پانا گزارش میدهد؛
زنان؛ از فرصت برابر تا نقشآفرینی در ساخت آینده
تهران (پانا) - افزایش حضور زنان در عرصههای علمی، اجتماعی و اقتصادی، تصویری تازه از ظرفیتهای آنان در جامعه ترسیم کرده است؛ ظرفیتی که به باور کارشناسان، اگر فرصت بروز و اثرگذاری پیدا کند، میتواند از آموزش و اشتغال فراتر رفته و به مشارکت زنان در حل مسائل جامعه و ساخت آیندهای بهتر منجر شود.
به گزارش پانا، چهارم شهریورماه برابر با ۲۶ اوت، به عنوان «روز برابری زنان» شناخته میشود؛ روزی که ریشه آن به تصویب و اجراییشدن متمم نوزدهم قانون اساسی آمریکا در سال ۱۹۲۰ بازمیگردد؛ متممی که حق رأی زنان را به رسمیت شناخت. این مناسبت اگرچه یک روز رسمی بینالمللی در تقویم سازمان ملل نیست، اما بهانهای برای بازخوانی مفهوم برابری، فرصتهای اجتماعی زنان و مسیری است که جوامع مختلف برای استفاده بیشتر از ظرفیت زنان طی کردهاند.
برابری زنان در جهان امروز دیگر تنها به معنای حضور بیشتر زنان در یک عرصه خاص نیست؛ بلکه مجموعهای از موضوعات همچون دسترسی به آموزش، مشارکت اجتماعی، فعالیت اقتصادی، حضور در عرصه علم و فناوری، امکان اثرگذاری در تصمیمگیری و برخورداری از فرصتهای برابر برای شکوفایی استعدادها را دربرمیگیرد. سازمان ملل متحد و نهاد تخصصی آن، UN Women، نیز بر حقوق زنان، برابری جنسیتی و توانمندسازی زنان و دختران تأکید دارند و توانمندسازی اقتصادی زنان را یکی از مسیرهای مهم برای دستیابی به رشد اقتصادی فراگیر و کاهش فقر میدانند.
اما شاید بتوان به مفهوم برابری از زاویهای متفاوت نیز نگاه کرد؛ اینکه آیا برابری الزاماً به معنای شبیهشدن زنان به مردان است یا میتوان در کنار تأکید بر حقوق و فرصتهای برابر، تفاوتها و ظرفیتهای خاص زنان را نیز به رسمیت شناخت و از آنها برای ساختن آیندهای بهتر استفاده کرد؟
این پرسشی است که در سالهای اخیر بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است؛ بهویژه آنکه در بسیاری از جوامع، زنان امروز دیگر صرفاً مخاطب سیاستهای حمایتی نیستند، بلکه خود به یکی از مهمترین سرمایههای علمی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تبدیل شدهاند.
زنان؛ سرمایهای که بیشتر دیده میشود
یکی از مهمترین تحولات چند دهه اخیر در ایران، افزایش حضور دختران و زنان در آموزش عالی و عرصههای علمی است. دختران ایرانی امروز در رشتههای مختلف دانشگاهی حضور دارند و در حوزههایی مانند پزشکی، مهندسی، علوم پایه، فناوری، علوم انسانی و پژوهش فعالیت میکنند.
این تغییر را میتوان یکی از نشانههای مهم افزایش فرصتهای آموزشی زنان دانست؛ نسلی که در مقایسه با نسلهای گذشته، امکان بیشتری برای تحصیل، تخصصیافتن و ورود به عرصههای حرفهای پیدا کرده است.
در واقع، وقتی یک دختر به دانشگاه راه پیدا میکند، فقط یک مدرک تحصیلی دریافت نمیکند؛ بلکه مجموعهای از مهارتها، شبکههای ارتباطی، تجربه اجتماعی و امکان انتخاب مسیر شغلی و تخصصی برای او شکل میگیرد. به همین دلیل، سرمایهگذاری روی آموزش دختران را میتوان نوعی سرمایهگذاری بلندمدت برای آینده جامعه دانست.
در نگاه جهانی نیز آموزش و توانمندسازی زنان از مؤلفههای مهم توسعه محسوب میشود. سازمان ملل بر این نکته تأکید دارد که برای دستیابی به برابری جنسیتی، علاوه بر اصلاح سیاستها و قوانین، باید فرصتهای واقعی برای مشارکت زنان در اقتصاد، جامعه و فرآیندهای تصمیمگیری ایجاد شود.
گام بعدی؛ تبدیل دانش به اثرگذاری
افزایش حضور زنان در دانشگاهها، تنها زمانی میتواند به یک سرمایه ملی تبدیل شود که این دانش و تخصص امکان ورود به میدان عمل را پیدا کند.
اینجا مسئله دیگر فقط «دسترسی به آموزش» نیست؛ بلکه موضوعاتی مانند اشتغال، کارآفرینی، فعالیتهای دانشبنیان، اقتصاد دیجیتال، مشارکت اجتماعی و حضور در مدیریت و تصمیمگیری مطرح میشود. UN Women نیز در رویکرد خود به توانمندسازی اقتصادی زنان، مشارکت آنان را صرفاً به داشتن یک شغل محدود نمیکند؛ بلکه دسترسی به منابع، بازارها، فرصتهای اقتصادی، استقلال و امکان اثرگذاری در تصمیمهای اقتصادی را مورد توجه قرار میدهد. این نهاد تأکید دارد که سرمایهگذاری روی توانمندسازی اقتصادی زنان میتواند به برابری جنسیتی و رشد اقتصادی فراگیر کمک کند.
بنابراین شاید یکی از مهمترین گامهای پیشرو برای زنان ایرانی، ایجاد مسیرهایی باشد که در آن دختران و زنان بتوانند دانش و مهارت خود را به ایده، کسبوکار، پژوهش، نوآوری و حل مسئله تبدیل کنند.
در این مسیر، کارآفرین زن، پژوهشگر زن، مدیر زن، معلم زن، پزشک زن، هنرمند زن و کنشگر اجتماعی زن، هر کدام بخشی از یک تصویر بزرگتر هستند؛ تصویری که در آن جامعه تلاش میکند از همه ظرفیتهای انسانی خود استفاده کند.
برابری، الزاماً به معنای شبیهشدن نیست
مریم اردبیلی، رئیس مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران، با تأکید بر ضرورت نگاه روزمره و مستمر به مسئله عدالت در بهرهمندی از فرصتها، معتقد است موضوع زنان نباید تنها در یک روز از سال مورد توجه قرار گیرد.
او میگوید: «همه روزهای سال باید فکر کنیم به اینکه عادلانه زنان و مردان از همه فرصتها، مزیتها، امکانهای شهر و آینده بتوانند بهرهمند بشن؛ اینکه حتماً کار هر روز ما باید باشد.»
این نگاه، مسئله برابری را از یک مناسبت تقویمی فراتر میبرد. در این چارچوب، عدالت در فرصتها موضوعی نیست که تنها در یک روز درباره آن صحبت شود؛ بلکه باید در برنامهریزی شهری، آموزش، اقتصاد، فرهنگ، خانواده و حتی طراحی آینده شهر مورد توجه قرار گیرد.
اردبیلی در ادامه، دو نگاه متفاوت به جایگاه زنان را مطرح میکند؛ نخست نگاهی که برابری را عمدتاً در رسیدن زنان به جایگاهها و توانمندیهای تعریفشده بر اساس الگوی مردانه میبیند و دوم، نگاهی که علاوه بر حقوق و فرصتهای مشترک، به ویژگیها و ظرفیتهای خاص زنان نیز توجه میکند.
او درباره نگاه نخست میگوید: «یه نگاه، نگاه برابری زنان و مردانه که من بهش میگم نگاه التقاطی یا بالاخره منقضی؛ فمینیست قدیمی، از این جهت که سقف آرزوهای زنان رو رسیدگی به کف امکانها و توانمندیهای مردانه میدونیم.»
از نگاه اردبیلی، مسئله این است که نباید سقف موفقیت زنان را صرفاً در رسیدن به همان الگوهایی تعریف کرد که پیشتر برای مردان شکل گرفته است. در مقابل، باید ظرفیتهایی را که میتواند از ویژگیها و تجربه زیسته زنان شکل بگیرد نیز شناخت.
«الگوی سوم»؛ شناخت مزیتهای زنانه
اردبیلی در توضیح رویکرد مورد نظر خود از مفهومی با عنوان «الگوی سوم» سخن میگوید؛ رویکردی که در آن قرار نیست زن برای اثبات توانایی خود صرفاً به نسخهای مشابه مرد تبدیل شود.
او میگوید: «نگاه مترقیتری در این رابطه وجود داره، حالا ما تو قالب الگوی سوم این رو دنبال میکنیم؛ اینکه پیشران زنانه، فرصت زنانه، مزیتهای زنانه، امکانهای زنانه هم شناخته بشه، هم براش بستر و فضای ظرفیت ایجاد بشه که بتونه به کار گرفته بشه برای حل مسئلههای کشور و شهر و حل مصالح خودش.»
در این نگاه، تفاوت میان زنان و مردان لزوماً به معنای برتری یا فرودستی یکی نسبت به دیگری نیست. تفاوت میتواند در صورت فراهمشدن بستر مناسب، به تنوع ظرفیتها و توانمندیها منجر شود.
اردبیلی نیز با تأکید بر همین موضوع میگوید: «قاعدتاً این با برابری تشابهمحور فاصله داره. یه بخش جدی از برابری انسانی به نظام مرد قطعاً وجود داره، اما یه بخش جدی تفاوتهایی وجود داره که این تفاوتها لزوماً به معنی فرادست، فرودست بودن نیست.»
این دیدگاه میتواند مفهوم برابری را از یک رقابت ساده میان زنان و مردان خارج کند و آن را به موضوعی درباره همافزایی ظرفیتها تبدیل کند؛ یعنی جامعه نه به دنبال حذف تفاوتها، بلکه به دنبال استفاده درست از آنها باشد.
وقتی تفاوت، تبدیل به مزیت میشود
در بسیاری از عرصههای اجتماعی، تنوع نگاه و تجربه میتواند به تصمیمهای بهتر منجر شود. زنان نیز با تجربههای متفاوتی که از خانواده، جامعه، آموزش، کار و زندگی اجتماعی دارند، میتوانند بخشی از مسائل را از زاویهای متفاوت ببینند.
اردبیلی معتقد است اگر تفاوتهای زنانه صرفاً به عنوان نشانهای از فرودستی دیده نشود، میتوان از ظرفیتهای ایجادشده در نتیجه همین تفاوتها استفاده کرد.
او میگوید: «وقتی اون نگاه، در واقع تفاوت معنادار در بخشهایی از ویژگیها ادراک بشه، تازه زنان دارای مزیتهایی در بسیاری عرصهها میشن که کارهای زمینمانده یا کارهای لاینحل رو میتونن حل کنند.»
این جمله، یکی از مهمترین بخشهای این نگاه به برابری است؛ اینکه هدف از فراهمکردن فرصت برای زنان، تنها افزایش آمار حضور آنان در ساختارهای مختلف نیست، بلکه اثرگذاری واقعی است.
اگر یک زن در یک محله بتواند مسئلهای اجتماعی را شناسایی و برای حل آن گروهی از زنان را همراه کند، اگر یک دختر نوجوان بتواند ایدهای برای بهبود زندگی محله خود ارائه دهد، اگر یک پژوهشگر زن بتواند راهحلی برای یک مسئله علمی پیدا کند یا اگر یک زن کارآفرین بتواند برای خود و دیگران فرصت اقتصادی ایجاد کند، در همه این موارد، برابری از یک مفهوم نظری به یک اتفاق واقعی در زندگی مردم تبدیل شده است.
از زنِ دریافتکننده خدمات تا زنِ حلکننده مسئله
این نگاه در حوزه مدیریت شهری نیز میتواند اهمیت ویژهای داشته باشد. شهر فقط مجموعهای از خیابانها، ساختمانها و خدمات عمومی نیست؛ شهر شبکهای از انسانها، خانوادهها و محلههاست و زنان میتوانند در شناسایی و حل بسیاری از مسائل اجتماعی نقش داشته باشند.
از این منظر، سیاستگذاری در حوزه زنان نباید فقط بر ارائه خدمات متمرکز باشد. بخش دیگری از سیاستگذاری باید به فعالکردن ظرفیت زنان برای مشارکت در حل مسائل اختصاص پیدا کند.
تجربههای مطرحشده از سوی مرکز زنان و خانواده شهرداری تهران نیز بر همین مسیر تأکید دارد؛ از شبکههای کنشگران زن در محلات تا برنامههای مرتبط با دختران نوجوان و فعالیتهای مادر و کودک. اردبیلی پیشتر نیز از توسعه شبکه کنشگری زنان و توجه به نقش زنان در فعالیتهای اجتماعی سخن گفته است.
این رویکرد میتواند یک تغییر مهم در نوع نگاه به زنان ایجاد کند: زن تنها کسی نیست که باید برای او برنامه طراحی شود؛ او میتواند یکی از کسانی باشد که خودش برای مسئله راهحل طراحی میکند.
دختران امروز؛ سرمایه اجتماعی فردا
در این میان، توجه به دختران نوجوان اهمیت ویژهای دارد. بسیاری از ویژگیهایی که یک فرد را برای مشارکت اجتماعی آماده میکند، از سالهای مدرسه و نوجوانی شکل میگیرد؛ اعتمادبهنفس، کار گروهی، مسئولیتپذیری، توان گفتوگو، حل مسئله و باور به اثرگذاری.
اگر دختر نوجوان از همین سالها تجربه کند که میتواند در محیط اطراف خود اثرگذار باشد، در آینده نیز احتمال بیشتری دارد که نقش اجتماعی فعالتری برعهده بگیرد.
برنامههایی که برای افزایش مشارکت دختران نوجوان و ایجاد فرصتهای فرهنگی، اجتماعی و مهارتی طراحی میشوند، از همین منظر اهمیت دارند. نمونههایی از این رویکرد در برنامههای شهری تهران نیز دیده میشود و اردبیلی در سالهای اخیر درباره تقویت فعالیتهای دختران نوجوان و ایجاد فرصت برای کنشگری آنان صحبت کرده است.
در چنین مدلی، دختر نوجوان فقط مخاطب برنامههای فرهنگی نیست؛ بلکه میتواند ایدهپرداز، کنشگر، داوطلب و حتی طراح بخشی از برنامههای اجتماعی باشد.
زنان؛ بخشی از راهحل آینده
نگاهی به وضعیت جهانی نیز نشان میدهد که مسیر مشارکت برابر زنان در تصمیمگیری هنوز به پایان نرسیده است. بر اساس دادههای UN Women، در ابتدای سال ۲۰۲۶ تنها ۲۸ کشور در جهان دارای زنان در مقام رئیس دولت یا رئیس حکومت بودند و زنان ۲۷.۴ درصد کرسیهای پارلمانهای ملی را در اختیار داشتند.
این اعداد نشان میدهد مسئله مشارکت زنان در تصمیمگیری همچنان در سطح جهان موضوعی جدی است؛ اما در کنار دیدن فاصلهها، میتوان بر روندهای رو به جلو و ظرفیتهای ایجادشده نیز تمرکز کرد.
در ایران نیز افزایش حضور زنان در دانشگاهها، گسترش فعالیتهای تخصصی، رشد کارآفرینی زنان، حضور آنان در حوزههای علمی و فرهنگی و توسعه شبکههای کنشگری اجتماعی، نشانههایی از همین ظرفیت رو به رشد است.
گام بعدی میتواند این باشد که این سرمایه انسانی و اجتماعی، بیش از گذشته به میدان تصمیمسازی و حل مسائل کشور و شهر وارد شود.
برابری برای ساختن آیندهای مشترک
روز برابری زنان را میتوان فرصتی برای بازتعریف یک پرسش دانست: قرار است زنان فقط به جایگاههایی برسند که پیشتر برای مردان تعریف شده یا قرار است جامعه به نقطهای برسد که ظرفیتهای زنان و مردان را در کنار یکدیگر برای ساخت آینده به کار گیرد؟
پاسخ به این پرسش، مسیر نگاه به برابری را مشخص میکند.
برابری اگر صرفاً به معنای «سهمخواهی» دیده شود، ممکن است به رقابت دائمی میان زن و مرد تبدیل شود؛ اما اگر بر مبنای عدالت در فرصتها و شناخت ظرفیتهای متنوع انسانی تعریف شود، میتواند به همافزایی اجتماعی منجر شود.
اردبیلی نیز در جمعبندی دیدگاه خود تأکید میکند: «حتماً برای این نگاه برای ما اولویت داره؛ برابری سهمخواهانه با نگاه حداقلی، نگاه فرودست به زنان که اوج قلهشون رسیدن به مردان باشه، این رو من تحقیرآمیز میدونم.»
از این زاویه، شاید مهمترین پیام چهارم شهریور این باشد که آینده جامعه زمانی کاملتر ساخته میشود که فرصت شکوفایی همه استعدادها فراهم باشد.
زنان برای آنکه اثرگذار باشند، لزوماً نیاز ندارند شبیه مردان شوند؛ همانطور که مردان نیز برای موفقیت زنان نیازمند حذف یا کنار گذاشتهشدن نیستند. جامعه به هر دو ظرفیت نیاز دارد؛ به تواناییهای مشترک انسانی و به تفاوتهایی که میتوانند در کنار یکدیگر، راهحلهای تازهای برای مسائل قدیمی ایجاد کنند.
چهارم شهریور، از این منظر، میتواند نه فقط روزی برای یادآوری یک مطالبه تاریخی، بلکه فرصتی برای دیدن آیندهای باشد که در آن زن، نه در جایگاه دریافتکننده صرف فرصتها، بلکه به عنوان یکی از سازندگان فرصت، حلکنندگان مسئله و شکلدهندگان آینده جامعه حضور دارد.
در چنین نگاهی، برابری پایان راه نیست؛ آغاز مسیری برای شکوفایی ظرفیتها است.
ارسال دیدگاه