وقتی مدرسه بی‌صدای سرود می‌شود

آذربایجان شرقی (پانا) - مربی پرورشی مدرسه، در میان پیام‌های مجازی و فاصله‌ها، بیش از همیشه حسرت روزهایی را می‌خورد که حیاط مدرسه با تکبیر، سرود و لبخند دانش‌آموزان جان می‌گرفت.

کد مطلب: ۱۶۹۸۸۲۳
لینک کوتاه کپی شد
وقتی مدرسه بی‌صدای سرود می‌شود

ایوان مدرسه را غباری از سکوت گرفته و من، در امتداد راهروهایی که روزی از طنین «تکبیر» و ترانه‌ی «سرود» لبریز بود، غریبانه گام برمی‌دارم.

  من مربی پرورشی روزهای پرهیاهویم؛ همان که دلش به صف‌های منظم صبحگاه و اشتیاق چشمانی خوش بود که در نیایش دسته‌جمعی، رو به آسمان بلند می‌شد.

دلم برای صدای تمرین گروه‌های سرود تنگ است؛ برای واژه‌هایی که از حنجره‌های پاک دانش آموزان، حماسه می‌ساخت. جاده‌ی تربیت، این روزها از میان سیم‌ها و سیگنال‌ها می‌گذرد و چقدر سخت است وقتی نمی‌توان ‌در فضای عطرآگین نمازخانه، شانه‌به‌شانه‌ی نوگلان عبودیت و بندگی ، سر به سجده‌ی بندگی گذاشت.

دیوارها و تابلوهای اعلانات، گویی از من ‌می‌پرسند: «پس کجاست آن‌همه شور برپایی نمایشگاه و شور روزهای جشن؟» آری، مربیگری پرورشی، نه یک حرفه، که پیوند نفس‌به‌نفس با جان دانش‌آموز است.

 در این روزگار دورافتادگی، اگرچه پیام‌هایمان در گروه‌های مجازی می‌چرخد، اما روح من در پیِ آن است که دوباره در حیاط مدرسه، نهال ایمان را در قلب‌های تپنده بنشاند.

کاش زودتر بانگ بلند حضور، در گوش پنجره‌ها بپیچد و من باز هم با لبخندی، گره‌گشای دل‌مشغولی‌های پنهان دانش‌آموزانم باشم. که مدرسه، بی آن همهمه‌ی قدسی و بی آن شور تربیتی، کالبدی‌ست بی‌جان که در انتظار مسیحای‌حضور شما، ثانیه‌شماری می‌کند.

تا آن روز آفتابی که دوباره در صف صبحگاه ؛ با هم سرود فردا را زمزمه کنیم ..دل تنگ شما می مانم.

نویسنده : فریبا ولی‌پور

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار