سفیر سابق ایران در چین در گفتوگو با پانا مطرح کرد؛
«پیمان عدم تعرض»؛ طرحی چینی برای نظم جدید خلیج فارس
پکن امنیت انرژی خود را در تهران جستوجو میکند
تهران (پانا) - سفیر پیشین ایران در چین گفت: پکن به این درک رسیده که امنیت انرژیاش در گرو نقشآفرینی تهران است و آماده ضمانت پیمان عدم تعرض میان ایران و کشورهای خلیج فارس پس از پایان جنگ است.
سیدعباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران در سفری رسمی بامداد چهارشنبه (۱۶ اردیبهشت) وارد پکن شد و با وانگ یی، وزیر خارجه چین که عضو دفتر سیاسی کمیته مرکزی حزب کمونیست است، ملاقات و تبادل نظر کرد. این سفر در شرایطی انجام شد که حدود دو ماه از شروع درگیریهای نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران میگذرد. تنشها در تنگه هرمز وجود دارد و در پی این تجاوزها، تردد نفتکشها و کشتیهای تجاری به مقاصد مختلف جهانی از جمله چین که وابستگی بالایی به انرژی عبوری از این آبراه دارد با اختلال جدی روبهرو شده است. از سوی دیگر، این سفر کمتر از ۱۰ روز پیش از سفر دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به پکن انجام شده. همین همزمانی سبب شده بسیاری گمان کنند که احتمالاً چین قصد دارد نقش میانجی را بین تهران و واشنگتن بازی کند تا به جنگ فعلی پایان دهد.
چین چارهای جز تعامل با ایران به عنوان ضامن اصلی امنیت منطقه ندارد
محمد کشاورززاده سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در چین در گفتوگو با خبرنگار پانا در این باره گفت: «پکن الان به این باور رسیده که اگر خواهان روابطی بادوام با کشورهای منطقه است، چارهای جز تعامل با ایران به عنوان ضامن اصلی امنیت منطقه ندارد. چین حتی زیر سایه فشارها و تحریمهای آمریکا، در شرایط کنونی هم خرید نفت از ایران را متوقف نخواهد کرد و تهران باید پکن را در جریان مذاکرات و تعاملاتش با آمریکا بگذارد تا چینیها نگران نشوند که گفتوگوهای ایران و آمریکا ممکن است به روابط تهران و پکن آسیب بزند.»
وی ادامه داد: «سفر وزیر خارجه ایران به پکن درست در شرایطی انجام شد که آتشبسی شکننده برقرار است و همزمان درگیریهای دریایی ادامه دارد. چین بزرگترین شریک تجاری ایران است و پیوندهای ویژهای میان دو کشور وجود دارد؛ برنامه ۲۵ ساله همکاری نیز نشاندهنده گستردگی این روابط است و دیدارهای مقامات عالیرتبه چه تلفنی، چه حضوری در این شرایط نه فقط طبیعی، که ضروری است. سفر آقای عراقچی هرچند از قبل برنامهریزی شده بود، اما انجام آن در مقطع کنونی وزن بیشتری پیدا کرد؛ چراکه تحولات غرب آسیا، ناامنیهای تنگه هرمز و سفر قریبالوقوع ترامپ به چین، موضوعات مهمی هستند که حتماً در دستورکار مذاکرات قرار خواهند داشت.»
چینیها ریشه وضعیت فعلی را در تجاوز غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به ایران میدانند
کشاورززاده تصریح کرد: «حدود یکسوم نفت و گاز چین از تنگه هرمز عبور میکند و از سوی دیگر، در ادبیات دیپلماتیک چین مفهومی به نام خطوط قرمز عملگرایانه وجود دارد؛ لذا چینیها ریشه وضعیت فعلی را در تجاوز غیرقانونی آمریکا و اسرائیل به ایران میدانند. باور پکن این است که پیش از این حملات، منطقه چنین تنشهایی را تجربه نکرده بود. بنابراین موضع ثابت چین، حل بحران براساس طرحهای پنجمادهای و چهارمادهای خودش است. در همین چهارچوب، چین تلاشهای دیپلماتیک گستردهای انجام داده و حتی از حق وتوی خود در شورای امنیت علیه قطعنامههای ضدایرانی استفاده کرده است. ضمن اینکه چین اکنون ریاست دورهای شورای امنیت را بر عهده دارد و مطمئناً از این ظرفیت بهره خواهد برد. این موضوع احتمالا در سفر آقای عراقچی هم مورد بحث قرار گرفته است.»
وی در ادامه گفت: «قاعدتاً جمهوری اسلامی ایران هیچ مشکلی با عبور و مرور کشتیهای چینی ندارد و با توجه به قراردادهای متعدد فیمابین در حوزههای مختلف، این ترددها میتواند با هماهنگی ایران انجام شود اما باز هم تأکید میکنم که عامل اصلی بیثباتی در منطقه، تجاوزات و حضور غیرقانونی ایالات متحده است، نه اقدامات ایران.»
احتمال اجرای «پیمان عدم تعرض» پس از پایان جنگ میان ایران، شورای همکاری خلیج فارس و چین
این دیپلمات ایرانی اظهار کرد: «چینیها از طریق اندیشکدهها و مقامات خود طرحی به نام پیمان عدم تعرض (Non-Aggression Pact) میان ایران و کشورهای حوزه خلیج فارس مطرح کردهاند؛ شبیه مدلی که بین چین، شورای همکاری خلیج فارس و آسهآن وجود دارد و به نظر میرسد این طرح پس از پایان بحران فعلی قابل اجرا باشد و چین با توجه به تجربه موفق میانجیگری میان ایران و عربستان، بتواند تضمینکننده آن شود که گفته میشود این ایده قابلیت مذاکره در قالب یک ساختار سهجانبه شامل ایران، شورای همکاری خلیج فارس و چین را دارد.»
سفیر پیشین ایران در چین اظهار کرد: «طرح پیمان عدم تعرض یکی از ابتکاراتی است که چین جدی گرفته است و به نظر میرسد پس از فروکش کردن بحران فعلی، بستر مناسبی برای اجرای آن وجود داشته باشد و تجربه میانجیگری پکن بین تهران و ریاض نشان داده که چین میتواند نقش تضمینکننده موثری ایفا کند. در حقیقت، این مدل میتواند به یک ساختار عملیاتی سهجانبه بدل شود که اعتمادسازی میان ایران و همسایگان جنوبی خلیج فارس را تسهیل کند. اما نکته کلیدی این است که فعلاً بحران نظامی ادامه دارد و بحث جدی روی چنین پیمانی تنها پس از بازگشت به ثبات منطقه معنا پیدا میکند.»
میتوانیم از قدرت و نفوذ چین برای تقویت مذاکراتی که از طریق پاکستان دنبال میشود، بهره ببریم
وی افزود: «برخی معتقدند حضور مستقیم چین در مذاکرات ایران و آمریکا میتواند به موفقیت گفتوگوها و ارائه تضمینهای صلح منجر شود اما در حال حاضر میانجی منتخب جمهوری اسلامی ایران، کشور پاکستان است که با چین روابط بسیار ویژهای دارد؛ رابطهای که از آن با عنوان اتحاد آهنین یاد میشود و در شرایط کنونی، فعالیتهای دیپلماتیک پاکستان با تسهیلگری طرف چینی در حال انجام است و به نظر من، استفاده از همین ظرفیتِ موجود میتواند راهگشا باشد. لذا ورود مستقیم چین به نقش میانجیگری در شرایط فعلی، شاید کمی دیر شده باشد و نیازمند پیششرطها و بسترهای خاصی است. با این حال، ما کاملاً میتوانیم از قدرت و نفوذ چین برای تقویت مذاکراتی که از طریق پاکستان دنبال میشود، بهره ببریم. پاکستان به عنوان همسایهای مسلمان و دوست، نقشی کلیدی و تأثیرگذار دارد و اگر روزی نیاز به تضمینهای بینالمللی قدرتمندی باشد، چین قادر است آن تضمین را فراهم کند چه در قالب میانجی مستقیم و چه در پشت صحنه.»
چین میتواند به یک میانجی واقعی یا ترجمهکننده منافع بین تهران و واشنگتن تبدیل شود
وی ادامه داد: «دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، طی دو هفته آینده به چین سفر میکند و سفر وزیر خارجه پیش از این دیدار بسیار کلیدی به شمار میرود. پکن در این شرایط میتواند به یک میانجی واقعی یا ترجمهکننده منافع بین تهران و واشنگتن تبدیل شود، یا اینکه چین بیشتر تلاش میکند در دیدار با ترامپ، از این تنشها برای منافع تجاری خود (مثل کاهش تعرفهها) استفاده کند اما شرایط سفر کنونی ترامپ با دفعات پیشین که به تعویق افتاد، کاملا متفاوت است. در گذشته وضعیت تنگه هرمز بدین صورت نبود؛ اما اکنون اقتدار نظامی ایران در این منطقه به عنوان یک امتیاز بسیار قوی در مذاکرات با طرف چینی محسوب میشود.»
روابط ایران و چین صرفاً اقتصادی نیست، بلکه دارای پایههای مستحکم ژئوپلیتیک و سیاسی است
کشاورززاده اذعان کرد: «روابط ایران و چین صرفا اقتصادی نیست، بلکه دارای پایههای مستحکم ژئوپلیتیک و سیاسی است و در مورد رویکرد چین باید توجه داشت که موضوعات بسیار گستردهای تحت عنوان منافع حیاتی میان پکن و واشنگتن مطرح است؛ مسائلی نظیر تایوان، امنیت دریای چین جنوبی و رقابتهای تجاری؛ لذا بعید میدانم چینیها در این زمینه صرفاً به تراز روابط خود با آمریکا بنگرند. بنابراین روابط ایران و چین صرفاً اقتصادی نیست، بلکه دارای پایههای مستحکم ژئوپلیتیک و سیاسی است و تحلیل روابط این سه کشور تنها بر اساس تراز تجاری، آدرس غلط دادن و دور شدن از واقعیت است.»
وی با اشاره بر اینکه پیشتر چین اعلام کرده بود که تحت هر شرایطی روابط خود را با ایران ادامه میدهد، افزود: «آقای شی جینپینگ بارها اعلام کردهاند که پکن در هرگونه شرایط و تحولات مثبت یا منفی بینالمللی، روابط خود را با ایران ادامه خواهد داد و با توجه به اختلافات عمیق چین و آمریکا در حوزههای مختلف و نگاه پکن به ایران بهعنوان یک متحد دوست و باثبات، دور از ذهن است که موضوع ایران مورد معامله قرار گیرد. لذا در شورای امنیت و مجامع بینالمللی، چین روش خاص خود را در این موضوعات دارد. برای نمونه، آنها نسبت به مباحث هستهای و عدم اشاعه حساسیتهای خاص خود را دارند و در مورد اقدامات علیه ایران، در قطعنامه نخست به دلایلی چین و روسیه رأی ممتنع دادند، اما در قطعنامه دوم که حملات علیه ایران شدیدتر و ناعادلانهتر بود، از حق وتو استفاده کردند.»
وی تصریح کرد: «معتقدم ما باید در حوزه بینالملل تعاملات بیشتری با چینیها داشته باشیم و آنها را در جریان تحولات منطقه و حتی مذاکراتی که با طرفهای آمریکایی صورت میگیرد، قرار دهیم. یکی از انتظارات همیشگی پکن، مطلعشدن از روند روابط ایران و آمریکا بوده است؛ چراکه متأسفانه در بخشی از بدنه فکری چین این تصور وجود دارد که ایران از رابطه با چین به عنوان ابزاری علیه آمریکا استفاده میکند و این عدم قطعیت، معضلی در روابط دو کشور است. ما باید با اطمینانبخشی به طرف چینی تبیین کنیم که حتی در صورت تنشزدایی با غرب، روابط راهبردی تهران و پکن در همان سطح عالی باقی خواهد ماند. جنگ و تهدیدات دریایی، صادرات نفت ایران را هدف قرار داده است که با توجه به فشارهای ثانویه آمریکا، چین میتواند در این شرایط بحرانی، مکانیزمهای مالی و بانکی جدیدی برای تداوم خرید نفت ایران و انتقال درآمدهای ارزی بدون ریسک تحریم، عملیاتی کند.»
برای چینیها محرز شده که امنیت خلیج فارس در گرو نقشآفرینی ایران است
سفیر سابق کشورمان در چین گفت: «سازوکارهای مالی و خرید نفت از سالهای گذشته ایجاد شده و موضوع جدیدی نیست؛ ما در تمام سالهای تحریم، نفت خود را صادر و نیازهای کشور را تأمین کردهایم و اخیراً نیز سخنگویان وزارت خارجه و وزارت بازرگانی چین (MOFCOM) صراحتاً تحریمهای آمریکا علیه پنج پالایشگاه این کشور را رد کرده و بر تداوم فعالیت آنها تاکید کردهاند؛ لذا چین همواره با تحریمهای فراسرزمینی آمریکا تحت عنوان "Long Arm Jurisdiction" (صلاحیت فرامرزی) مخالفت کرده و معتقد است قوانین داخلی یک کشور نباید به سایر کشورها تعمیم یابد و امروزه برای چینیها محرز شده که امنیت خلیج فارس در گرو نقشآفرینی ایران است.»
چینیها میدانند که برای هرگونه رابطه پایدار با کشورهای منطقه، باید با ایران به عنوان تأمینکننده اصلی امنیت وارد گفتوگو شوند
وی در این باره ادامه داد: «آنها میدانند که برای هرگونه رابطه پایدار با کشورهای منطقه، باید با ایران به عنوان تأمینکننده اصلی امنیت وارد گفتوگو شوند و در واقع یک نوع رابطه متقابل وجود دارد؛ ایران امنیت انرژی چین را در منطقه تضمین و چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان، امنیت روابط اقتصادی ایران را تأمین میکند. در حقیقت چین میانجی احیای رابطه ایران و عربستان سعودی بود و در این جنگ تحمیلی شاهد بودیم که استفاده امریکا از حریم زمینی و هوایی عربستان در روزهای ابتدایی جنگ چالشهایی را در رابطه تهران و ریاض ایجاد کرد.»
خبرنگار: محدثه رمضانی
ارسال دیدگاه