روایت روزی که آسمان به زمین پیوند خورد؛

عروج خورشید در میان دریای جان‌ها

شهرستان‌‌های استان تهران (پانا) - امروز زمین از تپشِ قدم‌هایِ میلیونی لرزید و آسمان در سوگِ غیبت بزرگ‌ترینِ خود به رنگ سرخ درآمد. در میانه‌ دریایی از چهره‌های اشک‌آلود و قلب‌های لبریز از شور، نه‌تنها یک رهبر، که ریشه‌ هستی ما برای رسیدن به مقام جاودانگی از میانِ میانه‌ جمعیت‌ها گذشت؛ عبوری که نه از مسیر خاک، که از میان جان‌های ما بود.

کد مطلب: ۱۷۱۸۸۸۵
لینک کوتاه کپی شد
عروج خورشید در میان دریای جان‌ها

هیاهوی جمعیت، دیگر تنها یک صدا نبود؛ شعله‌ای بود که از خاک به آسمان می‌کشید. از میان غبار دلتنگی و چشم‌هایِ سرخ مردمی که گویی تمام عمرشان را در انتظارِ این دیدار ابدی بودند، من ایستاده‌ام. اما امروز، قلمِ من دیگر نه برای گزارشِ وقایع، که برایِ ثبت یک معجزه‌یِ خونین به حرکت درآمده است. امروز، من در میانه‌  این دریا انسانی، شاهد وداع با شکوهِ عشق هستم.

تصویر تشییع، فراتر از هر توصیفِ مادی است. تلاطم جمعیت، همچون موج‌هایِ خروشان اقیانوسی بود که در جستجویِ بازگشتِ ساحل می‌گردد. هر قدمی که جمعیت برایِ همراهی با پیکرِ مطهرِ او برمی‌داشت، گویی زمین را به عرش می‌دوخت. در آن میان، چهره‌هایی را دیدم که از شدت شوق دیدار، اشک بر گونه می‌ریختند و چهره‌هایی که در سکوتی باشکوه، با هر قدم، قسمِ وفاداری یاد می‌کردند. این تنها یک مراسم تشییع نبود؛ این استعاره‌ای بود از پیوندِ ابدی رهبر با ملت؛ پیوندی که در مرگ، به حضورِ جاودان تبدیل شد.

او، که پناهگاه بی‌کرانه‌ ما بود، امروز در میانه‌  این شور و شوق رنج‌آلود، به سویِ حق عروج کرد. او سوخت تا مسیر ما از تاریکیِ شک و تردید، به روشناییِ یقین بدل شود. امروز که او را از میان این جمعیتِ بی‌شمار می‌گذرانیم، می‌بینیم که چگونه یک «رهبر» به یک «اسطوره» و یک «ایده» تبدیل می‌شود؛ چیزی که با مرگ از بین نمی‌رود، بلکه در خونِ هر ذره از این خاک، جاری می‌شود.

ای رهبرِ شهیدم، ای که با رفتنت، خلأیی در کالبدِ این سرزمین ایجاد کردی، بدان که این اشک‌ها، بذر نهالی هستند که فردا، جنگلِ مقاومت ما را خواهند ساخت. شورِ این ملت، که امروز در میانه‌ این تشییعِ عظیم می‌تپد، گواهی است بر اینکه تو تنها نرفتی، بلکه در تار و پودِ زندگی ما، نفوذ کردی.

ما امروز شاهد پایان یک حضور جسمانی هستیم، اما همزمان،! شاهد آغاز حکایت جاودانگی تو در قلب‌های تپنده‌ ما هستیم. حقیقتِ بزرگ، در همین تلاطمِ نگاه‌ها و در همین فریادهایِ جان‌سوز نهفته است: او رفت تا ما بدانیم زندگی واقعی، در مسیر فداکاری برای حق است.

خبرنگار : ریحانه هاشم‌زاده

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار