فرزاد اژدری در گفتوگو با پانا:
فرزاد اژدری: کودکان دیگر با فیلم ضعیف کنار نمیآیند + اینفوگرافیک
چرا فیلمنامههای ما برای نوجوانان امروز کارآمد نیست/ سینمای ایران نوجوان را کودک میبیند
تهران (پانا) - سینمای کودک در ایران بیش از آنکه با کمبود مخاطب مواجه باشد، با بحران کیفیت و فاصله گرفتن از دنیای واقعی کودکان و نوجوانان روبهروست؛ نسلی که هر روز با بهترین آثار تصویری جهان، بازیهای ویدئویی و محتوای حرفهای پلتفرمها مواجه میشود و دیگر حاضر نیست ضعف فیلمنامه و تولید را نادیده بگیرد. فرزاد اژدری، کارگردان و نویسنده سینمای کودک، معتقد است اگر سیاستگذاران و فیلمسازان نگاه خود به این نسل را تغییر ندهند، سینمای کودک نه به دلیل نبود مخاطب، بلکه به دلیل ناتوانی در شناخت و روایت جهان او، مخاطبانش را از دست خواهد داد.
در چنین شرایطی، مسئله فقط تولید چند فیلم بیشتر نیست؛ پرسش اصلی این است که آیا سینمای ایران توانسته جهان ذهنی، دغدغهها و زبان تصویری نسل جدید را بشناسد؟ فرزاد اژدری، کارگردان و نویسنده سینمای کودک، در گفتوگو با پانا از همین شکاف سخن میگوید؛ از فیلمنامههایی که مخاطب امروز را نمیشناسند، سرمایههایی که از سینمای کودک فاصله گرفتهاند و ضرورت استفاده از فناوریهای نوین برای بازگرداندن کیفیت و جذابیت به این سینما.
اژدری با اشاره به جایگزینی پلتفرمهای آنلاین و فضای مجازی به جای سینما برای کودکان، تأکید کرد:« مخاطبان امروز، بهویژه کودکان و نوجوانان، به دنبال تجربههای بصری، فانتزی و تصویرسازیهای باکیفیت هستند؛ در حالی که سینمای داخلی در این مسیر با کمبود جدی مواجه است.»

غلبه نگاه تجاری و فرار سرمایه از حوزه کودک
کارگردان سینمای کودک با تحلیل وضعیت اقتصادی تولیدات سینمایی، اظهار داشت: «جریان سینمایی ایران وارد مرحلهای از «استحاله» شده است.»
وی توضیح داد: «سرمایهگذاران، تهیه کنندگان و پخشکنندگان به دلیل ریسک بالا، عمدتاً به سمت فیلمهای کمدی و پرفروش گرایش دارند تا چرخه سرمایه آنها بهسرعت بازگردد. اژدری خاطرنشان کرد: «در حالی که در کشورهای دیگر، حتی فیلمهای تجاری نیز لایههای فرهنگی و هنری خود را حفظ میکنند، در کشور ما تولیدات به سمت تجاریسازی محض و سفارشیسازی برای پروژههای با بودجه دولتی سوق یافتهاند.»
اژدری خاطرنشان کرد: « متاسفانه بودجههای دولتی نیز بهدرستی در بخش کودک و انیمیشن هزینه نمیشوند و این موضوع باعث شده است که علیرغم افزایش تعداد انیمیشن ها و استقبال مخاطبان، باز هم با کمبود اثر جدی در این حوزه روبرو باشیم.»
نیاز به بازگشت به اصول؛ از فیلمنامه تا تکنولوژیهای نوین
اژدری با اشاره به یک باور غلط و "قانون نانوشته" در میان فعالان سینما مبنی بر اینکه «فیلم کودک فروش ندارد»، گفت: «اگر جنبه هنری را از فیلم حذف کنیم و صرفاً با ابعاد تجاری به سراغ کودک برویم، قطعاً با شکست مواجه خواهیم شد. مشکل اصلی، کیفیت است، نه بازار.»
وی راهکار عبور از این بحران را در بازگشت به نقش محوری «فیلمنامه» به عنوان نقشه راه اثر دانست و تأکید کرد: « در عصر مدرن، استفاده از تکنولوژیهایی نظیر استوریبرد، استوریریلز و حتی هوش مصنوعی برای پیشبینی کیفیت اثر و کاهش هزینهها، دیگر یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت برای جلوگیری از اتلاف سرمایه و ارتقای سطح کیفی سینماست.»
غلبه نگاه اقتصادی بر ارزشهای فرهنگی
اژدری با اشاره به شرایط اقتصادی و چالشهای سالهای اخیر از جمله بحرانهای اجتماعی و اقتصادی، اظهار کرد:«سرمایهگذاران و تهیه کنندگان بیشتر به دنبال «بازگشت سریع سرمایه» هستند.در حالی که در نمونههای جهانی، حتی آثار تجاری نیز لایههای فرهنگی و هنری خود را حفظ میکنند، تولیدات ما به سمت تجاریسازی محض یا سفارشهای خاص ملی و تاریخی سوق یافتهاند که اغلب بودجههای آنها نیز به درستی در بخش انیمیشن و کودک هزینه نمیشود.»
شکست در رقابت با پلتفرمهای دیجیتال
اژدری، هوشمندی و حساسیت بالای مخاطبان جدید را یکی از نکات مهم در سینمای کودک و نوجوان دانست و اظهار کرد: »دیگر نمیتوان با فیلمنامههای ضعیف یا نادیده گرفتن اشکالات فنی، مخاطب کودک را فریب داد؛ چرا که این نسل به لطف دسترسی به اینترنت و پلتفرمهای جهانی، با بالاترین استانداردهای تصویری و فانتزی آشناست. وی افزود: «کودکان و نوجوانان امروزه جزئیات صحنه، گافهای لباس و رنگ، و حتی ریتم تدوین را به دقت زیر نظر دارند.»
فیلمنامه؛ نقشه راهی که از دست رفته است
کارگردان سینمای کودک، فیلمنامه را «نقشه راه» یک اثر دانست و هشدار داد :« اگر فیلمنامهها با درک نیازهای بهروز و با نگاه به علم روز نوشته نشوند، شکست حتمی خواهد بود.«ما باید فراتر از سطح نگاه کنیم؛ فیلمنامه باید برای کودک قهرمان زنده، درگیری عاطفی و امکان همزادپنداری ایجاد کند. نویسنده باید خود را در اندازه رنج سنی مخاطب قرار دهد تا بتواند از دید آنها به تصویر نگاه کند.»

نیاز به بازنگری در تکنیک و ریتم
اژدری به لزوم بهروزرسانی تکنیکهای فیلمسازی از جمله استفاده از هوش مصنوعی در پیشتولید، توجه به ریتم تند و جذاب در تدوین و رعایت ظرافتهای صحنهپردازی اشاره کرد و گفت: «مخاطب خردسال برخلاف بزرگسالان، لزوماً داستانهای خطی پیچیده را دنبال نمیکند، بلکه او به دنبال «داستانهای کوتاه و جذاب در هر صحنه» است تا بتواند با اثر، ارتباط برقرار کند.»
وی در ادامه با گلایه از وضعیت سینمای نوجوان، افزود که آثار موجود برای این گروه سنی، به جای تمرکز بر مسائل هویت، بلوغ و نقش اجتماعی، از پرداختن به نیازهای واقعی آنها بازمانده اند.
خطای دید در بازنمایی دنیای نوجوانان
اژدری با انتقاد از رویکرد فعلی فیلمنامهنویسان گفت: «بسیاری از آثار، با نگاهی ۸ ساله به مسائل نوجوانان ۱۳ و ۱۴ ساله میپردازند و مدعی هستند که فیلمی برای نوجوان ساختهاند؛ در حالی که این دوره، یکی از حساسترین و تعیینکنندهترین مقاطع زندگی است.»
وی تأکید کرد: « فیلمنامهنویسان باید حتماً در کنار مشاوران حوزه تربیتی، روانشناسان و حتی نوجوانان واقعی کار کنند تا از بازنمایی اشتباه رفتارهای آنها جلوگیری شود.
نوجوان؛ سختگیرترین و بهترین منتقد
اژدری با اشاره به قدرت رمزگشایی نسل جدید از نمادها، مثال جالبی از تأثیر بازیهای ویدئویی و محتوای دیجیتال آورد.
وی گفت: «در حالی که ما با نگاه سنتی فکر میکنیم آنها چیزی نمیفهمند، حقیقت این است که آنها با دسترسیهای بیپایان خود، بسیار فراتر از ما هستند.»
اژدری با اشاره به پدیده جهانی «ماینکرفت» که در زمان نمایش آن سعی شد هیجان مخاطبان نوجوان کنترل شود، خاطرنشان کرد: «حتی در سطح بینالمللی، شور و اشتیاق نوجوانان به نمادهای دنیای خودشان چنان است که سینماها نیز با چالش مدیریت این هیجان روبرو هستند. من به عنوان یک فیلمساز، گاهی در بازخوانی نمادهای فیلم خود برای فرزند نوجوانم دچار سردرگمی میشوم، در حالی که او با سهولت کامل، پیامها و نمادهای فیلم را برای من رمزگشایی میکند. این یعنی ما باید با سرعت نور، خودمان را با دنیای آنها آپدیت کنیم.»
فراخوان برای تغییر در سیاستگذاری و تولید
ارسال دیدگاه