اکبری، تحلیلگر مسائل سیاسی در گفت‌وگو با پانا مطرح کرد؛

انسداد هرمز و بازتعریف توازن قدرت جهانی؛ از بحران انرژی تا تغییر آرایش ارزی

تهران (پانا) - یک تحلیلگر مسائل سیاسی با تاکید بر اینکه تحلیل اهمیت خلیج فارس و تنگه هرمز تنها به بعد ژئواکونومیک خلاصه نمی‌شود، این منطقه را از منظر چهار حوزه ژئواستراتژی، ژئواکونومی، ژئوپولیتیک و ژئوکالچر بررسی کرد.

کد مطلب: ۱۶۹۶۹۶۸
لینک کوتاه کپی شد
انسداد هرمز و بازتعریف توازن قدرت جهانی؛ از بحران انرژی تا تغییر آرایش ارزی

‌سارا اکبری، استاد دانشگاه ‌در گفت‌وگو با خبرنگار پانا‌ در ارزیابی عمیق‌تر از جایگاه خلیج فارس و تنگه هرمز، گفت: «برای رسیدن به درک کامل از این منطقه، باید چهار بعد جغرافیایی مجزا اما درهم تنیده با هم ادغام شوند. این ابعاد شامل ژئواستراتژی (جایگاه راهبردی)، ژئواکونومی (کارکرد اقتصادی)، ژئوپولیتیک (ملاحظات قدرت و سیاست) و ژئوکالچر (لایه‌های فرهنگی و هویتی) هستند که در کنار هم تصویر واقعی از اهمیت این آبراه را ترسیم می‌کنند.»

این تحلیلگر مسائل منطقه ادامه داد:  «خلیج فارس و تنگه هرمز از معدود نقاط جهان به‌شمار می‌روند که همزمان در هر چهار حوزه مذکور نقشی تعیین‌کننده ایفا می‌کنند. پیوند جغرافیا با جریان اقتصاد، رقابت‌های سیاسی و لایه‌های فرهنگی، این منطقه را به عرصه‌ای پیچیده و کلیدی برای نظم بین‌المللی تبدیل کرده است.»

‌اکبری با اشاره به جایگاه ممتاز این آبراه در میان سایر گذرگاه‌های حیاتی جهان - از جمله باب‌المندب، سوئز و پاناما - تاکید کرد: «از نظر حجم انتقال انرژی و پیشینه تاریخی، هیچ یک از این مسیرها قابل قیاس با تنگه هرمز نیستند. داده‌های موجود نشان می‌دهد از دهه ۱۹۷۰ تاکنون، نزدیک به یک‌چهارم نفت خام جهان (معادل ۴۰ درصد مصرف روزانه نفت) و حدود یک‌پنجم تجارت جهانی گاز طبیعی مایع (معادل ۴۰ تا ۴۵ درصد صادرات جهانی این محصول) از همین تنگه عبور کرده است.»

وی افزود: «افزون بر انرژی، حدود ۴۵ درصد صادرات جهانی گوگرد و نزدیک به یک‌سوم تجارت دریایی کودهای شیمیایی نیز به اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس وابسته است. همچنین مواد اولیه بسیاری از صنایع پایه مانند پتروشیمی، فرآورده‌های فلزی، دارو، تجهیزات پزشکی و حتی فناوری‌های دیجیتال از این مسیر جابه‌جا می‌شوند، ‌بنابراین تنگه هرمز را نه یک گذرگاه نفتی، بلکه ستون فقرات زنجیره تأمین جهانی باید دانست.»

شدیدترین شوک نفتی تاریخ رقم خورده است

‌این استاد دانشگاه با استناد به جدیدترین گزارش‌های بانک جهانی، صندوق بین‌المللی پول و شرکت‌های بزرگ انرژی در بازه ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۵، خاطرنشان کرد: «هرگونه اختلال در این منطقه، اثرات زنجیره‌ای گسترده‌ای بر صادرات، واردات، نرخ ارز، عرضه و تقاضا خواهد گذاشت. این پیامدها به‌طور غیرمستقیم صنایعی مانند پزشکی، داروسازی و تولیدات وابسته را نیز درگیر می‌کند و در نهایت امنیت انسانی از تأمین سوخت گرمایشی تا امنیت غذایی را به خطر می‌اندازد. با توجه به وابستگی ۴۰ تا ۴۵ درصدی صنایع جهان ‌از نفت و گاز مایع گرفته تا پتروشیمی و حتی برخی شاخه‌های پزشکی به این گذرگاه، اختلال در آن معادل بحران در کل فرآیند تولید و توزیع جهانی است.»

‌وی با اشاره به آمار روزهای عادی (پیش از تنش‌های اخیر) گفت: «روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و مشتقات آن (شامل ۱۶ میلیون بشکه نفت و ۳ تا ۴ میلیون بشکه گاز مایع) از خلیج فارس عبور می‌کرد. اما اکنون با کاهش عرضه بین ۱۱ تا ۱۶ میلیون بشکه در روز، شدیدترین شوک نفتی تاریخ رقم خورده است که حتی بحران نفتی ۱۹۷۳ نیز از نظر حجم اختلال در عرضه به پای بحران کنونی نمی‌رسد.»

این کارشناس مسائل سیاسی پدیده «تخریب تقاضا» را ناشی از افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها و نااطمینانی بازار توصیف کرد و افزود: «سطح تقاضای مؤثر را کاهش می‌دهد، اگرچه راهکارهایی مانند تغییر مسیر صادرات از طریق خطوط لوله جایگزین (عربستان و امارات) یا آزادسازی ذخایر استراتژیک توسط آژانس بین‌المللی انرژی مطرح است، اما ظرفیت این اقدامات برای جبران کامل حجم عظیم انرژی عبوری از هرمز کافی نیست.»

نظام پترودلار ‌اکنون به شدت متزلزل شده است

‌اکبری با اشاره به حملات اخیر ایالات متحده به تأسیسات کلیدی در قطر، امارات و عربستان و تشدید محاصره دریایی، وضعیت کنونی را بی‌سابقه ارزیابی کرد. به گفته وی، کاهش ۱۱ تا ۱۶ میلیون بشکه‌ای عرضه، ساختار قیمت‌گذاری جهانی و متغیرهای کلان اقتصادی را دگرگون ساخته است. وی تاکید کرد: «نظام پترودلار - یعنی پیوند میان نفت و دلار آمریکا - اکنون به شدت متزلزل شده است و از آنجا که ارزش دلار تا حد زیادی به تحولات بازار انرژی گره خورده، کاهش عرضه نفت باعث نوسان شدید هم در قیمت نفت و هم در ارزش دلار می‌شود لذا این بی‌ثباتی هزینه‌های حمل‌ونقل را افزایش داده، نرخ ارز را آشفته کرده و صنایع پایه، دارویی، غذایی (کودهای شیمیایی و گوگرد) و حتی خطوط هوایی بین‌المللی را با بحران مواجه ساخته است.»

این استاد دانشگاه پیش‌بینی کرد‌ در صورت تداوم انسداد تنگه هرمز بین دو تا چهار ماه، نرخ تورم جهانی تا پایان سال ۲۰۲۶ به حدود ۴ تا ۶ درصد خواهد رسید - هرچند این رقم در کشورهای مختلف بر اساس میزان وابستگی به واردات نفتی متفاوت است.

باب‌المندب و خطوط لوله عربستان؛ راه‌حل‌هایی ناکافی و ناامن‌

اکبری در ادامه به بررسی مسیرهای جایگزین پرداخت و گفت: «عربستان سعودی در تلاش است از تنگه باب‌المندب استفاده کند، اما تسلط حوثی‌های یمن‌ بر این تنگه و همچنین قرار گرفتن خطوط لوله عربستان در تیررس موشک‌های یمنی، این مسیر را به گزینه‌ای پرریسک تبدیل کرده است لذا یمن به عنوان بخشی از جبهه مقاومت و نزدیک به ایران، اجازه عبور آسان از این مسیر را نخواهد داد.»

۷ میلیون تُن گاز مایع (معادل ۲ درصد مصرف جهانی) از ورود به بازار بازمانده و ‌مسیر جایگزینی برای آن وجود ندارد‌

وی افزود: «عربستان خط لوله شرق به غرب خود را با حداکثر ظرفیت ۷ میلیون بشکه در روز فعال کرده، اما این رقم برای جبران کسری ۱۶ میلیون بشکه‌ای کافی نیست. امارات نیز خط لوله‌ای به سمت بندر فجیره طراحی کرده است و با این حال، ناامنی‌های ذاتی در دریای سرخ، خلیج عدن و جنوب باب‌المندب، امنیت این مسیرها را تهدید می‌کند. در بخش گاز مایع، وضعیت بحرانی‌تر از نفت است: حدود ۷ میلیون تُن گاز مایع (معادل ۲ درصد مصرف جهانی) از ورود به بازار بازمانده و عملاً مسیر جایگزینی برای آن وجود ندارد.»

‌ذخایر استراتژیک و نفس‌های به شماره افتاده اقتصاد جهانی‌

اکبری در مورد ذخایر استراتژیک کشورها اظهار داشت: «اعضای آژانس بین‌المللی انرژی موظف به حفظ ذخایری معادل ۹۰ روز واردات یا ۶۰ روز مصرف هستند، اما آمار دقیقی در دست نیست زیرا چین، آمریکا، ژاپن، عربستان، امارات و قطر به دلایل امنیتی و سیاسی ارقام دقیق را منتشر نمی‌کنند و چین حدود ۱.۵ میلیارد بشکه ذخیره اعلام کرده و ژاپن می‌تواند برای ماه‌ها نیاز خود را تأمین کند.»

وی هشدار داد‌ ذخایر استراتژیک تاریخ انقضا دارند، به‌ویژه برای کشورهای واردکننده انرژی در شرق و جنوب شرقی آسیا (ژاپن، کره جنوبی)، هند و پاکستان. اتحادیه اروپا با وجود تنوع منابع، آسیب‌پذیر است و آمریکا و کانادا نیز از طریق آزادسازی ذخایر و نوسانات قیمتی متضرر خواهند شد.

اکبری در پایان تاکید کرد: «اگر انسداد تنگه هرمز ادامه یابد، ذخایر استراتژیک مصرف‌کنندگان بزرگ - به‌ویژه در شرق آسیا، اتحادیه اروپا و چین - به نقطه بحرانی می‌رسد لذا پیش‌بینی‌ها حاکی از آن است که حتی ذخایر چین ممکن است تا سال ۲۰۳۰ به پایان برسد و این وضعیت، بحرانی بی‌سابقه برای اقتصادهای بزرگ مصرف‌کننده انرژی رقم خواهد زد.»

خبرنگار: محدثه رمضانی

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار