میراث قامت بیتکان؛ آغازی بر یک روایت ابدی
هشترود (پانا) - وداع با اسطورههای ایستادگی، هرگز به معنای پایان راه آنان نیست؛ بلکه نقطهی پیوند جامعه با یک «ایده» و «مکتب جاری» است. پیکرهایی که در خاک آرام میگیرند، در حقیقت بذرهای باور و مقاومت هستند که در عمق جانها ریشه میدوانند و با خون خود، مسیر فردا را فراروی پویندگان حق روشن میسازند.
وقتی طوفانها سهمگینتر از هر زمان دیگری وزیدن میگیرند، چشمها ناخودآگاه به دنبال تکیهگاهی مستحکم میگردند؛ به دنبال تنها کوه ایستادهای که قامت بیتکانش در برابر ستم، همواره بلندتر از تمام کینهها و عداوتها افراشته است. خداحافظی با چنین قامتی، وداع با یک شخص یا یک کالبد مادی نیست؛ بلکه تجدید عهد و پیوند با جریانی است که در رگهای تاریخ جاری خواهد ماند.
گمان باطل بدخواهان همواره بر این بوده که با رفتن راهبران حق، مسیر تاریک و متوقف میشود. اما سنت تاریخ اثبات کرده است که خون سرخ ایستادگان، خود والاترین چراغ هدایت است. جهان و مسیر آینده با این ایثارها معنا مییابد و پرتو این خون، تا همیشه روشنگر گامهای بعدی خواهد بود. این قامتی نیست که به خاک بیفتد و فراموش شود؛ این بذری است که در قلوب یک ملت ریشه دوانده و جوانه میزند.
در عمق نگاه این قامت استوار، آرامش حق تجلی داشت و در دستانش، تسلیم محض در برابر معشوق. آن دستی که با تکریم بر قلب نهاده میشد، نشان از قلبی مطمئن و وسیع داشت که تمام جهان مادی در برابر عشق و ایمان جاری در آن، کوچک و ناچیز مینمود. او از میان ما نرفته، بلکه از مرزهای محدود زمان و مکان عبور کرده است تا در جان و اندیشهی تکتک ما تکثیر و جاری شود. قامت استوار او اکنون نه بر زمین خاک، که بر سقف آسمان باورهای ما سایه افکنده است.
آنچه در تصویر ماندگار او ثبت شده است، فراتر از یک چهره، ترسیم یک تاریخ زنده و یک حماسهی مستمر است. مرگ در این مکتب، پایان کار نیست؛ بلکه دروازهای گشوده به سوی ابدیت و آغازی بر یک روایت جدید است. راهی که آغاز شده، با هر ضربان قلبی که برای حق و عدالت میتپد، با صلابت و ایمانی راسختر از پیش ادامه خواهد یافت.
ارسال دیدگاه