لیلا محمودی شرق*
نگاهی به فیلم سینمایی اسکورت/ جادهای که اخلاق را به چالش میکشد
تهران (پانا) - «اسکورت» را میتوان فیلمی دانست که از دل واقعیتهای خشن اقتصادی و اجتماعی امروز ایران بیرون آمده است؛ فیلمی که بهجای روایت مستقیم فقر یا بحران، آنها را در قالب یک داستان پرتنش و عاشقانه پنهان میکند.
یوسف حاتمیکیا در این اثر، به سراغ موضوع شوتیها میرود؛ پدیدهای که سالهاست در حاشیه اخبار و زندگی روزمره حضور دارد، اما کمتر بهصورت جدی وارد روایت سینمایی شده است.
خلاصه داستان فیلم، ساده اما پُرظرفیت است. اصلان حیدری، سرباز نیروی انتظامی که خدمتش در یکی از مناطق مرزی بوشهر به پایان رسیده، هنوز پیوند عاطفیاش را با آن فضا حفظ کرده است. او در موقعیتی بحرانی، برای نجات جان دوست بیمارش، دست به انتخابی خطرناک میزند: اسکورت یک شوتیزن و همراهی با بار قاچاق. همین انتخاب، او را وارد مسیری میکند که نه بازگشت از آن ساده است و نه ماندن در آن بیهزینه.

حاتمیکیا در مقام کارگردان و فیلمنامهنویس، تلاش میکند روایت را بر پایه تنش و تعلیق پیش ببرد. فیلم از همان ابتدا، مخاطب را وارد فضایی میکند که امنیت در آن نسبی و شکننده است. جاده، بهعنوان عنصر مرکزی، نقش شخصیت سوم را بازی میکند؛ فضایی که در آن، خطر همواره در کمین است و تصمیمها باید سریع و بیرحمانه گرفته شوند. این انتخاب فرمی، به فیلم انرژی و ضرباهنگ میدهد.
یکی از ویژگیهای قابلتوجه «اسکورت»، پرهیز از قضاوت مستقیم است. فیلم نه شوتیها را قهرمان جلوه میدهد و نه آنها را صرفاً مجرم میبیند. این رویکرد خاکستری، به فیلم اجازه میدهد به لایههای پیچیدهتری از واقعیت نزدیک شود. اصلان نیز بهعنوان شخصیت محوری، در میانه همین طیف خاکستری قرار دارد؛ انسانی که میان وظیفه قانونی، تعهد انسانی و نیاز به بقا گرفتار شده است.

بازی امیر جدیدی در این نقش، یکی از نقاط اتکای فیلم است. او با حداقل اغراق، شخصیتی را میسازد که باورپذیر است. تماشاگر میتواند تردید، ترس و خشم فروخورده را در نگاه و رفتار او ببیند. هدی زینالعابدین نیز در نقش مکمل، با حضوری آرام و کنترلشده، بعد عاطفی فیلم را تقویت میکند. حضور بازیگرانی چون رضا کیانیان و افشین هاشمی، به فیلم وزنی حرفهای میدهد و مانع از لغزش آن به سمت ملودرام سطحی میشود.
از نظر فنی، «اسکورت» یک اکشن خوشساخت در مقیاس سینمای ایران است. تعقیبها، درگیریها و لحظات پرتنش، بهدرستی طراحی شدهاند و بیش از آنکه به جلوههای اغراقآمیز متکی باشند، بر موقعیت و بازی بازیگران تکیه دارند. کارگردانی حاتمیکیا نشان میدهد که او به قواعد ژانر مسلط است و میداند چگونه هیجان را کنترلشده و هدفمند پیش ببرد.
اما فیلم در کنار این نقاط قوت، ضعفهایی هم دارد. مهمترین ضعف «اسکورت»، محدود ماندن برخی خطوط داستانی است. فیلم به معضلات اجتماعی مهمی اشاره میکند، اما فرصت یا جسارت کافی برای تعمیق آنها ندارد. رابطه عاشقانه، اگرچه در قلب داستان قرار دارد، میتوانست پرداخت عمیقتری داشته باشد تا تأثیر انتخابهای اصلان ملموستر شود.
همچنین، ریتم فیلم در بخشهایی دچار نوسان میشود. برخی صحنهها بیش از حد کش میآیند و برخی موقعیتهای بحرانی، زودتر از انتظار جمع میشوند. این عدم توازن، گاه از شدت تأثیر احساسی فیلم میکاهد. با این حال، این ضعفها آنقدر جدی نیستند که کلیت اثر را زیر سؤال ببرند.
در نهایت، «اسکورت» فیلمی است که ارزش دیده شدن و بحث کردن دارد. اثری که میکوشد سینمای اکشن را به مسائل واقعی جامعه پیوند بزند و از دل یک داستان عاشقانه، به پرسشهای اخلاقی برسد. یوسف حاتمیکیا در این فیلم نشان میدهد که بهدنبال تجربهگرایی و نزدیک شدن به مسائل روز است، حتی اگر در مسیر اجرا، همه ظرفیتهای ایدهاش بهطور کامل شکوفا نشوند. «اسکورت» فیلمی است درباره انتخابهایی که آسان نیستند، و همین دشواری، مهمترین دستاورد آن است.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
ارسال دیدگاه