طنین قدمهای بیقرار، مسیر رسیدن به کربلا را جان میبخشد
ساوجبلاغ(پانا) ـ جادهای که به عمودهایش گره خورده، این روزها تنها یک مسیر نیست؛ جادهای است که هر قدمش تپشِ قلبهای عاشق را به شماره میاندازد. اینجا، در حریمِ بیپایان خاک عراق، واژهها در برابر بزرگی این حماسه سکوت میکنند و تنها صدای قدمهایی شنیده میشود که برای رسیدن به «او»، از خود گذشتهاند.
در این مسیر، هر زائر، حکایتی از دلتنگی و هر موکب، نشانی از سخاوت بیدریغ میزبانانی است که با چای عراقی و مهربانی بیآلایششان، خستگی را از جان رهگذران میزدایند. گویی تمام جهان در این چند روز، در ایستگاهی به نام حسین (ع) متوقف شدهاند تا معنای واقعی انسانیت و برادری را در نگاه یکدیگر مشق کنند.
در پسِ هر عمود، داستانی نهفته است که گویی جاده را به گامهای ما گره میزند؛ جادهای که نه فقط یک مسیر جغرافیایی، بلکه راهی برای صیقل دادن روح و تماشای ایثار، جاری در میان مردم است.
آسمان اربعین، فراتر از آبی همیشگی، رنگ غربت و شکوه را توأمان دارد؛ گویی نسیمی از دشت نینوا میوزد و خاک سرد این بیابان، تشنه گرمای حضور زائرانی است که با پای پیاده، ارادتشان را به مولای آزادگان ثابت میکنند. اینجا هیچکس غریبه نیست؛ همه همسفرند در جادهای که انتهایش، بوی بهشت بینالحرمین را میدهد.
گوشهایم صدای زمزمههای دعا را میشنود و چشمانم، خورشید امیدی را میبیند که در چشمان زائران میدرخشد؛ گویی اینجا، زمان در ایستگاه عشق متوقف شده تا بار دیگر، پیوند ناگسستنی قلبها با حقیقت کربلا بازخوانی شود.
چه زیباست وقتی دوربین خبرنگاریام را برمیدارم تا این لحظههای ناب ایثار را قاب بگیرم؛ لحظههایی که در آن، پدری کودکش را بر دوش میکشد یا مادری با لبخندی مهربان، تکهای نان به زائر تعارف میکند. این قابها، تنها عکس نیستند؛ سند زنده و پویایی از عشقیاند که قرنهاست در جان تاریخ، با هر قدم زائران، تازه و ماندگار میشود.
ارسال دیدگاه