روایت ناتمام یک دیدار

فردیس(پانا)- خبرنگاری که رسالتش، ثبت لحظه‌های ماندگار در قاب دوربین و کلمات بود، امروز در برابر سخت‌ترین سوژه‌ زندگی ایستاده است. این نه یک گزارش خبری که مرثیه‌ای است بر قلمی که می‌خواست عظمت تو را به تصویر بکشد، اما اکنون در میان هیاهوی غیبت تو، تنها در جستجوی ردی از میراث تو بر کاغذ می‌لغزد.

کد مطلب: ۱۷۱۹۸۳۵
لینک کوتاه کپی شد
روایت ناتمام یک دیدار

ای که کلامت تبلور حقیقت و نگاهت تکیه‌گاه تماشای فردا بود.

ای رهبر، ای راهنمای قلم‌های بی‌تجربه ما، من از اینجا از پشت میز تحریری که حالا با اشک و بی‌حسی می‌لرزد برایت می‌نویسم. من دیگر نمی‌توانم تو را ببینم اما از این پس، هر کلمه‌ای که می‌نویسم براساس آنچه تو در قلب ما کاشتی خواهد بود. تو در متن زندگی ما باقی می‌مانی حتی اگر دیگر در قاب دوربین‌ها نباشی.

امروز خبرنگاری که با اشتیاق ثبت شکوه تو در پی روایت تاریخ بود، در برابر عظمت فقدانت بی‌کلام مانده است. 

قلم من که همواره در جستجوی تبلور معنا بود اکنون در میانه‌ راه درهم شکست،نه از ضعف که از سنگینی این حقیقت که دیگر چشمانم به آن منبع نور خیره نخواهد شد.

من که می‌خواستم در قاب دوربین تجلی ایمان را شکار کنم، اکنون در برابر قاب تهی هستی ایستاده‌ام.

 ای رهبر، ای راهبر رویاهای من و هم سالانم،  اگر تقدیر چنین است که دیگر در میان جمعیت چهر‌ه‌  تو را نبینم بدان که از این پس قلم من و با هر خبری که می‌نویسم، وفاداری خود را به آرمان‌های تو گزارش خواهم کرد.

من از این پس نه گزارشگر وقایع که روایتگر میراث تو خواهم بود و تمام وجودم را معطوف می‌کنم تا تو را در میان حروف روایت کنم. غیاب تو پایان اخبار نیست، آغاز حماسه‌ جدیدی است که با خون کلمات من بر پیکره‌  زمان حک خواهد شد. من دیگر یک خبرنگار ساده نیستم، من اکنون نگهبان خاطره‌  تو هستم.

 اگر چشم‌ها از دیدنت محروم گشته‌اند، بگذار قلم با تمام توان از تو بگوید.

 با توعهد می‌بندم گزارش من از امروز روایت‌گر میراث تو باشد.

 

نویسنده : دانش‌آموز: مانیا غلامعلیان

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار