یادداشت/
درس های مکتب آقای شهید
قم(پانا) - بدرقه میلیونی سربازان مکتب اسلام، پاداش ۳۶ سال مجاهدت آقای شهیدمان بود، آقایی که درس های مکتب عاشورایی اش امروز همه دنیا را فراگرفته است.
آقایمان! امروز، در حالی که پیکر مطهرتان را با قلبی آکنده از غم و اندوه تا حرم مطهر رضوی بدرقه کردیم، خاطراتی که همراه شما در سختیها و خوشیهای این خانه ساختیم، دوباره از ذهن مان گذشت.
ایستادگیهایتان در برابر بیگانگان و مزدوران، مجاهدتهایتان در راه اسلام، رفتار گرم و صمیمی تان در دیدار با سربازان کوچک آینده ساز وطن، همه و همه آموزههایی بودند که از مکتب ایمان و اخلاق شما آموختیم.
شما به ما درس دفاع از وطن و انتقام خون شهدا را آموختید و این آموزش را در ۹ اسفند ۱۴۰۴ به پایان رساندید و پند آخرتان، یعنی مقاومت تا آخرین لحظات و ایمان به خدای یکتا در مواجهه با همه مشکلات، پندی عاشورایی و قرآنی بود که آویزه گوش مان کردید، اما این بار، شما در خوابی ابدی آرمیدید؛ خوابی که برایتان از عسل شیرینتر بود و سالها انتظارش را میکشیدید و البته در آن عالم هم حواس تان به ما هست.
و اما ما، فرزندان این میهن، چشمانمان را بیش از پیش گشودیم و گوشهایمان را بهتر از هر موقعه تیز کردیم تا ببینیم چه کسانی آقای ما را به شهادت رساندند و انتقام گیریم از آنانی که سایه رهبرمان را از سرمان کوتاه کردند.
امروز سربازان جان برکف شما، با حضور میلیونی خود در مراسم تشییع پیکر پاکتان، پاداش بیش از ۳۷ سال خدمت مجاهدانه و خستگیناپذیرتان را ادا کردند. ملتی که از اقصی نقاط کشور، دست در دست هم و با مشتهای گره کرده، طنین انتقام سر دادند و با دنبال کردن رد خون شما، بار دیگر ثابت کردند که فرزندان ایران و دانشآموختگان این خاک و پرچم هستند.
امام شهید و رهبر خستگیناپذیرم، ما سربازان مکتب شما هوشیاریم و به شما قول میدهیم، همانطور که با خونتان به ما آموختید، از دشمن نهراسیم و وطنمان را به هیچ قیمتی نفروشیم. ما تو را به خاک سپردیم اما تو خاک را به ما! و ما تا پای جان پای این خاک و این پرچم می ایستیم.
ارسال دیدگاه