مجید قناد در آیین نکوداشتش: دلم برای گفتن «بچه‌ها سلام» تنگ شده است

تهران (پانا) - مجید قناد، هنرمند پیشکسوت تئاتر و تلویزیون کودک، در آیین نکوداشت خود که به همت انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر برگزار شد، با بیان اینکه «دلم برای بچه‌ها تنگ شده است»، از آرزوی بازگشت به برنامه‌سازی کودک سخن گفت. در این مراسم، هنرمندانی از جمله رضا بابک، اصغر همت، ایرج راد و جمعی دیگر از پیشکسوتان عرصه تئاتر و تلویزیون حضور داشتند.

کد مطلب: ۱۷۲۴۲۱۹
لینک کوتاه کپی شد
مجید قناد در آیین نکوداشتش: دلم برای گفتن «بچه‌ها سلام» تنگ شده است

غروب سوم مرداد، عمارت خانه تئاتر حال و هوای دیگری داشت. از همان لحظه ورود، می‌شد فهمید قرار نیست فقط یک آیین تقدیر برگزار شود؛ انگار قرار بود خاطرات چند نسل، یک‌بار دیگر از قاب تلویزیون‌های قدیمی بیرون بیایند و در سالن استاد عباس جوانمرد جان بگیرند. هنرمندان یکی پس از دیگری وارد سالن می‌شدند؛ از رضا بابک، اصغر همت و ایرج راد گرفته تا رضا بنفشه‌خواه، اسماعیل خلج، حسن دادشکر، جواد انصافی، شهرام کرمی، منصور ضابطیان و جمعی دیگر از هنرمندان و مدیران فرهنگی. گفت‌وگوها بیشتر از هر چیز بوی خاطره می‌داد؛ خاطره روزهایی که بسیاری از حاضران، کنار کودکان این سرزمین برای هنر کار کرده بودند.

آیین نکوداشت مجید قناد شامگاه شنبه سوم مردادماه به همت انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر و با اجرای سیدجواد یحیوی برگزار شد؛ مراسمی که از همان دقایق نخست، بیش از آنکه رنگ و بوی یک تجلیل رسمی داشته باشد، به دیداری صمیمانه میان دوستان قدیمی و هنرمندانی تبدیل شد که سال‌ها در کنار یکدیگر برای تئاتر و تلویزیون کودک تلاش کرده‌اند.

یحیوی اجرای مراسم را با یادی از زنده‌یاد اکبر عبدی آغاز کرد و گفت سخن گفتن از او آسان نیست؛ زیرا با شنیدن نامش، هزاران تصویر و خاطره در ذهن زنده می‌شود. او همچنین از آرزوی قدیمی خود برای شنیدن تأیید عبدی نسبت به مسیر حرفه‌ای‌اش سخن گفت. پس از این صحبت‌ها، حاضران به احترام این بازیگر پیشکسوت یک دقیقه ایستاده او را تشویق کردند و با قرائت صلوات، یادش را گرامی داشتند؛ لحظه‌ای که فضای سالن را برای دقایقی کاملاً تحت تأثیر قرار داد.

 

در ادامه، مهدی قلعه، رئیس هیأت‌مدیره انجمن تئاتر کودک و نوجوان خانه تئاتر، با اشاره به سنت سالانه این انجمن در تجلیل از فعالان حوزه کودک و نوجوان، از همراهی اعضا و حامیان برنامه قدردانی کرد. او همچنین نقش ایرج راد را در شکل‌گیری و تثبیت خانه تئاتر یادآور شد؛ سخنانی که با تشویق ایستاده حاضران همراه شد. در همین بخش، کارت عضویت خانه تئاتر محمود ارسنجانی نیز با حضور مجید قناد به او اهدا شد.

علیرضا گیلوری، مدیرعامل خانه تئاتر نیز در سخنانی، مجید قناد را نماد شور، عشق و هیجان برای چند نسل دانست و گفت امروز که قاب تلویزیون از حضور هنرمندانی چون او خالی شده، ارزش سال‌ها تلاشش برای کودکان بیش از گذشته احساس می‌شود. او همچنین به فعالیت‌های صنفی قناد اشاره کرد و گفت این هنرمند تنها یک مجری برنامه کودک نبوده، بلکه همواره از اعتبار هنری خود برای حمایت از جامعه تئاتر نیز بهره برده است.

یکی از صمیمی‌ترین بخش‌های مراسم، زمانی بود که رضا بابک پشت تریبون قرار گرفت. او صحبت‌هایش را با شوخی آغاز کرد و خطاب به مجید قناد گفت: «من کوچک بودم که برنامه‌های عمو قناد را نگاه می‌کردم... درست می‌گویم؟ آن زمان خودمان تلویزیون نداشتیم و برنامه‌ها را در خانه خاله‌ام می‌دیدیم.» همین جمله، خنده حاضران را در سالن به همراه داشت و فضای رسمی مراسم را برای لحظاتی کاملاً صمیمانه کرد.

بابک سپس با لحنی جدی‌تر از مهارت مجریان کودک سخن گفت و با شوخی درباره خودش افزود که گاهی دیالوگ‌ها را فراموش می‌کند یا هنگام صحبت کردن تپق می‌زند، اما مجریان کودک با تسلط کامل شعر و دکلمه اجرا می‌کنند. او مجید قناد را هنرمندی نوآور توصیف کرد و گفت برنامه‌هایش در زمان خود جریان‌ساز بودند و کودکان را به مشارکت و حرکت وا می‌داشتند.

این بازیگر پیشکسوت با مرور روزهای طلایی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، از همکاری هنرمندانی چون بهرام بیضایی، عباس کیارستمی، حسین علیزاده و احمد شاملو در تولید آثار ویژه کودکان یاد کرد و گفت آن نسل توانست ارتباطی عمیق با کودکان برقرار کند. به اعتقاد او، هنر در تربیت نسل آینده نقشی تعیین‌کننده دارد و تئاتر، موسیقی و هنر، انسان‌ساز هستند.

بابک همچنین از مجید قناد به عنوان «پدیده تئاتر کودک» یاد کرد و در بخش دیگری از سخنانش، به اکبر عبدی پرداخت. او عبدی را استعدادی کم‌نظیر خواند و با ابراز تأسف گفت از همه ظرفیت‌های این بازیگر به درستی استفاده نشد. بابک همچنین از اخلاق حرفه‌ای عبدی در پشت صحنه گفت و تأکید کرد که او همواره حامی عوامل صحنه و نیروهای پشت پرده بود.

پس از پخش کلیپی از مادر مجید قناد، فضای سالن بار دیگر رنگ و بوی احساسی به خود گرفت. قناد که تحت تأثیر تصاویر مادرش قرار گرفته بود، با چشمانی اشک‌آلود روی صحنه آمد و مدالیوم خانه تئاتر را از دستان ایرج راد، اصغر همت، علیرضا گیلوری، بهرام ابراهیمی، محمد بهرامی، مهدی شفیعی و دیگر مدیران و هنرمندان دریافت کرد. همچنین هدایایی از سوی معاونت هنری وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، اداره‌کل هنرهای نمایشی، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و حامیان مراسم به او اهدا شد.

قناد در سخنانش با تشکر از استادان و هنرمندان حاضر گفت: «من کاری نکردم جز اینکه عشقم را به بچه‌ها بخشیدم.» او سپس از مادر ۹۰ ساله خود یاد کرد و گفت پس از فوت پدرش در هفت‌سالگی، مادرش هم نقش پدر را برایش ایفا کرده و هم مادر.

او در ادامه از خاطرات برنامه‌های مختلفش گفت و توضیح داد هر بار که مردم عبارت‌هایی مانند «گل گفتی، آی گل گفتی»، «قلقلی کجاست؟» یا «یه برنامه ببینیم» را برایش تکرار می‌کنند، بخشی از خاطرات سال‌های فعالیتش زنده می‌شود. قناد تأکید کرد نمی‌تواند یکی از برنامه‌هایش را بیشتر از دیگری دوست داشته باشد؛ همان‌طور که نمی‌توان میان فرزندان تفاوت گذاشت.

یکی از روایت‌های شنیدنی این مراسم، خاطره‌ای بود که قناد از اجرای زنده یکی از برنامه‌های کودک تعریف کرد. او گفت هنگام اجرا متوجه شد انگشت یکی از کودکان داخل لوله صندلی گیر کرده است. بدون آنکه برنامه متوقف شود یا دیگر کودکان متوجه ماجرا شوند، کنار کودک نشست، با او صحبت کرد و همزمان تلاش کرد دستش را آزاد کند تا در نهایت با کمک آب و صابون این اتفاق بدون ایجاد استرس برای کودک پایان یافت.

او گفت می‌توانست این اتفاق را به سوژه‌ای خنده‌دار برای برنامه تبدیل کند، اما ترجیح داد شأن و آرامش کودک حفظ شود؛ زیرا کسی که برای کودکان کار می‌کند، باید پیش و پس از خاموش شدن دوربین نیز دوستدار آنان باشد.

بخش پایانی سخنان قناد، احساسی‌ترین لحظه مراسم را رقم زد؛ جایی که با بغض گفت: «باور کنید دلم برای بچه‌ها تنگ شده است. دلم می‌خواهد یک روز صبح دوباره بگویم "بچه‌ها سلام"، اما برای این کار، دل باید آرامش داشته باشد.» جمله‌ای که با تشویق ممتد حاضران همراه شد و بسیاری از حاضران را به یاد صبح‌های کودکی‌شان انداخت.

آیین نکوداشت مجید قناد در پایان با اجرای هنرجویان آموزشگاه زنبورک همراه شد؛ کودکانی که موسیقی خاطره‌انگیز فیلم «کلاه‌قرمزی و پسرخاله»، تیتراژ «آقای حکایتی» و قطعاتی از برنامه‌های قدیمی کودک را اجرا کردند تا پرونده شبی بسته شود که بیش از آنکه درباره یک هنرمند باشد، درباره خاطرات مشترک چند نسل از کودکان ایران بود.

رها اردشیری

ارسال دیدگاه

پربازدیدترین ها
آخرین اخبار