لاله محمودی شرق*
نگاهی به پویانمایی «نگهبانان خورشید»/ وقتی اسطوره قربانی فیلمنامه میشود
تهران (پانا) - انیمیشن «نگهبانان خورشید» به کارگردانی عماد رحمانی و مهرداد محرابی، نمونهای روشن از فاصلهای است که میان ایده و اجرا در بخشی از انیمیشن بلند ایران وجود دارد. فیلمی که میخواهد بر شانههای اسطوره، تاریخ و ماجراجویی بایستد، اما پیش از آنکه به نقطه اوج برسد، زیر بار فیلمنامهای سست، روایت آشفته و شخصیتپردازی ناقص فرو میریزد.
قصه فیلم درباره پسری نوجوان به نام بهرام است که به همراه دوستش جانو درگیر سفری پرخطر برای یافتن شمشیر خشایار میشود؛ شمشیری افسانهای که گفته میشود قدرتی تعیینکننده در سرنوشت سرزمین دارد. این دو نوجوان، در مسیر دستیابی به شمشیر، با دشمنان مختلف، موانع فیزیکی و تهدیدهایی مواجه میشوند که قرار است آنها را به قهرمانانی بالغتر تبدیل کند. ایدهی سفر قهرمان، بهوضوح الهامگرفته از الگوهای کلاسیک اسطورهای است، اما فیلم هرگز موفق نمیشود این مسیر را به شکلی منسجم و دراماتیک طی کند.

بزرگترین ضعف «نگهبانان خورشید» فیلمنامهای است که نه منطق درونی محکمی دارد و نه تعلیق مؤثر میسازد. بهرام و جانو، بیش از آنکه شخصیتهایی با انگیزه، ترس و تحول باشند، کاراکترهایی تیپیک و کمعمقاند که صرفاً از یک موقعیت به موقعیتی دیگر پرتاب میشوند. مسیر رسیدن به شمشیر خشایار نه بر اساس انتخابهای قهرمانانه، بلکه اغلب با تصادف و شانس پیش میرود؛ مسئلهای که اساس درام را تضعیف میکند.
دیالوگها نیز اغلب یا توضیح واضحاتاند یا تلاش ناموفق برای انتقال پیامهای اخلاقی. فیلم مدام به مخاطب میگوید که شجاعت، دوستی یا مسئولیتپذیری مهم است، اما بهندرت این مفاهیم را نشان میدهد. نتیجه، اثری است که بیش از آنکه داستانگو باشد، شبیه مجموعهای از شعارهای پراکنده به نظر میرسد.

بهرام، بهعنوان شخصیت اصلی، فاقد قوس شخصیتی مشخص است. او از ابتدا تا انتهای فیلم تقریباً همان فرد باقی میماند و هیچ تحول درونی ملموسی را تجربه نمیکند. جانو نیز بیشتر نقش همراهی شوخطبع را دارد که کارکردش محدود به پر کردن زمان و افزودن لحظات کماثر طنز است. حتی ضدقهرمانان فیلم نیز آنقدر سطحی طراحی شدهاند که تهدیدی جدی احساس نمیشوند و تقابل خیر و شر، فاقد وزن دراماتیک لازم است.
عماد رحمانی و مهرداد محرابی پیش از «نگهبانان خورشید» بیشتر در حوزه انیمیشنهای کوتاه و پروژههای تلویزیونی فعالیت داشتهاند؛ آثاری که معمولاً بر پیامهای مستقیم و ساختارهای ساده استوار بودهاند. این پیشینه، در نخستین تجربه جدی بلند آنها کاملاً مشهود است. فیلم از نظر ریتم، شبیه اپیزودهایی تلویزیونی است که بهزور در قالب یک اثر سینمایی کنار هم قرار گرفتهاند. نبود نگاه سینمایی در طراحی نقاط عطف و اوجهای داستانی، یکی از دلایل اصلی خستگی مخاطب در نیمه دوم فیلم است.
از نظر فنی، انیمیشن «نگهبانان خورشید» در حد متوسط رو به پایین جریان انیمیشن ایران قرار میگیرد. طراحی شخصیتها ساده و گاه بیش از حد کلیشهای است و فضای بصری، هرچند تلاش میکند حالوهوایی اسطورهای ایجاد کند، اما فاقد جزئیات و خلاقیتی است که بتواند جهان فیلم را ماندگار کند. تکنیک، نه آنقدر ضعیف است که آزاردهنده باشد و نه آنقدر قوی که ضعفهای روایت را بپوشاند.

«نگهبانان خورشید» بیش از آنکه یک شکست تکنیکی باشد، نمونهای از شکست در داستانگویی است. فیلم نشان میدهد صرف استفاده از اسطوره، شمشیر افسانهای و قهرمان نوجوان، تضمینی برای خلق یک انیمیشن جذاب نیست. تا زمانی که فیلمنامه، شخصیتپردازی و درک درست از مدیوم سینما جدی گرفته نشود، چنین آثاری تنها فرصتسوزی برای انیمیشن بلند ایران خواهند بود. «نگهبانان خورشید» فیلمی ضعیف است که میتوانست بسیار بهتر باشد، اما نشد.
عضو انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی ایران
ارسال دیدگاه