همگام با شهدای لاله گون امور تربیتی/۲۱

شهید معتمدی؛ شهید شعرهای جنگ

روز امور تربیتی فرصت خوبی است برای معرفی شهدای این حوزه فرهنگی که با تقدیم خون خود، دانش آموزان را در عمل و نه در قالب حرف و کلام با آرمان های انقلاب آشنا کردند. شهید معتمدی از جمله این شهدا به شمار می رود.

کد مطلب: ۴۶۰۱۷۹
لینک کوتاه کپی شد
به گزارش خبرنگار آموزش و پرورش پانا، نهاد امور تربیتی به عنوان نهادی برای حراست از مرزهای اعتقادی و حفظ دستاوردها و تبیین ارزشهای انقلاب در مدارس در طی هشت سال جنگ تحمیلی با تقدیم ۴۱۱ شهید، بار دیگر نشان داد که رسالتی بزرگ در عرصه آموزش و به ویژه پرورش روح انسانی برعهده دارد. از این رو روز ۸ اسفند به همت والای شهیدان رجایی و با هنر در سال ۵۷ به عنوان نهاد امور تربیتی در وزارت آموزش وپرورش رسمیت یافت و به نام روز امور تربیتی مورد تقدیر قرار می گیرد تا از شهدای این عرصه و نیز فعالان حوزه امور پرورشی و تربیت تقدیر به عمل آید.
روز امور تربیتی فرصت خوبی است برای معرفی شهدای این حوزه فرهنگی که با تقدیم خون خود، دانش آموزان را در عمل و نه در قالب حرف و کلام با آرمان های انقلاب آشنا کردند. در واقع بزرگداشت امروز از شهدای امورتربیتی نشانگر توجه ویژه به مقام شامخ همه ی شهدا به ویژه ۵ هزار شهید آموزش وپرورش وخاصه ۴۱۰ شهید امورتربیتی کشور عزیزمان ایران است.
در همین راستا، خبرگزاری پانا درصدد است با معرفی ابعاد شخصیتی شهدای امور تربیتی، آن ها را بیش از گذشته در قالب الگوهای رفتاری والا به دانش آموزان معرفی کند.
زندگی‌نامه شهید حسن معتمدی
شهید حسن (محمد) معتمدی در روستای محمد آباد از توابع منطقه جرقویه سفلی در یک خانواده ی مذهبی در تاریخ ۱/۳/۱۳۳۸ پا به عرصه وجود نهاد. تحصیلات خود را تا اخذ مدرک سوم راهنمایی (سیکل) با موفقیت در اصفهان طی نمود. سپس وارد مرکز تربیت معلم اردستان شد. پس از فراغت از تحصیل در یکی از روستاهای منطقه برآآن مشغول تدریس شد. در جریان غائله ی تجزیه طلبی گروهک ها به مدت چهار ماه عازم منطقه کردستان گردید. پس از آن به وطن خود محمد آباد جرقویه برگشت و ازدواج نمود و ثمره این ازدواج نیز یک فرزند دختر به نام مرضیه می باشد. سرانجام با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران به جبهه اعزام گشت و ضمن حضور در چند عملیات، در عملیات بیت المقدس با قلبی سرشار اسلام در منطقه شلمچه به دیدار معبود شتافت. روحش شاد و یادش گرامی.
پس از خبر شهادت وی، اهالی شهر محمد آباد و شهرها و تشییع نمودند و در گلزار شهدای شهر محمد آباد به خاک سپرده شدند.
وصیت‌نامه شهید
پروردگارا! تو را سپاس می گویم که در عصری واقع شدم که سایه رهبری ولایت فقیه ، امام خمینی کبیر بر سرم بود و مرا از انحرافات و کژی ها حفظ کرد. تو را سپاس می گویم که این بنده عاصی و رو سیاه درگاهت را مورد لطف و عنایت بی پایان خود قرار دادی و شهادت را که نصیب عابدان درگاهت و دلسوختگان راهت و مجاهدین بی چشمداشت صراطت و پیروان واقعی ولی امرت امام خمینی کبیر می باشد نصیب این عاصی نمودی.
پدر مهربان و مادر فدارکارم! به شما تبریک می گویم که توانستید فرزندتان را در راه دین رسول الله فدا کنید و و به شما تبریک می گویم که حاصل عمرتان را در راه خدا فدا کردید. آفرین بر بازوان توانای تو ای پدر مهربان که مرا با چنان غذا و روزی بزرگ کردی که لیاقت شهادت را پیدا کردم . مادر فداکارم رحمت به شیر پاکت که رگ و پوست مرا و بدن مرا چنان رشد دادی که بتواند در راه خدا فدا شود. آری شما زندگی تان و هستی تان را و دار و ندارتان را در راه پرورش من خرج کردید و با چه زحماتی که من مقداری از آنها را می دانم مرا بزرگ کردید اما من نتوانستم برای شما فرزندی خوب باشم. نتوانستم به شما عزیزان خدمت کنم. من از این گناه بزرگی که انجام داده ام از درگاه خداوند پاک و شما عزیزان معذرت می خواهم و امیدوارم که گناه مرا ببخشید.
پدرم افتخار کن که توانستی مانند امام حسین (ع) فرزندت را در راه قرآن فدا کنی. مادرم افتخار کن که توانستی مانند حضرت لیلا جوانت را تقدیم اسلام کنی، امیدوارم در روز قیامت شفاعت شما، مرا از عذاب الهی نجات دهد. حسین جان، محسن جان و مجید جان شما سعی کنید همیشه در هر کار خدا را در نظر داشته باشید.
دلهای خودتان را با دعا و راز و نیاز و نماز شب به خدا نزدیک کنید . سعی کنید سربازان خوبی برای امام زمان (عج) و نائبش امام خمینی باشد. سعی کنید که فرزندان خوبی برای پدر و مادر باشید و آنها را از خود نرنجانید.
و شما ای خواهران خوبم شما هم همیشه خدا را در نظر داشته باشید و هر حرفی که می زنید و هر کاری که می کنید سعی کنید برای خدا باشد. و شما ای اقوام و آشنایانم بدانید که آنچه موجب نجات انسان از عذاب است یاد خداست پس همیشه در هر کار خدا را در نظر داشته باشید. در پایان پدر و مادرم و برادر و خواهرم و شما ای دوستان و اقوامم، خواهشی که از شما دارم برای من ناراحت نباشید و گریه نکنید تا من راحت باشم. من راضی نیستم که کسی کوچکترین ناراحتی برای من داشته باشد.
شما افتخار کنید که توانستید فرزندی را در راه قرآن فدا کنید.
والسلام
فرزند کوچک شما حسن معتمدی ۴/۱/۱۳۶۱

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار