عهدی که کهنه نمی‌شود؛ روایتی از یادمان مردان بی‌ادعا

پیشو(پانا) - وقتی به محفل بزرگداشت شهدا پا می‌گذاری، انگار زمان برای لحظاتی متوقف می‌شود. این مراسم‌ها، چیزی فراتر از یک دورهمی ساده یا اجرای یک برنامه رسمی هستند؛ این‌ها کلاس‌های درسی هستند که هرچند سال یک‌بار، به ما یادآوری می‌کنند که چه بودیم و به کجا رسیدیم.

کد مطلب: ۱۷۲۹۵۶۰
لینک کوتاه کپی شد
عهدی که کهنه نمی‌شود؛ روایتی از یادمان مردان بی‌ادعا

وقتی به محفل بزرگداشت شهدا پا می‌گذاری، انگار زمان برای لحظاتی متوقف می‌شود. این مراسم‌ها، چیزی فراتر از یک دورهمی ساده یا اجرای یک برنامه رسمی هستند؛ این‌ها کلاس‌های درسی هستند که هرچند سال یک‌بار، به ما یادآوری می‌کنند که «چه بودیم» و «به کجا رسیدیم».

شهدای دفاع مقدس، جوان‌هایی بودند مثل همه ما؛ با همین رویاها، با همین دغدغه‌ها و با همین وابستگی‌ها به خانه و خانواده. اما یک تفاوت بزرگ، آن‌ها را متمایز کرد: وقتی پای دفاع از خاک و ناموس و عقیده به میان آمد، آن‌ها از «خود» گذشتند تا «ما» باقی بمانیم. وقتی به عکس‌هایشان خیره می‌شوی، لبخندهای ساده‌ای را می‌بینی که شاید پشت آن، هزاران آرزو پنهان بود؛ اما آن لبخندها را فدای امنیت فردای این سرزمین کردند.

امروز که در این مجلس، پای صحبت‌های بازماندگان آن روزهای سخت می‌نشینیم، انگار دوباره به قلب عملیات‌ها برمی‌گردیم. از گرمای جنوب خوزستان تا سرمای استخوان‌سوز کردستان؛ از کانال‌های تنگ کمیل تا شب‌های پرستاره فکه. روایت‌هایی که از ایثارها و ازخودگذشتگی‌های شهدا شنیده می‌شود، فقط برای گریستن نیست؛ برای این است که بدانیم برای هر وجب از این خاک، چه خون‌هایی ریخته شده است.

بزرگداشت شهدا، فرصتی است برای ما که در شلوغی زندگی شهری و هیاهوی روزگار، گاهی «قطب‌نمای» خود را گم می‌کنیم. شهدا، ستاره‌های راهنمای این مسیر هستند. آن‌ها به ما یادآوری می‌کنند که می‌شود در اوج سختی‌ها هم «انسان» ماند، به وعده‌ها وفادار بود و با اخلاص کار کرد. حضور در این مراسم، نوعی بیعت است؛ بیعتی دوباره با آن آرمان‌هایی که شهدای ما برایش جان دادند: آزادی، شرافت و سربلندی ایران.

وقتی به نگاه مادر شهیدی در گوشه سالن دقت می‌کنی که با غرور و دلتنگی به قاب عکس پسرش چشم دوخته، می‌فهمی که این پیوند، هرگز گسستنی نیست. آن مادر، سال‌هاست که فرزندش را ندیده، اما با همان صلابت همیشگی، هنوز هم به راهی که فرزندش انتخاب کرده، افتخار می‌کند. این ایستادگی، درس بزرگی برای همه ماست که گاهی از کوچک‌ترین مشکلات زندگی‌مان می‌نالیم.

در نهایت، یادواره شهدا، برای «شهادت» نیست؛ برای «زندگی کردن» است. برای این است که به خودمان قول بدهیم که در هر جایگاهی که هستیم، چه به عنوان دانشجو، چه کارمند، چه خبرنگار و چه یک شهروند ساده، نگذاریم ارزش‌هایی که آن‌ها برایش جنگیدند، کمرنگ شود. ما وارثان آن روزهای حماسه‌ایم. هر قدمی که برای پیشرفت و آبادانی این کشور برمی‌داریم، در واقع ادامه همان راهی است که آن‌ها با خون خودشان سنگ‌فرش کرده‌اند.

نامشان زنده است، نه به خاطر کتیبه‌ها و تابلوهای خیابان‌ها، بلکه به خاطر یاد گرمی که در سینه‌های مردم این سرزمین باقی مانده است. تا وقتی که فرهنگ ایثار و عشق به وطن در رگ‌های این مردم جاری است، پرچم آن‌ها هرگز روی زمین نخواهد ماند.

یادشان گرامی و راهشان پررهرو باد.

نویسنده : دانش آموز: نگین تیموری

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار