تهران در انتظارِ آخرین نگاهِ رهبر
کهریزک (پانا) - تنها چند روز مانده تا لحظهای که زمان در تهران متوقف میشود؛ روزی که نه با صدای شهر، که با صدای هقهقِ دلهای بیقرار و سنگینیِ بغضهای فروخورده، بیدار خواهیم شد. در حالی که همه برای آخرین دیدار با رهبر شهیدمان در مصلی آماده میشوند، انگار تمامِ امیدها و اشکها در انتظارِ آن لحظهی تلخ و باشکوه، در گلو حبس شده است.
چند روز مانده است… اما این چند روز، مثل سالها میگذرد. انگار زمان در این روزهای انتظار، نفسهایش بند آمده است. در تمام گوشه و کنار شهر، در سکوتِ خانهها و در میانِ هیاهوی خیابانها، یک حس مشترک جریان دارد: یک بغضِ سنگین که راهِ گلویتان را بسته است.
ما در روزهای منتهی به این مراسم بزرگ، با نوعی «انتظارِ پر از اشک» روبرو هستیم. همه میدانیم که روزهای معدودی تا آن لحظهی تاریخساز باقی مانده است؛ روزی که جمعیت بیشمار، راهی مصلی امام خمینی (ره) خواهند شد تا برای آخرین دیدار با «رهبر شهیدمان»، عهدِ وفاداری ببندند.
این چند روز، روزهای انتظار برای وداع است. انتظار برای لحظهای که پیکر مطهر ایشان از میان جمعیت عبور کند و ما، برای آخرین بار، با نگاهی که لبریز از عشق و افتخار است، به او بنگریم. این روزها، روزهایِ آماده شدن برای آن وداعی است که هرگز فراموش نخواهیم کرد؛ وداعی که در آن، اشکها نه از روی ناامیدی، بلکه از سرِ عشق و تجدیدِ میثاق خواهد بود.
در هر خیابان و در هر محله، انگار همه منتظرند تا آن لحظهی بزرگ فرا برسد. این سنگینیِ بغض در دلها، نشان از آن دارد که ما با چه عمیق از ایشان باخبر بودیم و چقدر جای خالیشان در میان ما، بزرگ است. اما در عین حال، در این انتظار، نوعی استواری هم دیده میشود؛ استواریِ مردمی که میدانند رهبرشان، هرچند جسمانی در میان ما نیست، اما راهش در تکتکِ قلبهایمان زنده است.
روزهای باقیمانده، برای ما فقط روزهای عادی نیستند؛ اینها روزهای آمادگی برای یک وداع بزرگ است. روزهایی که در آن، از حالا در دلهایمان برای آن لحظهی دیدار در مصلی، جای خالیِ اشکها را آماده میکنیم.
چند روز دیگر، مصلی تهران، شاهدِ بزرگترین و پراحساسترین میعادِ تاریخ خواهد بود. میعادِ دیدارِ آخر؛ میانِ مردمی که عاشق بودند و میانِ رهبری که همیشه در یادشان خواهد ماند.
ارسال دیدگاه