مسجد؛ قلب تپنده ایمان، آگاهی و اتحاد مسلمانان
آباده (پانا) - سیام مرداد، سالروز به آتش کشیده شدن مسجدالاقصی، فرصتی است تا مسجد را نهفقط عبادتگاهی برای اقامه نماز، بلکه پایگاهی برای خودسازی، انسانسازی، بصیرت، همدلی و خدمت به جامعه بازشناسیم؛ خانهای که میتواند دلهای مسلمانان را فراتر از مرزها به یک باور و یک قبله پیوند دهد.
از روزی که فهمیدم مسجد در فرهنگ اسلامی فقط محل برگزاری نماز نیست، نگاهم به این خانههای نور تغییر کرد. مسجد را دیگر تنها جایی برای ایستادن در صف نماز نمیبینم؛ آن را قلبی میبینم که در کنار ایمان، آگاهی، مسئولیت و امید را در جان انسان زنده میکند.
وقتی درباره سیام مرداد و ماجرای به آتش کشیده شدن مسجدالاقصی در سال ۱۹۶۹ میخوانم، بیش از همیشه به این فکر میکنم که چرا مسجد چنین جایگاه بزرگی در میان مسلمانان دارد. مسجدالاقصی برای من فقط بنایی تاریخی و مذهبی نیست؛ نمادی از مقدسات و هویت مسلمانانی است که با وجود فاصلههای جغرافیایی، خود را به یک قبله و یک باور پیوند زدهاند.
شاید به همین دلیل است که سیام مرداد در ایران، «روز جهانی مسجد» نام گرفته است؛ روزی برای یادآوری جایگاه مسجد و نقشی که میتواند در زندگی فردی و اجتماعی انسان داشته باشد.
وقتی جملهای از رهبر شهید را میخوانم که مسجد را پایگاه خودسازی، انسانسازی، تعمیر دل و تعمیر دنیا، مقابله با دشمن، زمینهسازی برای تمدن اسلامی و بصیرتافزایی میدانست، با خود فکر میکنم که چه مسئولیت بزرگی بر دوش مسجد قرار گرفته است.
مسجد میتواند جایی باشد که در آن فقط نماز نخوانیم، بلکه یاد بگیریم چگونه بهتر زندگی کنیم؛ چگونه به دیگران کمک کنیم، مسئولیتپذیر باشیم، در برابر بیعدالتی بیتفاوت نمانیم و ایمان را از یک واژه به یک رفتار تبدیل کنیم.
برای من که دانشآموز و دانشآموزخبرنگار هستم، مفهوم بصیرتافزایی در مسجد معنای ویژهای دارد. خبرنگاری یعنی پرسیدن، دیدن، شنیدن و فهمیدن و مسجد نیز میتواند جایی باشد که انسان پیش از قضاوت درباره جهان، خودش را بشناسد و نگاهش را عمیقتر کند.
گاهی به این فکر میکنم که مسجد از نخستین روزهای اسلام، فقط محل عبادت نبود؛ محل اجتماع مردم، آموزش، همدلی و تصمیمگیری نیز بود. مسجد از همان ابتدا با زندگی مردم پیوند داشت و شاید راز ماندگاری آن نیز همین باشد که از مردم جدا نیست، بلکه در میان مردم نفس میکشد.
رسول اکرم(ص) میفرمایند: «مساجد، خانههای پرهیزگاران است.» وقتی این جمله را میخوانم، مسجد را خانهای میبینم که درهایش فقط به روی نمازگزاران باز نمیشود؛ درهای آن باید به روی دلهای خسته، نیازمندان، جوانان، کودکان و همه کسانی که به امید و آرامش نیاز دارند نیز گشوده باشد.
مسجد برای من، صدای اذان در صبحی آرام، نوری که از میان شیشههای رنگی میگذرد، دستی که برای یاری دیگری دراز میشود و حلقهای است که آدمها را فارغ از تفاوتهایشان کنار هم مینشاند.
چه زیباست که مسجد میتواند نقطه آغاز یک «ما» باشد؛ «ما» به معنای جامعهای که درد یکدیگر را میفهمد، برای هم میایستد و در روزهای سخت، یکدیگر را تنها نمیگذارد.
وقتی به مسجدالاقصی فکر میکنم، تنها تصویری از یک بنای مقدس در ذهنم شکل نمیگیرد؛ مردمی را میبینم که برای حفظ هویت و مقدسات خود ایستادهاند. مسلمانانی را تصور میکنم که شاید هزاران کیلومتر از هم فاصله داشته باشند، اما نام مسجدالاقصی میتواند قلبهایشان را به هم نزدیک کند.
روز جهانی مسجد برای من، یادآور همین پیوند است؛ پیوند میان ایمان و مسئولیت، عبادت و خدمت، مسجد و جامعه و گذشته و آینده.
امروز که درباره مسجد مینویسم، بیش از همیشه احساس میکنم خبرنگاری فقط روایت اتفاقهایی نیست که در خیابانها رخ میدهند؛ گاهی باید از آنچه در عمق زندگی مردم حضور دارد نیز نوشت؛ از ایمان، فرهنگ، هویت و مکانهایی که بخشی از خاطره جمعی ما هستند.
قلم من امروز به سوی مسجد آمده است؛ به سوی جایی که سالهاست صدای اذان از گلدستههایش بلند میشود و دلهای بسیاری را به سوی آسمان میخواند.
شاید مسجد، پیش از آنکه یک مکان باشد، یک معنا باشد؛ معنای پناه، آرامش، آگاهی، همدلی و ایستادگی.
دوست دارم مخاطب این یادداشت، مسجد را فقط از پشت قاب یک تصویر نبیند؛ صدای اذان را بشنود، بوی عطر سجاده را احساس کند، نور محراب را ببیند و به یاد بیاورد که در گوشهای از شهر، خانهای وجود دارد که میتواند آغازگر یک اتفاق خوب باشد.
امروز در روز جهانی مسجد، من به مسجد نهفقط به چشم یک عبادتگاه، بلکه به چشم یک مدرسه نگاه میکنم؛ مدرسهای که در آن میتوان درس ایمان، مهربانی، مسئولیت، بصیرت و خدمت را آموخت.
شاید هنوز دانشآموزم و قلمم در ابتدای راه باشد، اما امروز یک چیز را میدانم: هر جامعهای که مسجد را تنها در دیوارهایش خلاصه نکند و پیام آن را در رفتار مردمش جاری سازد، میتواند آیندهای روشنتر برای خود بسازد.
من، شادی جنتی، دانشآموزخبرنگار پانا، در روز جهانی مسجد مینویسم؛ برای مسجدالاقصی، برای همه مسجدهایی که چراغ ایمان در آنها روشن است، برای مردمی که کنار یکدیگر میایستند و برای نسلی که باید یاد بگیرد مسجد فقط جایی برای آمدن نیست؛ جایی برای ساخته شدن است.
چه زیباست اگر هر بار که صدای اذان را میشنویم، از خود بپرسیم: آیا من هم میتوانم از مسجد، چیزی بیش از یک خاطره با خود به خانه ببرم؟
شاید پاسخ همینجا باشد؛ در یک دل آرام، یک دست یاریگر، یک نگاه آگاه و قدمی که برای ساختن جامعهای بهتر برداشته میشود.
ارسال دیدگاه