام این کشور که آسمان شدید.
ایران تنها سرزمینی است که فرماندههانش، نه در پشت میزها، که در صف اول شهادت بودند. دنیا باید بداند که ما هنوز ایستادهایم. ما تا آخرین قطره خون، ادامه دهنده راه شما هستیم. ما پیرو سید مجتبی حسینی خامنهای خواهیم ماند و این علم سرخ انقلاب را با افتخار، به دست صاحب اصلیاش، مهدی موعود خواهیم سپرد.
ارسال دیدگاه