امروز فیلبند در نقطهای قرار گرفته است که میتوان آن را یک فرصت بزرگ توسعه گردشگری دانست؛ اما همزمان یک هشدار جدی نیز وجود دارد: اگر توسعه
گردشگری بدون توسعه زیرساخت، مدیریت هوشمند و
حفاظت از محیط زیست ادامه پیدا کند، همین ظرفیت ارزشمند میتواند به نقطه ضعف منطقه تبدیل شود.
انتشار برخی تصاویر و ویدئوها از ترافیک سنگین مسیر فیلبند و مقایسه آن با یکی از پرترددترین نقاط تهران، هرچند با لحنی کنایهآمیز همراه بوده، اما باید از زاویهای متفاوت به آن نگاه کرد. به جای آنکه صرفاً از این نوع محتوا ناراحت شویم، بهتر است آن را هشداری برای اصلاح وضعیت موجود بدانیم.

واقعیت این است که در بخشهایی از مسیر، بهویژه محدوده سنگچال و ورودی فیلبند، ظرفیت
جاده و زیرساختهای موجود متناسب با حجم گردشگران نیست و در روزهای پرتردد، این مسئله موجب ایجاد ترافیک، نارضایتی گردشگران و کاهش کیفیت تجربه سفر میشود.
اما نکته مهم اینجاست: این مشکل قابل حل است و حل آن الزاماً به پروژههای بسیار بزرگ و پرهزینه نیاز ندارد. با یک برنامه کارشناسی، اولویتبندی صحیح و مشارکت مردم میتوان در گام نخست اقداماتی مانند ساماندهی مسیرهای ورود و خروج، مدیریت ترافیک، ایجاد نقاط توقف و پارک مناسب، نصب تابلوهای راهنما، بهسازی نقاط آسیبپذیر، توسعه سرویسهای بهداشتی، ساماندهی محلهای اسکان، ایجاد ایستگاههای خدمات گردشگری، مدیریت پسماند، ارتقای ایمنی و تعریف مسیرهای مشخص برای گردشگران را اجرا کرد.
مسئله فقط جاده نیست؛ مسئله «مدیریت مقصد» است
اگر بخواهیم فیلبند در آینده مقصد گردشگران داخلی و خارجی باشد، باید از نگاه سنتی به گردشگری عبور کنیم. گردشگری موفق دنیا فقط بر زیبایی طبیعت متکی نیست؛ بلکه مجموعهای از زیرساخت، دسترسی، امنیت، خدمات، نظافت، هویت بصری، تجربه گردشگر، محیط زیست، فرهنگ میزبانی و برند مقصد را در کنار هم قرار میدهد.

بنابراین امروز باید سؤال اصلی را اینگونه مطرح کنیم:
آیا میخواهیم فیلبند فقط یک مقصد شلوغ در فصل گردشگری باشد یا میخواهیم آن را به یک مقصد حرفهای و ماندگار گردشگری ایران تبدیل کنیم؟ پاسخ به این سؤال، مسیر آینده منطقه را مشخص خواهد کرد.
فیلبند؛ یک فرصت اقتصادی برای مردم منطقه
امروز گردشگری برای بسیاری از خانوادههای فیلبندی به یک فرصت اقتصادی مهم تبدیل شده است. اما نباید تصور کنیم که صرف حضور گردشگر،
درآمد گردشگری را برای همیشه تضمین خواهد کرد.
گردشگر زمانی بازمیگردد که تجربه خوبی داشته باشد. اگر جاده نامناسب باشد، ترافیک مدیریت نشود، سرویس بهداشتی کافی نباشد، پسماند در
طبیعت رها شود، محل اسکان سامان نداشته باشد و خدمات گردشگری متناسب با شأن مقصد ارائه نشود، در بلندمدت جذابیت منطقه کاهش پیدا خواهد کرد. بنابراین حفظ
سرمایه گردشگری فیلبند، در واقع حفظ منبع درآمد آینده خانوادههای منطقه نیز هست.
مسئولیت فقط بر عهده دولت نیست
قطعاً توسعه زیرساختهای اصلی نیازمند حمایت دستگاههای اجرایی، مدیریت شهرستان و استان و استفاده از ظرفیتهای ملی است؛ اما بخش مهمی از مسیر میتواند با مشارکت خود مردم آغاز شود.
اهالی فیلبند، شورا، فعالان اقتصادی، صاحبان اقامتگاهها، جوانان، سرمایهگذاران، متخصصان و همه فیلبندیهای داخل و خارج از منطقه میتوانند در این مسیر نقشآفرین باشند. سرمایه فقط
پول نیست. تخصص، ایده، مدیریت، مطالبهگری، مشارکت اجتماعی و حتی رعایت اصول ساده محیط زیستی نیز سرمایه است. اگر همه منتظر باشیم شخص یا دستگاه دیگری
مشکلات را حل کند، زمان را از دست خواهیم داد.
از «ییلاق» به «مقصد گردشگری»
فیلبند باید برای آینده خود یک نقشه راه گردشگری داشته باشد؛ نقشهای که صرفاً برای فصل تابستان نوشته نشده باشد، بلکه افق چندساله داشته و موضوعاتی همچون: توسعه و بهسازی مسیر دسترسی؛ مدیریت هوشمند ترافیک؛ ساماندهی پارکینگ و توقفگاهها؛ ایجاد سرویسهای بهداشتی استاندارد؛ ساماندهی اقامت و اسکان؛ مدیریت پسماند و حفاظت از منابع طبیعی؛ ارتقای امنیت و امدادرسانی؛ آموزش
جامعه محلی برای میزبانی حرفهای؛ ایجاد خدمات و محصولات بومی؛ هویت بصری و برندینگ فیلبند؛بازاریابی گردشگری داخلی و بینالمللی؛ استفاده از
فناوری و ظرفیتهای گردشگری هوشمند و مهمتر از همه، ظرفیتپذیری
محیط زیست و
توسعه پایدار را در بر بگیرد.

نگاه ما باید از «گردشگر بیشتر» به «گردشگر باکیفیتتر» تغییر کند هدف صرفاً افزایش تعداد گردشگران نیست. هدف باید ایجاد گردشگری پایدار، باکیفیت و ارزشآفرین باشد؛ گردشگریای که هم برای مردم منطقه درآمد ایجاد کند، هم طبیعت را حفظ کند و هم تصویر شایستهای از ایران به گردشگران داخلی و خارجی ارائه دهد. اگر چنین نگاهی شکل بگیرد، فیلبند میتواند از یک مقصد محلی و ملی فراتر رفته و به بخشی از برند طبیعتگردی ایران تبدیل شود.
تصور کنید گردشگری از خارج از کشور، در جستوجوی تجربه طبیعت ایران، با یک مقصد حرفهای مواجه شود؛ مقصدی با مسیر دسترسی مناسب، اقامتگاههای استاندارد، خدمات مشخص، راهنمای محلی، معرفی فرهنگ و غذاهای بومی، مدیریت پسماند، امنیت و یک هویت بصری منسجم. این همان نقطهای است که فیلبند از یک «جاذبه طبیعی» به یک «برند گردشگری» تبدیل میشود.
امروز باید تصمیم بگیریم
به نظر میرسد زمان آن رسیده است که درباره آینده فیلبند یک گفتوگوی جدی،
کارشناسی و بدون تعصب شکل بگیرد. نباید اختلافنظرها و بعضی حساسیتهای محلی، مانع از دیدن آینده بزرگتر فیلبند شود. فیلبند متعلق به امروز نیست؛ امانتی برای نسلهای آینده است. ما باید منطقه را به گونهای مدیریت کنیم که فرزندان و نسلهای بعدی بتوانند نهتنها همان زیبایی امروز را ببینند، بلکه فیلبندی آبادتر، منظمتر، پاکیزهتر، ایمنتر و شناختهشدهتر را تحویل بگیرند.
این مسیر با یک تصمیم بزرگ آغاز نمیشود؛ با مجموعهای از تصمیمهای درست و کوچک آغاز میشود. بهسازی یک مسیر، ساماندهی یک نقطه، ایجاد یک سرویس بهداشتی، مدیریت یک پارکینگ، جمعآوری صحیح پسماند، نصب یک تابلوی مناسب و ایجاد یک خدمت حرفهای، شاید هرکدام بهتنهایی کوچک به نظر برسند؛ اما کنار هم میتوانند آینده یک مقصد گردشگری را تغییر دهند.
فیلبند ظرفیت آن را دارد که در کنار سایر جاذبههای طبیعی کشور، به یکی از نمادهای طبیعت زیبای ایران تبدیل شود. اما این آینده خودبهخود ساخته نمیشود.
آینده فیلبند را باید امروز ساخت. بیاییم به جای آنکه صرفاً از انتقادها گلایه کنیم، از آنها برای اصلاح استفاده کنیم؛ به جای انتظار، برنامهریزی کنیم؛ به جای نگاه کوتاهمدت، آیندهنگر باشیم و به جای منافع فردی، منافع بلندمدت منطقه و نسلهای آینده را ببینیم. فیلبند میتواند یکی از برندهای گردشگری ایران باشد؛ اگر امروز همه ما برای ساختن این برند، مسئولانه سهم خود را ایفا کنیم.
رضا فرجتبار، کارشناس ارشد مردمشناسی و فعال رسانه
ارسال دیدگاه