*فاطمه آبروش

«سرو، سپید، سرخ» پخته‌تر از گذشته بازگشت/ قهرمانی که از دل زندگی روزمره برمی‌خیزد

تهران (پانا) - فصل دوم مجموعه «سرو، سپید، سرخ» با اپیزود «بانکدار» شروعی امیدوارکننده داشت؛ آغازی که نشان می‌دهد این مجموعه در بازگشت دوباره‌اش، به جای تکیه بر شعارهای مستقیم، بیشتر به قصه، شخصیت و انتخاب‌های دشوار انسان‌های معمولی اعتماد کرده است.

کد مطلب: ۱۷۳۰۶۳۸
لینک کوتاه کپی شد
«سرو، سپید، سرخ» پخته‌تر از گذشته بازگشت/ قهرمانی که از دل زندگی روزمره برمی‌خیزد

دنباله‌سازی برای مجموعه‌ای که هر قسمت آن قصه‌ای مستقل دارد، کار ساده‌ای نیست. فصل تازه باید ضمن حفظ هویت اثر، حرف و جهان جدیدی نیز به مخاطب عرضه کند؛ در غیر این صورت، خیلی زود به تکرار همان مسیر آشنا تبدیل خواهد شد. قسمت نخست فصل دوم «سرو، سپید، سرخ» اما دست‌کم در شروع، نشانه‌هایی از یک بازگشت پخته‌تر را به نمایش گذاشت.

فصل دوم این مجموعه با اپیزود «بانکدار» به نویسندگی و کارگردانی حسین مهکام آغاز شد؛ روایتی که میدان اصلی آن نه خط مقدم نبرد، بلکه فضای به‌ظاهر آرام و قانون‌مند یک بانک است. در مرکز قصه، معاون شعبه‌ای قرار دارد که برای حل مشکل خانواده یک رزمنده، ناچار است میان اجرای بی‌کم‌وکاست قانون، مسئولیت اجتماعی و ندای وجدان خود دست به انتخاب بزند.

مهم‌ترین امتیاز «بانکدار» همین انتخاب زاویه دید است. جنگ در این اپیزود تنها صدای انفجار یا تصویری از میدان نبرد نیست؛ واقعه‌ای است که به زندگی روزانه مردم وارد می‌شود، مناسبات عادی را تغییر می‌دهد و انسان‌ها را در برابر پرسش‌هایی تازه قرار می‌دهد. قصه نشان می‌دهد در روزهای بحرانی، حتی فردی که پشت پیشخوان بانک ایستاده است نیز می‌تواند با تصمیمی روبه‌رو شود که ابعاد آن بسیار فراتر از وظایف اداری و روزمره اوست.

به این ترتیب، قهرمان «بانکدار» نه شخصیتی دور از دسترس، بلکه انسانی معمولی است که در یک موقعیت غیرمعمول باید نسبت خود را با وقایع پیرامونش مشخص کند. این انتخاب، یکی از نقاط قوت اپیزود نخست است؛ زیرا مفهوم ایستادگی را از قالب‌های آشنای نمایشی بیرون می‌آورد و آن را به کنشی انسانی و ملموس تبدیل می‌کند.

نادر فلاح نیز در ایفای شخصیت اصلی، به جای حرکت به سمت بازی گل‌درشت و احساسات‌گرایی افراطی، تلاش می‌کند تردید، فشار و مسئولیت را در رفتاری کنترل‌شده به تصویر بکشد. شخصیت او قرار نیست از همان ابتدا در جایگاه یک قهرمان کامل قرار بگیرد؛ اهمیت او زمانی شکل می‌گیرد که باید تصمیم بگیرد تا چه اندازه حاضر است از حاشیه امن خود فاصله بگیرد. همین فرایند، شخصیت را باورپذیرتر و همراهی با او را برای مخاطب آسان‌تر کرده است.

اپیزود «بانکدار» همچنین نشان می‌دهد فصل دوم «سرو، سپید، سرخ» می‌خواهد از تجربه فصل نخست استفاده کند. فصل اول در فاصله‌ای کوتاه و متأثر از فوریت ثبت وقایع جنگ رمضان شکل گرفت و به همین دلیل، بیش از هر چیز حامل التهاب و واکنش بی‌واسطه هنرمندان به یک رویداد تازه بود. فصل دوم اما فرصت بیشتری برای فاصله گرفتن از گزارش مستقیم واقعه و نزدیک شدن به درام داشته است. حاصل این فرصت را می‌توان در انتخاب سوژه‌ای جزئی‌تر، تمرکز بیشتر بر شخصیت و شکل‌گیری منسجم‌تر موقعیت مرکزی قصه مشاهده کرد.

البته با پخش تنها یک اپیزود نمی‌توان درباره کیفیت تمام فصل دوم حکم قطعی صادر کرد. هر قسمت این مجموعه توسط فیلمسازی متفاوت ساخته شده و طبیعتاً کیفیت، لحن و زاویه نگاه اپیزودها یکسان نخواهد بود. با این حال، «بانکدار» شروعی است که انتظارات را از ادامه فصل بالا می‌برد و نشان می‌دهد سازندگان، به جای بازتولید ساده فصل گذشته، به دنبال گسترش جهان روایی مجموعه بوده‌اند.

ساختار اپیزودیک «سرو، سپید، سرخ» در عین حال می‌تواند یکی از مهم‌ترین ظرفیت‌های آن باشد. حضور فیلمسازان مختلف این امکان را فراهم می‌کند که یک واقعه واحد از منظر مشاغل، خانواده‌ها، نسل‌ها و گروه‌های اجتماعی گوناگون روایت شود. در چنین ساختاری، جنگ فقط متعلق به کسانی نیست که مستقیماً در میدان حضور دارند؛ هر شهروند می‌تواند در نقطه‌ای از زندگی خود با پیامدهای آن مواجه شود و ناچار به انتخاب باشد.

این مجموعه محصول مشترک مرکز سیمافیلم، سازمان هنری رسانه‌ای اوج و مؤسسه فرهنگی هنری اندیشه شهید آوینی است. اهمیت این همکاری زمانی بیشتر دیده می‌شود که حاصل آن فقط تعدد نام‌ها در عنوان‌بندی نباشد، بلکه زمینه‌ای برای حضور فیلمسازان مختلف و تجربه روایت‌هایی متنوع‌تر فراهم کند؛ مسیری که اپیزود نخست فصل دوم، نشانه‌های امیدوارکننده‌ای از آن ارائه داده است.

«بانکدار» برای معرفی قهرمان خود به سخنرانی‌های طولانی یا صحنه‌های پرهیاهو متوسل نمی‌شود. قهرمانی در اینجا از دل یک تصمیم اخلاقی متولد می‌شود؛ تصمیم انسانی که شاید نتواند مسیر جنگ را تغییر دهد، اما می‌تواند در محدوده مسئولیت خود، زندگی انسانی دیگر را تحت تأثیر قرار دهد.

اگر فصل دوم «سرو، سپید، سرخ» بتواند در قسمت‌های بعد نیز به همین اندازه به قصه، شخصیت و شعور مخاطب اعتماد کند، می‌توان آن را گامی رو به جلو در روایت تلویزیونی جنگ رمضان دانست. شروع این فصل نشان داد که برای ساخت اثری اثرگذار درباره ایثار و مقاومت، همیشه به بلندتر کردن صدای شعارها نیازی نیست؛ گاهی یک قصه درست و یک انتخاب باورپذیر، بیشتر و ماندگارتر سخن می‌گوید.

 

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار