ضرورت آموزش دانشآموزان به عنوان سربازان گوشیبهدست در خط مقدم جنگ روانی
هشترود (پانا) - کارکرد دانشآموز در جنگ روانی امروز این است که مهره بازی دشمن نشود و همین که آگاهانه بفهمد کدام پیام با هدف تخریب روحیه او فرستاده شده و در برابر آن ایستادگی کند، بزرگترین ضربه را به اتاقهای فکر صهیونیستی و آمریکایی زده است.
در گذشته، سربازان در میدان نبرد خاکی میجنگیدند اما امروز دانشآموزان در میدان نبرد ذهن ها مبارزه می کنند و تفاوت این دو؛ در این است که جنگ ذهنی، جنگی است که اگر برنده شویم، همزمان با حفظ کشور، آیندهی آن را نیز برایمان تضمین میکند.
پس دانش آموز به عنوان یک نوجوان دغدغهمند، با همین آگاهییابی و اشتراک گذاری در این میدان هوشمندانه عمل میکند و می تواند در مدرسهاش یک «سازمان دانشآموزی بصیرت» تشکیل دهد یا در خانه «گروهی آگاهیبخشی» راه بیندازد و در فضای مجازی «روایت امید» را تقویت کند. ایران ما؛ به جوانانی مثل این دانشآموزان نیاز دارد که هم باور داشته باشند و هم بدانند.
در جنگ روانی امروز با توجه به اینکه دشمن می داند اگر بتواند ادراک نوجوان ایرانی را تغییر دهد؛ آینده ی ایران را بدون شلیک حتی یک گلوله تصرف کرده است. ضرورت آموزش دانشآموزان بعنوان سربازان جبهه جنگ نرم پیش از پیش مطرح می شود. بنابراین این دانش آموزان در این جبهه پیچیده ؛ کارکرد حیاتی و عملیاتی مهم دارند که میتوانند تمام نقشههای دشمن را نقش بر آب کند ؛ نمونه این کارکردها و مصادیق در این یادداشت نگاشته شده است.
کارکرد آنتیویروس انجام راستیآزمایی و مقابله کردن با شایعه: فضای مجازی که میدان اصلی جنگ روانی است، دانشآموزان به دلیل تسلط بر ابزارهای دیجیتال، میتوانند بعنوان فیلتر عمل کنند.
نمونه عملی نسخه اول این است که هر خبر عجیبی که در گروههای خانوادگی یا دوستانه میبینند را فوراً باور و بازنشر نکنند و سوال مطرح کنند: «منبع این خبر کجاست؟» یا با چک کردن رسانههای رسمی، زنجیرهی انتقال ویروس شایعه و اخبار نادرست را قطع کنند.
کارکرد «سنگر امید» یعنی محتوای مثبت و نشاط آفرین را تولید نمایند. هدف جنگ روانی ؛ ایجاد نا امیدی و سیاه نمایی مطلق است.
بسیاری از والدین و بزرگترها ممکن است تحت تأثیر اخبار ماهوارهای و نامعتبر دچار تشویش شوند.
اقدام عملی نسخه دوم این است که دانشآموز آگاه و سیاسی، با زبان نرم و عاطفی و حالت تبیینی حقایق را برای اعضای خانواده بازگو میکند. او میتواند با استدلالهای منطقی که در مدرسه یا تشکلها یاد گرفته، آرامشبخش فضای خانه باشد و اجازه ندهد «ترس» جای «منطق» را بگیرد.
کارکرد «پایداری تحصیلی» به بیانی دیگر مبارزه با وقفه و تعطیلی و کسالت: یکی از اهداف جنگ روانی در زمان تهاجم، از بین بردن روال عادی زندگی و محدود کردن آموزش است تا جامعه احساس در ماندگی گردد.
راهکار عملی نسخه سوم حضور منظم در کلاسهای درس حتی اگر به صورت مجازی باشد و جدیت در تحصیل، خودش یک ضربه بزرگ به دشمن است و دانشآموز با این کار پیام میدهد که: «ما نه ترسیدهایم و نه متوقف شدهایم؛ بلکه داریم برای ساختن ایران بعد از جنگ آماده میشویم.»
موضوع بعدی کارکرد «هویتبخشی و وحدتآفرینی»: دشمن در جنگ روانی به دنبال ایجاد شکافهای قومی، مذهبی و بخصوص نسل جدید می باشد.
مثال عملی نسخه چهارم این است که دانشآموزان با تأکید بر مشترکات ملی مثل پرچم ایران، عشق به میهن و بیعت با رهبری جدید میتوانند وحدت ملی را در سطح خرد تقویت نماید و به بیانی دیگر با حمایت از یکدیگر در محیط مدرسه، روحیهی «ما یک ملت هستیم» را زنده نگه میدارند و تفاوت این دو، در این است که جنگ ذهنی، جنگی است که اگر برنده شویم، همزمان با حفظ کشور، آیندهی آن را نیز برایمان تضمین میکند.
کارکرد دانشآموز در جنگ روانی این است که مهرهی بازی دشمن نشود همین که او آگاهانه بفهمد کدام پیام با هدف تخریب روحیه او فرستاده شده و در برابر آن ایستادگی کند، بزرگترین ضربه را به اتاق فکرهای صهیونیستی و آمریکایی زده است.
ارسال دیدگاه