محمد درویشعلیپور در گفتوگو با پانا
روایت نویسنده «محله گلوبلبل» از سرنوشت یک برند کودکانه
خاطرات کودکان قربانی بیتدبیری؛ دکور«محله گلوبلبل» تخریب شد
تهران (پانا) - محمد درویشعلیپور با ابراز تأسف از توقف تولید مجموعههای نمایشی کودک و تخریب دکور «محله گلوبلبل» گفت: این محله ظرفیت تبدیلشدن به موزه، فضای تفریحی یا استودیوی عکاسی کودکان را داشت، اما از بین رفت؛ در حالی که میتوانست سالها بهعنوان یک برند ماندگار برای نسلهای مختلف ادامه پیدا کند.
محمد درویشعلیپور، نویسنده باسابقه آثار کودک و نوجوان، در گفتوگو با پانا درباره سالها فعالیت خود در این حوزه اظهار کرد: شاید زمانی تصور نمیکردم به نویسنده کودک و نوجوان تبدیل شوم، اما گاهی انسان احساس میکند رسالتی دارد و گاهی نیز شرایط پیرامون، او را در مسیری مشخص قرار میدهد. برای من هم چنین اتفاقی افتاد و بخش مهمی از فعالیت حرفهایام با تولید آثار کودک و نوجوان پیوند خورد.
وی با اشاره به دشواریهای نویسندگی برای کودکان گفت: نوشتن برای کودک بسیار سخت است. نویسنده با محدودیتها و خط قرمزهای فراوانی روبهروست؛ نمیتواند از هر شوخی یا دیالوگی استفاده کند و در عین حال از او انتظار میرود که اثرش حاوی نکات آموزشی نیز باشد. با وجود این، من هیچگاه به آموزش مستقیم اعتقاد نداشتهام و مفاهیم آموزشی را در لایههای پنهان قصه قرار دادهام.
کودک امروز باهوشتر از آن است که نصیحت مستقیم را بپذیرد
درویشعلیپور ادامه داد: کودکان از اینکه یک اثر نمایشی بخواهد برایشان نقش معلم را بازی کند و مدام آنها را نصیحت کند، خوششان نمیآید. پیام باید در دل نمایش و ماجرا قرار بگیرد. کودکان امروز بسیار باهوشاند و والدین بهتر از هرکسی این موضوع را درک میکنند.
وی افزود: کودک امروز فقط مخاطب برنامههای کودک نیست؛ به اینترنت، شبکههای اجتماعی، ماهواره و انواع محتوا دسترسی دارد و حتی آثار بزرگسال را نیز دنبال میکند. به همین دلیل رقابت برای جذب او بسیار دشوار شده است. خوشبختانه فضای تلویزیون نسبت به گذشته بازتر شده و امکان طرح موضوعات متنوعتری وجود دارد، اما همچنان باید بدون مستقیمگویی با مخاطب کودک صحبت کرد.
این نویسنده با تأکید بر اهمیت توجه به نسل آینده بیان کرد: کودکان، نوجوانان و جوانان مهمترین سرمایه هر کشور هستند، زیرا قرار است آینده آن جامعه را بسازند. هر اندازه برای آنها سرمایهگذاری کنیم، باز هم کم است؛ با این حال متأسفانه حوزه کودک در بسیاری از مواقع به دلیل مشکلات و اولویتهای دیگر نادیده گرفته میشود.
مدیرانی که فرزند کوچک دارند، دغدغه کودک را بهتر درک میکنند
درویشعلیپور درباره تأثیر نگاه مدیران بر تولیدات این حوزه گفت: مدیران جوانتر یا مدیرانی که خودشان فرزند کوچک دارند، مسائل کودکان و خانوادههای امروز را بهتر درک میکنند. وقتی سن مدیران بالا میرود و فرزندانشان دیگر از دوران کودکی عبور کردهاند، ممکن است بهتدریج از این دغدغه فاصله بگیرند.
وی افزود: شکلگیری و تولید «اکسیر» نیز تا حد زیادی نتیجه نگاه و همراهی مدیریت جوان سیمافیلم است. وقتی مدیر با دغدغههای نسل جدید و خانواده امروز آشنا باشد، ضرورت ساخت چنین آثاری را بهتر درک میکند.
«محله گلوبلبل» میتوانست سالها ادامه پیدا کند
نویسنده مجموعه «محله گلوبلبل» درباره تجربه خلق این اثر بیان کرد: طراحی اولیه «محله گلوبلبل» را خودم انجام دادم و فصلهای اول، دوم و سوم آن را نوشتم. پس از آن نیز «بچهمحل» و «کلبه عمو پورنگ» ساخته شد. در مجموع، فکر میکنم حدود ۷۰۰ تا ۸۰۰ قسمت از این مجموعهها را بهتنهایی نوشتهام.
وی ادامه داد: همان روزی که «محله گلوبلبل» را طراحی میکردم، به دوستانم گفتم در حال کاشتن نهالی هستیم که میتواند به درختی تنومند تبدیل شود. معتقد بودم این مجموعه ظرفیت آن را دارد که مانند بعضی نمونههای بینالمللی، سالهای طولانی تولید شود و نسلهای مختلف کودکان از آن لذت ببرند. این اتفاق تا حد زیادی رخ داد، اما متأسفانه پس از «کلبه عمو پورنگ» در سال ۱۴۰۰، دیگر مجموعهای در ادامه آن مسیر نساختیم.
دکوری که میتوانست به موزه کودک تبدیل شود
درویشعلیپور با انتقاد از تخریب دکور «محله گلوبلبل» گفت: محل ساخت مجموعه در اختیار شهرداری بود و پس از مدتی آن فضا را پس گرفتند و دکورها تخریب شد. این اتفاق برای من بسیار دردناک بود؛ زیرا «محله گلوبلبل» فقط یک دکور تلویزیونی نبود و برای تعداد زیادی از کودکان و خانوادهها خاطره ساخته بود.
وی اضافه کرد: آن فضا میتوانست به موزه کودک و نوجوان، یک محیط تفریحی یا حتی استودیوی عکاسی کودکان تبدیل شود. والدینی که خودشان با این مجموعه خاطره داشتند، میتوانستند فرزندانشان را به آنجا ببرند، عکس بگیرند و دوباره با شخصیتهای مجموعه ارتباط برقرار کنند.
این نویسنده خاطرنشان کرد: متأسفانه دکور یک فضای منحصربهفرد از بین رفت و جای خود را به فعالیتی داد که نمونههای فراوانی از آن وجود دارد. «محله گلوبلبل» فقط یکی بود و حتی در جستوجوهای اینترنتی نیز بهعنوان یک مکان شناخته میشد. امیدوارم اگر بار دیگر مجموعهای در این ابعاد تولید کردیم، در فضایی متعلق به خود تلویزیون ساخته شود تا امکان حفظ و ادامه حیات آن وجود داشته باشد.
«برفک»؛ شخصیتی که ابتدا ترسناک خوانده شد و بعد محبوب شد
درویشعلیپور درباره شخصیت «برفک» و واکنش مخاطبان به آن گفت: هنگام خلق این شخصیت، برخی والدین اعتراض میکردند و میگفتند فرزندشان از برفک ترسیده است. وقتی سن کودک را میپرسیدم، گاهی میگفتند ۱۸ ماه یا دو سال؛ در حالی که کودک در چنین سنی اساساً نباید مدت زیادی تلویزیون تماشا کند.
وی افزود: با وجود آن واکنشهای اولیه، پس از داریوش فرضیایی یکی از شخصیتهایی که کودکان حاضر در استودیو بیشتر سراغش را میگرفتند، برفک بود. امروز نیز میبینم بخشهایی از حضور این شخصیت در فضای مجازی بازنشر و وایرال میشود. وقتی میبینم شخصیتی که سالها قبل خلق کردهام همچنان مورد توجه قرار میگیرد، احساس خوبی پیدا میکنم.
برای جمعکردن خانواده پای یک برنامه جنگیدم
نویسنده «محله گلوبلبل» درباره رویکرد خانوادگی آثارش توضیح داد: همیشه میخواستم کاری بسازیم که فقط کودک را درگیر نکند؛ بلکه پدر، مادر، خواهر، برادر و حتی پدربزرگ و مادربزرگ نیز بتوانند در کنار او بنشینند و از تماشای برنامه لذت ببرند.
درویشعلیپور ادامه داد: جاانداختن این نگاه برای مدیران آسان نبود. بارها توضیح میدادم که بسیاری از آثار موفق کودک در جهان فقط برای یک گروه سنی تولید نشدهاند و بزرگسالان نیز از تماشای آنها لذت میبرند. برای تحقق این مدل بسیار تلاش کردیم و با حمایت مدیران وقت، سرانجام «محله گلوبلبل» شکل گرفت و مورد استقبال طیف گستردهای از مخاطبان قرار گرفت.
روزی ۱۴ ساعت برای «محله گلوبلبل» مینوشتم
وی درباره شرایط دشوار نگارش این مجموعه گفت: هنگام تولید «محله گلوبلبل» گاهی تنها پنج تا ۱۰ روز برای تحویل متن فرصت داشتم و نگارش فیلمنامه همزمان با تصویربرداری انجام میشد. روزانه ۱۲ تا ۱۴ ساعت پشت لپتاپ مینشستم و مینوشتم.
این نویسنده افزود: کار را به شکل گروهی نمینوشتیم و نگارش متنها بر عهده خودم بود. پیش از نوشتن، روی شخصیتها فکر میکردم، برایشان ویژگی، قصه، روابط و تکیهکلام طراحی میکردم. تقریباً هرآنچه مخاطب در بخش نمایشی میدید، از شخصیتپردازی تا دیالوگها و شوخیها، در متن شکل گرفته بود.
شعر و موسیقی بخشی از قصه بودند
درویشعلیپور درباره استفاده از شعر و موسیقی در این آثار گفت: در برخی قسمتها متنهای ریتمیک را خودم مینوشتم، اما سرودن شعرها بر عهده شاعر گروه بود. من موضوع شعر و محل قرارگرفتن آن در داستان را مشخص میکردم و پس از سرودهشدن، موسیقی نیز برای آن ساخته میشد.
وی ادامه داد: جانمایی شعر در قصه اهمیت زیادی داشت. تلاش میکردیم ترانهها مانند بخشی جدا و تحمیلی به نظر نرسند؛ بلکه مخاطب احساس کند شعر و موسیقی نیز بهطور طبیعی در دل همان ماجرا شکل گرفتهاند.
هوش مصنوعی هنوز جای نویسنده را نمیگیرد
درویشعلیپور در بخش دیگری از این گفتوگو، درباره استفاده از هوش مصنوعی در نویسندگی بیان کرد: استفاده از چند ابزار هوش مصنوعی را امتحان کردهام، اما صادقانه بگویم هنوز در زمینه نوشتن به توانایی قابل اتکایی نرسیدهاند. ممکن است این ابزارها در طراحی کمک بیشتری کنند، ولی در نگارش خلاق همچنان ضعفهای جدی دارند.
وی افزود: هوش مصنوعی در مواجهه با متن، بیشتر به تعریفکردن از ایده و نویسنده میپردازد و هنوز نمیتواند ظرافتهای شخصیتپردازی، تجربه زیسته، طنز و روابط انسانی را آنگونه که لازم است درک و بازآفرینی کند. بنابراین دستکم در شرایط فعلی نمیتواند جای نویسنده انسانی را بگیرد.
سبد محتوای کودک خالی است
نویسنده «محله گلوبلبل» در پایان اظهار کرد: امیدوارم بازار تولید آثار کودک و نوجوان در تلویزیون، پلتفرمها و دیگر رسانهها دوباره رونق بگیرد؛ زیرا سبد محتوایی این گروه سنی واقعاً خالی است. آرزو میکنم گروههای مختلف با قدرت و جدیت بیشتری وارد این حوزه شوند و آثار باکیفیتی بسازند که هم کودکان و هم خانوادههایشان از تماشای آنها لذت ببرند.
ارسال دیدگاه