مشاور نمونه ناحیه ۳ تبریز:
شناخت علمی، همدلی و کار تیمی؛ سه پایه موفقیت مشاوران مدارس است
بخش دوم از سلسله گفتوگو با معلمان نمونه استان سال ۱۴۰۵
تبریز (پانا) - مشاور نمونه مدرسه از ناحیه ۳ تبریز در هفته گرامیداشت مقام معلم ، موفقیت خود را نتیجه «اعتمادسازی»، «شناخت دقیق دانشآموز» و «کار تیمی با والدین و مدرسه» دانست و گفت: شناخت علمی، همدلی و کار تیمی؛ سه پایه موفقیت مشاوران مدارس است.
اسدالله صحتی، با ۲۸ سال سابقه تخصصی در آموزشوپرورش، بهعنوان مشاور نمونه ناحیه ۳ تبریز در هفته گرامیداشت مقام معلم ۱۴۰۵ انتخاب شد. او که سالها در حوزههای مختلف روانشناسی، مشاوره خانواده، تدریس دانشگاهی و اجرای طرحهای استانی فعالیت داشته، موفقیت خود را نتیجه «اعتمادسازی»، «شناخت دقیق دانشآموز» و «کارتیمی با والدین و مدرسه» میداند. در این گفتوگوی تفصیلی، صحتی از دغدغههای امروز دانشآموزان، روشهای علمی مداخله، و تجربههای ماندگار کار مشاورهای میگوید.
ابتدا خودتان را معرفی کنید.
بنده اسدالله صحتی هستم؛ دکتری تخصصی روانشناسی و دارای ۲۸ سال سابقه خدمت در آموزشوپرورش. علاوهبر مسئولیتهای مشاورهای در مدارس، مدتی در سازمان بهزیستی بهعنوان مشاور خانواده فعالیت کردهام و تدریس در دانشگاههای فرهنگیان، آزاد تبریز و شبستر، پیامنور و علمی–کاربردی را نیز در کارنامه دارم. دو کتاب دانشگاهی با عنوانهای «روانشناسی صنعتی و سازمانی» و «روانشناسی جنسیت، شخصیت و استعداد» از بنده منتشر شده و چندین مقاله علمی–پژوهشی نیز به چاپ رساندهام. اکنون نیز مشاور دبیرستان پروفسور هشترودی در ناحیه ۳ تبریز و مشاور خانواده در کلینیکهای روانشناسی هستم.
مهمترین دغدغههای دانشآموزان منطقه شما چیست؟
دغدغههای دانشآموزان ترکیبی از مسائل تحصیلی، هویتی، فضای مجازی و خانوادگی است.
از نظر تحصیلی، استرس امتحانات، فشار تکالیف، ترس از افت تحصیلی و نگرانی درباره انتخاب رشته در پایه نهم بسیار شایع است.
مسائل هویتی بیشتر در دوره اول متوسطه دیده میشود؛ تغییرات سن بلوغ گاهی باعث کاهش اعتمادبهنفس، اضطراب اجتماعی، خشم و حتی افسردگی پنهان میشود.
در حوزه فضای مجازی نیز وابستگی به بازیهای آنلاین و قلدری اینترنتی از چالشهای جدی است.
از طرف دیگر، اختلاف با والدین بر سر درس، موبایل و رفتوآمد بیرون از خانه از مهمترین دغدغههای خانوادگی دانشآموزان محسوب میشود.
مشکلات تحصیلی و انگیزشی دانشآموزان را چگونه ارزیابی و مدیریت میکنید؟
رویکرد من مرحلهبهمرحله است.
ابتدا ارزیابی اولیه انجام میدهم؛ یک مصاحبه فردی در فضایی امن و بدون قضاوت. سپس اطلاعات را از معلمان، نمرات و سابقه تحصیلی جمعآوری میکنم و در صورت نیاز از آزمونهای استاندارد کمک میگیرم.
پس از طبقهبندی مشکل، مداخله فردی طراحی میشود. با خود دانشآموز اهداف کوتاهمدت و قابل اندازهگیری تعیین میکنیم. سپس مهارتهای تحصیلی مانند برنامهریزی، مطالعه مؤثر، مدیریت زمان و کنترل استرس آموزش داده میشود.
در ادامه با والدین و معلمان هماهنگ میکنم تا مداخله بهصورت تیمی اجرا شود و نهایتاً با جلسات منظم، روند پیشرفت را پیگیری میکنم.
اگر مشکل فراگیر باشد، مداخلات گروهی مثل کارگاه مهارتهای مطالعه، جلسات آموزشی والدین و فعالیتهای انگیزشی برای کل پایه برگزار میکنم.
در حوزه آسیبهای اجتماعی چه فعالیتهای پیشگیرانهای انجام میدهید؟
فعالیتها هم فردی و هم گروهی هستند.
برای دانشآموزان در معرض خطر، ابتدا شناسایی انجام میشود و سپس گروههای حمایتی کوچک مانند مدیریت استرس، افزایش اعتمادبهنفس و کنترل خشم تشکیل میگردد.
در موارد لازم نیز مشاوره فردی کوتاهمدت ارائه میکنم.
محتوای برنامهها شامل آگاهیبخشی درباره آسیبهای اجتماعی و آموزش مهارتهای زندگی است: مهارت نه گفتن، حل مسئله، کنترل هیجان، ارتباط مؤثر و تفکر نقادانه.
همکاری شما با والدین برای حل مسائل دانشآموزان چگونه است؟
همکاری با والدین یکی از پایههای اصلی کار ماست.
در ابتدا ارتباط مؤثر برقرار میکنم؛ تلفنی یا حضوری. جلسه را با اشاره به نقاط قوت دانشآموز شروع میکنم تا فضای گفتوگو سازنده باشد.
شنونده فعال هستم و سعی میکنم احساسات والدین را درک کنم. بدون برچسبزنی و تنها با مشاهدات عینی موضوع را بررسی میکنیم و سپس اهداف مشترک و واقعبینانه برای حل مشکل تعیین میکنیم.
در ادامه، پیگیری مداوم انجام میشود تا وضعیت دانشآموز بهبود یابد.
یک تجربه مشاورهای موفق که برای شما ماندگار بوده را بفرمایید.
دانشآموزی پایه هفتم به نام احمد را ارجاع داده بودند؛ با برچسب «بیرغبت»، «بینظم» و «دارای افت تحصیلی»
اما در جلسه اول مشخص شد احمد بیرغبت نیست؛ بلکه احساس میکرد کسی او را درک نمیکند و ایدههای خلاقانهاش نادیده گرفته میشود. در نتیجه حالت تدافعی پیدا کرده بود.
با ایجاد اعتماد در جلسه فردی و سپس مشاوره با والدین و معلمان، مداخلات هماهنگ را آغاز کردیم.
چند هفته بعد تغییرات چشمگیری در انگیزش و نمرات او دیده شد.
این تجربه برایم یادآور این حقیقت است که «برچسبها همیشه واقعیت نیستند».
چگونه با دانشآموزان مضطرب یا افسرده تعامل میکنید؟
رویکرد من ترکیبی از همدلی، اعتمادسازی و استفاده از تکنیکهای شناختی–رفتاری است.
ابتدا در فضایی امن به آنها اجازه میدهم آزادانه صحبت کنند. سپس با ارزیابی دقیق علائم و عوامل ایجادکننده مشکل، مهارتهایی مانند تنفس عمیق، آرامسازی، بازسازی شناختی، حل مسئله و مهارتهای اجتماعی را آموزش میدهم.
در صورت شدت بالای اضطراب یا افسردگی، دانشآموز را به مراکز تخصصی ارجاع میدهم.
برای شناخت استعداد و مسیر آینده تحصیلی دانشآموزان چه روشهایی به کار میبرید?
از رویکردی جامع استفاده میکنم:
آزمونهای رغبت و توانایی، مشاهدات بالینی، بررسی کارنامه تحصیلی، تحلیل تکالیف و پروژهها، و گفتگو با خود دانشآموز، والدین و دبیران.
ترکیب این منابع اطلاعاتی تصویر دقیقی از استعداد و مسیر مناسب او ارائه میدهد.
مهمترین چالشهای حرفه مشاوره در مدارس چیست؟
کمبود وقت و منابع از چالشهای اصلی است.
طرحهای زیادی به مشاوران واگذار میشود اما زمان کافی برای اجرای کامل آنها وجود ندارد.
همچنین نیاز است نگاه جامعه به نقش مشاور تغییر کند؛ مشاور فقط برای رفع مشکل نیست بلکه برای رشد، انگیزهبخشی و برنامهریزی آینده دانشآموزان نقش حیاتی دارد.
چگونه رابطه اعتماد بین خود و دانشآموزان را ایجاد میکنید؟
اعتماد زیربنای کار مشاوره است.
من با گوش دادن فعال، نگاه بدون قضاوت، همدلی، صداقت، ثبات در رفتار و پایبندی به رازداری اعتماد را ایجاد میکنم.
وقتی دانشآموز احساس امنیت کند، حقیقت مشکل خود را بیان میکند و درمان آغاز میشود.
چه برنامههایی برای ارتقای مهارتهای زندگی در مدرسه اجرا کردهاید؟
کارگاههای مدیریت استرس، مهارتهای ارتباطی و حل تعارض، تصمیمگیری و حل مسئله، مدیریت هیجان بهویژه کنترل خشم، و پیشگیری از رفتارهای پرخطر از جمله برنامههایی است که اجرا کردهام.
همچنین کلاسهای آموزش خانواده، جلسات مشاوره فردی و گروهی نیز بهطور مستمر برگزار شده است.
ارسال دیدگاه